راه های دورنگهداشتن خانواده از اعتیاد

اگرچه ریشه کنی اعتیاد تقریبا ناممکن است ، ولی باید برای پیشگیری از گسترش آن و نیز درمان مبتلایان ، تلاشهای برنامه ریزی شده ای صورت گیرد. باید با همه قوا با این بلای بزرگ قرن مبارزه کرد.
کد خبر: ۶۹۰۷۴

نکته قابل توجه این است که درباره اعتیاد هم مانند سایر بیماری ها پیشگیری بهتر از درمان است. در واقع می توان گفت پیشگیری عملی تر از درمان و ترک اعتیاد است.
شاید بهترین راه مبارزه با اعتیاد، جلوگیری از ابتلا به آن باشد. بنابراین شناخت عوامل موثر در اعتیاد و نیز عوامل دخیل در ایمن سازی علیه این بلای خانمانسوز در هر جمعیت بسیار حایز اهمیت است.
اولین مرحله پیشگیری از زمان کودکی و در حقیقت در بدو تولد آغاز می شود. تحقیقات نشان می دهد سوئمصرف مواد حتی در توارث نیز اثر می گذارد و فرزندان پدران الکلی تمایل بیشتری برای اعتیا د به الکل دارند. پس نخستین گام منع والدین از سوگیری منفی است.
سپس آنچه بیش از هر چیز در گرایش های آینده انسان نقش دارد، آموزش های والدین در خانواده ، این کوچکترین واحد اجتماعی است. والدین برای اعمال تربیت کارساز، باید خود به لحاظ گفتار و رفتار کودک را از نزدیک شدن به قلمروی گرایش های منفی باز دارند.
تربیت صحیح زمانی میسر خواهد شد که الگوی مناسبی وجود داشته باشد و پدر و مادر اولین و بهترین الگوهای کودک هستند.
آشنایی با مفاهیم مثبت و منفی و گرایش به آنها عملا از محیط خانواده آغاز می شود و به همین ترتیب با ورود کودک به اجتماعات بزرگتر ادامه می یابد. با آموزش صحیح که البته کار چندان آسانی نیست ، کودک در جایگاه یک فرد با ارزشها و ضد ارزشها بخوبی آشنا می شود. او فرا می گیرد به چه چیزی گرایش پیدا کند و از چه چیز بپرهیزد.
این گونه است که با این دانسته ها و باورها رشد می کند و لذا با پذیرش ژرف یکسری اصول و مبانی تعریف شده به عنوان ارزشهای اخلاقی ، فرهنگی و اجتماعی پرورش می یابد. این راه ، عملا روشی برای منع او از گرایش های منفی از جمله اعتیاد است.
به این ترتیب خودبه خود اقدام پیشگیرانه و ایمن سازی اولیه صورت می گیرد. در این صورت است که دیگر عوامل مانند شرایط دشوار زندگی ، رویارویی با ناکامی ها، فقر و غیره منجر به زیر پا نهادن همه ارزشها و گرایش به سمت جهان بدون هشیاری اعتیاد نخواهد شد.کودک وارد جامعه ای می شود که مجموعه ای از ارزشها و ضدارزشها را به او معرفی می کند. در واقع پیش از آن که او زبان به سخن بگشاید، باید بشنود.
او همه چیز را می شنود، اما باید بیاموزد که لازم نیست هر آنچه را می شنود، گوش دهد. او باید بتواند نه بگوید و این مهارت را از کودکی فرا می گیرد و در صورت عدم آموزش ممکن است در هر سنی و در برابر هر پیشنهادی تسلیم شود.
هر فردی باید این مهارت را از کودکی بیاموزد تا در نوجوانی و جوانی بتواند در برابر پیشنهادهای مختلف از جمله کشیدن سیگار، استفاده از موادمخدر و غیره که معمولا در قالب واژه تفریح تحمیل می شوند، براحتی و بی هیچ نگرانی بگوید نه.
به این ترتیب خود را از تنگنای کسب رضایت دیگران به قیمت تباه کردن زندگی خود برهاند. والدین آگاه با شیوه تربیتی صمیمانه و صحیح ، از آسیب پذیرشدن فرزند خود جلوگیری می کنند. به این معنا که اگر روش تربیتی بدرستی اعمال شود، مقاومت لازم برای مواجهه با مسائل و مشکلات بدون آسیب پذیری امکانپذیر خواهد بود.
واضح است که تحت شرایط یکسان افراد آسیب پذیر، بیش از دیگران صدمه می بینند. مساله دیگر مراقبت و نظارت بر روابط فرزندان است.
یکی از شایع ترین روشهای گرفتارشدن به دام اعتیاد، مجالست با دوستانی است که در واقع دشمنانی در نقاب دوست هستند. آنان بعمد و به سهو می توانند دست جوان نورسته ای را بگیرند و با خود به قعر نیستی ببرند.
گاهی اوقات هم خود بر لب پرتگاه می ایستند و سقوط دیگران را تماشا می کنند و به این وسیله به نوایی هم می رسند. روی آوری به اعتیاد در همه سنین امکانپذیر است و عوامل متعددی در این کار دخالت دارند. دوره راهنمایی و دبیرستان زمان سوگیری گرایش هاست.
در این هنگام جوان به لحاظ حس خود بزرگ بینی ، کنجکاوی ، ظهور غریزه جنسی ، خیالپردازی و غیره دوران حساسی را می گذراند. بنابراین برخورد با آنها باید کاملا حساب شده و تحت کنترل باشد. افراد بزرگسال هم نیازهایی مطابق با سن و جنس و موقعیت خود دارند؛ برای مثال فقر یکی از شایع ترین علل روی آوری به موادمخدر است.
ریشه کنی اعتیاد بدون رفع فقر حاکم ممکن نخواهد بود. شرایط دیگر مانند فقر فرهنگی ، ناآگاهی ، کمبود شغل و مسکن ، مشکلات با همسر، اضطراب ناشی از زندگی ماشینی ، دور شدن از طبیعت بکر و الهام بخش زندگی ، کمبود امکانات رفاهی ، وجود رفتارهای تبعیض آمیز و تحقیرکننده و غیره هریک می توانند به نوعی در گرایش به اعتیاد نقش داشته باشند.
در اینجا مشخص می شود که طیف برنامه های مبارزه با موادمخدر تا چه حد باید گسترده باشد و ابزار موردنیاز اعم از فرهنگی ، آموزشی ، تفریحی هر یک بخشی از این برنامه ها را پیش می برند.
تا اینجا صحبت از کسانی بود که هنوز آلوده به موادمخدر نشده اند و باید سعی کرد تا از آن فاصله بگیرند. در مرحله ای دیگر از مبارزه با اعتیاد، با فرد یا افرادی مواجه هستیم که در این دام گرفتار شده اند. در این زمان 2واکنش بموقع موردنیاز است:
درمان بیمار و ممانعت از عود آن. در اینجا فرد با ماده مخدر آشنا شده و مسلما رهاکردن او از بند اسارت اعتیاد از پیشگیری دشوارتر است. چرا که بیماری هست که باید درمان شود.
در حالی که پس از درمان نیز امکان قرارگرفتن در معرض عامل آسیب زا وجود دارد و از آن گریزی نیست ؛ بنابراین کار کمی دشوارتر بوده و زمان بیشتر، برنامه های خاص و اقدامات پیچیده تری را می طلبد. البته در این مرحله توجه به شخصیت فرد نیز حایز اهمیت است.
او باید خود علاقه مند به ترک باشد. درحالی که فرصت آزمایش مجدد مواد باید از او گرفته شود.بالاخره مرحله دیگری هم وجود دارد و آن زمانی است که با یک بیمار آسیب دیده مواجه هستیم. فرد معتاد در واقع به نوعی بیمار است ، اما مجرم نیست.
شاید او با پای خود به این قلمرو شوم وارد شده باشد، اما برای ترک آن نیازمند یاری است. آنچه تحت عنوان بازپروری مطرح می شود عبارت از باز گرداندن سلامت فرد معتاد و رهایی از این تنگناست. رسالت این اقدامات ، پرورش مجدد فرد است.
به طوری که بعد از درمان ، خود از عامل بیماری پرهیز کند. یک نکته اساسی و بسیار مهم در میسرشدن هدف درمان ، تمایل خود فرد و عزم او برای ترک اعتیاد است. در غیر این صورت درمان موثر عملی نمی شود. دوره درمان طولانی است و او باید این را بپذیرد.

زهرا فقهی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها