زندگی پنهانی قاتل فراری پس از 2سال به پایان رسید

خشم و شک؛ انگیزه رفیق‌کشی

«به آنها شک کرده بودم، اما مطمئن نبودم» رضا این را می‌گوید، سرش را پایین می‌اندازد و ادامه می‌دهد: دستشان برایم رو شد. خودم صدای آنها را شنیده بودم. مرد جوان برگه صورتجلسه را پیش می‌کشد و شروع به نوشتن از جنایتی می‌کند که دو سال پیش مرتکب شده بود.
کد خبر: ۶۸۵۵۶۶

رضا، سال 91 یکی از دوستانش را به بهانه خیانت به قتل رساند و بعد از جنایت همراه همسرش پا به فرار گذاشت. متهم جوان که سعی کرده بود تمام سرنخ‌ها را از بین ببرد و هیچ ردی از خود به جا نگذارد، در نهایت با تلاش‌ کارآگاهان جنایی استان لرستان، در شهرستان ساوجبلاغ استان البرز شناسایی و دستگیر شد.

کشف جسد

جسد مردی جوان اواسط سال 91 از سوی یک عابر کنارجاده‌ای در استان لرستان پیدا شد. تماس مرد عابر با پلیس، ماموران را راهی محل حادثه کرد. آنها با حضور در محل با جسد مردی حدود بیست و پنج ساله مواجه شدند. دست و پای مرد جوان با سیم بسته شده بود که در تحقیقات بعدی مشخص شد سیم متعلق به دستگاه جاروبرقی است. علاوه بر این پارچه پهنی داخل دهان مقتول گذاشته شده بود. در تن‌پیمایی از جسد مشخص شد در دو قسمت سر قربانی آثار شکستگی و اصابت جسم سنگین وجود دارد.

با توجه به نحوه قرار گرفتن جسد، این احتمال مطرح شد که قتل در محل دیگری رخ داده و عامل یا عاملان جنایت، جنازه مرد جوان را به آنجا انتقال داده‌اند. در بازرسی از جیب‌های مقتول هیچ مدرکی که هویت او را فاش کند، به دست نیامد و به این ترتیب جسد مرد جوان به پزشکی قانونی انتقال یافت.

درگیری خانوادگی

بررسی‌ها برای شناسایی هویت قربانی و عامل این جنایت ادامه داشت تا این‌که زنی جوان به یکی از کلانتری‌ها مراجعه کرد و از ناپدید شدن برادرش خبر داد.

او به پلیس گفت: برادرم به نام شهرام مدتی است در تهران زندگی می‌کند. چند روز قبل همه به عروسی یکی از اقوام دعوت شدیم. موضوع را به برادرم گفتم و قرار شد او هم در این جشن شرکت کند. شهرام روز قبل از عروسی همراه همسر یکی از دوستانش به نام رضا از تهران به خانه ما آمدند. رضا یکی از دوستان شهرام و البته همشهری و همسایه ما بود و او و همسرش نیز به جشن عروسی دعوت شده بودند. نزدیک غروب بود که شهرام و همسر رضا وارد خانه شدند. شهرام گفت، برای رضا کاری پیش آمده و خواسته او و همسر رضا با هم بیایند و رضا بعد از اتمام کارهایش، راه می‌افتد.

زن جوان ادامه داد: «حدود یک ساعت بعد رضا به خانه ما آمد و بدون هیچ احوالپرسی به طرف شهرام رفت و با هم درگیر شدند. بعد هم شهرام را با زور سوار خودرویش کرد؛ چون رضا خیلی عصبانی بود، هیچ کدام جرأت نکردیم به او حرفی بزنیم. گفتیم اختلافی است که بین دو دوست رخ داده است و خودشان مشکل را حل می‌کنند. با همین تصورات ترجیح دادیم در ماجرا دخالت نکنیم. ساعاتی بعد رضا همان‌طور ناراحت و عصبانی برگشت و از همسرش خواست تا همراه او برود. هر چه از او پرسیدیم شهرام کجاست و چه اتفاقی برایش است؟ جوابی نداد و گفت، بزودی می‌فهمید. از آن شب به بعد هیچ خبری از شهرام نداریم. رضا هم بعد از آن شب ناپدید شد و نمی‌دانیم کجاست و چه بلایی سر برادرم آمده است.

دستگیری متهم

ماموران بعد از شنیدن اظهارات زن جوان، تحقیقات خود را برای یافتن شهرام آغاز کردند و به این نتیجه رسیدند که ممکن است جوان بیست و چهار ساله کشته شده باشد. کارآگاهان پس از طرح این فرضیه به بررسی اجساد مجهول‌الهویه پرداختند و فهمیدند جنازه‌ای که کنار جاده پیدا شده بود، شبیه شهرام است. در ادامه خانواده شهرام با حضور در پزشکی قانونی، هویت مقتول را تائید کردند و به این ترتیب راز جسد ناشناس برملا و مشخص شد شهرام قربانی جنایتی هولناک شده است.

مدارک و سرنخ‌هایی که در پرونده به دست آمده بود، حکایت از آن داشت که پسر جوان به دست دوستش به قتل رسیده است، اما متهم این پرونده پس از جنایت پا به فرار گذاشته بود و هیچ سرنخی از او در دست نبود؛ به همین دلیل تحقیقات در این زمینه بی‌نتیجه ماند تا این‌که دو سال بعد از جنایت، مدارکی به دست آمد که نشان می‌داد رضا در شهرستان ساوجبلاغ ساکن است.

سرهنگ دالوند، رئیس پلیس آگاهی استان لرستان در این‌باره می‌گوید: «با به دست آمدن نشانی محل زندگی رضا، گروهی از کارآگاهان جنایی با گرفتن نیابت قضایی راهی استان البرز شدند و مرد جوان را دستگیر کردند. پسر جوان برای تحقیقات به اداره آگاهی استان لرستان انتقال یافت.»

شنود صدا

رضا در بازجویی‌ به جنایتی که دو سال قبل مرتکب شده بود، اعتراف کرد و درباره انگیزه قتل گفت: چند سال قبل به اتهام حمل و نگهداری مواد مخدر دستگیر و به دو سال حبس محکوم شدم. در این مدت چون همسرم تنها بود و خانواده‌هایمان نیز در شهرستان بودند، از شهرام که صمیمی‌ترین دوستم بود، خواستم به همسرم سر بزند و اگر کاری داشت برای او انجام بدهد. بعد از آزادی از زندان متوجه تغییر رفتار همسرم شدم و کم‌کم به رابطه او با شهرام شک کردم، اما هیچ مدرکی در این رابطه نداشتم و از طرفی هم احتمال می‌دادم ماندن در زندان باعث بدبینی من شده و همسرم چنین خیانتی در حق من نکرده است.

او ادامه داد: برای این‌که از این موضوع مطمئن شوم، مخفیانه بدون آن‌که همسرم متوجه شود، دوربینی را در خانه جاسازی کردم، اما او دوربین را پیدا کرد و نقشه‌ام با شکست مواجه شد. با این حال من آرام ننشستم. باید به من ثابت می‌شد که همسرم با شهرام ارتباط دارد، یا نه؟ برای همین وقتی فهمیدم به یک جشن عروسی در شهرمان دعوت شده‌ایم، نقشه جدیدی کشیدم. داخل خودرویم شنود کار گذاشتم و به این بهانه که برایم مشکلی پیش آمده، از شهرام خواستم با خودرویم، همسرم را به شهرستان ببرد. به او گفتم شما بروید و من بعد از پایان کارم، راه می‌افتم، اما دروغ گفته بودم، چون آنها را با فاصله‌ای کوتاه تعقیب می‌کردم و از طریق شنودی که در خودرویم جاسازی کرده بودم، صدای آنها را گوش می‌دادم. با شنیدن حرف‌های آنها شک من به یقین تبدیل شد و تصمیم گرفتم از شهرام انتقام بگیرم. من به او اعتماد و او به من خیانت کرده بود. به محض این‌که به شهرمان رسیدم، به خانه شهرام رفتم و او را با تهدید و زور از منزل بیرون کشاندم و سوار ماشینم کردم. در حالیکه بسیار عصبانی بودم با سیم جاروبرقی که داخل خودرویم بود، دست و پای او را بستم و همان سیم را دور گردنش پیچیدم. بعد هم دستمالی را داخل دهانش گذاشتم. وقتی مطمئن شدم او مرده است، جسدش را کنار جاده رها کردم و به خانه شهرام برگشتم و به همسرم گفتم باید آنجا را ترک کنیم، چون می‌دانستم دیر یا زود جسد شهرام پیدا می‌شود، از طرفی همه دیده بودند که شهرام با من از خانه خارج شده است و به همین دلیل راز این ماجرا خیلی زود برملا می‌شود، خانه‌ام را تغییر دادم و حدود دو سال فراری بودم، که دستگیر شدم.»

پس از اعتراف مرد جوان به جنایت، او با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد و تحقیق از وی ادامه دارد.

توسل به قانون به جای رفتار خودسرانه

مهسا یارندی ـ روان‌شناس

سوءظن یکی از موضوعاتی است که علائم و آثار آن در اختلافات زناشویی و حتی قتل‌های خانوادگی بویژه همسرکشی دیده می‌شود. سوء‌ظن در برخی موارد نوعی اختلال است. اشخاص مبتلا به پارانویا به دیگران بدبین هستند و گمان می‌کنند دیگران مرتب در حال خیانت به آنها یا توطئه علیه‌شان هستند و.... چنین اشخاصی به روان‌درمانی و گاه دارودرمانی نیاز دارند. در پاره‌ای موارد نیز سوء‌ظن ناشی از رفتار نامناسب طرف مقابل و احتمالا خیانت است. در پرونده مورد بحث فرد زندانی بعد از آزادی متوجه رابطه همسرش با مردی دیگر می‌شود و موضوع را پیگیری می‌کند. او برای این کار دست به اقداماتی نامتعارف مانند کار گذاشتن دوربین و دستگاه شنود می‌زند که این نشان می‌دهد وی از شکی بیمارگونه رنج می‌برده، بنابراین نمی‌توان به صحت ادعای او درباره خیانت همسرش اطمینان داشت، اما به فرض درست بودن گفته‌های متهم، باز هم باید به این نکته توجه داشت که گرچه خیانت عملی قبیح و غیرقابل توجیه است، اما افراد نباید این رفتار را با رفتار نادرست دیگری مانند قتل پاسخ بدهند. افراد باید بدانند قانون به این منظور تدوین می‌شود تا روابط میان شهروندان را تنظیم کند و اگر حقی تضییع شده است، پیگیری‌های لازم را انجام بدهد. هر چه باور به قانون بیشتر و درونی‌تر باشد، احتمال ارتکاب رفتارهای خودسرانه مانند همسرکشی کاهش می‌یابد. بنابراین باید از طریق آموزش جایگاه قانون را در جامعه بالا برد.

مرجان رضایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها