در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برای هواداران بارسلونا، موفقیت مسی در لباس آرژانتین بسیار اهمیت دارد و جمع کثیری از فوتبال دوستان جهان در انتظارند تا تکلیف مسی با تصاحب جایگاه مارادونا در دنیای فوتبال روشن شود. این سوال مدتهاست ذهن من را اشغال کرده است، براستی مسی در توانش هست که جای مارادونا را بگیرد؟ صحبت بر سر بزرگی یا ماجراهای حاشیهای زندگی مارادونا نیست، در این باره بارها نوشته شده و خواندهایم، اما حقیقت را نمیشود نادیده گرفت و آن اینکه مارادونا در قلب مردم آرژانتین است و در سراسر جهان میلیونها هوادار دارد. هنوز هم به صورت قطعی کسی ثابت نکرده که مشکلات اخلاقی او از سوی یک مافیا هدایت میشد یا کاملا شخصی بود.
در هر حال مسی برای آنکه مارادونای دوم آرژانتین باشد، باید قدم اول را درست بردارد، قدم اول هم این است که خودش بخواهد و اراده کند. برخی از کارشناسان بر این باورند که مسی اصولا انگیزه رسیدن به مقام مارادونا را ندارد و از اینکه به او مارادونای دوم بگویند لذت نمیبرد. مشکل دقیقا از همین جا آغاز میشود، ستاره جوانی که دوست ندارد مارادونای دوم باشد چگونه در جستجوی راهی برای ورود به قلب مردم آرژانتین است؟
مسی در بازی برابر بوسنی خوش درخشید، گل زد، پاس گل داد و مثل همیشه خلاق و فرصتطلب و زهردار بود، مربی بوسنی در نشست خبری تقریبا در پاسخ به همه سوالات از مسی حرف زد، حق داشت چراکه مسی کابوس او و تیمش بود و تیمهای دیگر هم چنین کابوسی دارند.
این ستاره جوان برای تبدیل شدن به مارادونای دوم به فرض خواستن و حرکت به سوی این هدف باید یک کار مهم دیگر هم انجام بدهد، مسی باید تسلیم کار گروهی شود، او نباید فراموش کند مارادونا مدیون آرژانتین است و اگر آرژانتین یا بارسلونا نبودند او هرگز مطرح نمیشد، در جریان بازی آرژانتین برابر بوسنی حرکات مسی به نظر خودمحور و مستقل میآمد، او در کارهای گروهی کمتر شرکت کرد و شاید منتظر خوشخدمتی سایر بازیکنان تیم بود. این فرآیند در نظر مردم بسیار زشت و کسلکننده است و از مسی با این شرایط هرگز یک مارادونای دوم خلق نمیشود.
آنخل کروز / آس اسپانیا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: