بیمه طلایی چهار سال پیش خوش اسم و رسم بود، چون خدماتی ارائه و خیال فرهنگیان را از بابت درمان راحت میکرد. همین شد که در مدت زمانی اندک بیش از 700 هزار فرهنگی در کشور تحتپوشش این بیمه قرار گرفتند و برای خود آسودگی خیال برای روزهای سخت پسانداز کردند؛ اما در برای این بیمه روی یک پاشنه نچرخید و هر چه زمان گذشت از تعهدات بیمه طلایی کاسته و بر حق بیمهها افزوده شد.
مروری بر تاریخ چهار ساله این بیمه نشان میدهد در سال نخست بهازای هر نفر 5000 تومان به عنوان حقبیمه از فرهنگیان دریافت میشد که این رقم در سال دوم به 17 هزار و500 تومان برای هر نفر رسید که رشد قابلتوجهی بود. این رقم در سال سوم به 23 هزار و 500 تومان افزایش یافت که رشدی ملایم داشت، اما تقبل آن برای بسیاری از فرهنگیان سخت بود و همین شد که موج انصرافها شکل گرفت.
حالا برای سال چهارم این رقم 26 هزار تومان در نظر گرفته شده که باز هم برای عدهای از فرهنگیان مبلغ چشمگیری است، بخصوص اینکه فرهنگیان میزان خدمات دریافتی و حمایتهای بیمهای را متناسب با حق بیمههای دریافتی نمیبینند.
البته چون در آخرین روز اردیبهشت، مدیرکل تعاون و پشتیبانی آموزش و پرورش در گفتوگو با فارس خبر داد که 50 درصد این حق بیمه یعنی 13 هزار تومان را فرهنگیان میپردازند و بقیه از محل اعتبارات رفاهی آموزش و پرورش تامین میشود کمی آرامش خیال برای فرهنگیان بهوجود آمده، گرچه هنوز بسیاری از فرهنگیان 13 هزار تومان را نیز برای خدمات دریافتی زیاد میدانند و عزم خروج از پوشش بیمه تکمیلی طلایی را دارند.
هر چقدر پول بدهی...
اینکه بخش قابلتوجهی از فرهنگیان قادر به پرداخت حق بیمهها نیستند (حق بیمه خود به علاوه افراد تحتتکفل) به حقوق و دستمزدهای پایین این قشر و کمرنگ شدن رغبت آنها برای ادامه این بیمه به خدمات ضعیف بیمه طلایی آن هم درست در زمانی که یک فرهنگی نیاز به حمایت دارد، برمیگردد که تا به حال نیز فکری برای آن نشده است.
اگر این دو موضوع را کنار گفتههای روزهای اخیر وزیر آموزش و پرورش و معاونانش قرار دهیم که میگویند بیمه ایران مبالغ بیشتری را به عنوان حق بیمه طلب میکرد و بیمه آتیهسازحافظ تنها شرکت بیمهای است که حاضر است با این مبلغ اندک قرارداد بیمه با آموزش و پرورش منعقد کند، آن وقت میرسیم به همان ضربالمثل معروف که هر چقدر پول بدهی همانقدر آش میخوری.
در واقع توان مالی فرهنگیان برای پرداخت حق بیمه اندک است و همین ضعف باعث شده تا آموزش و پرورش قراردادهای حداقلی با شرکت بیمه منعقد کند و طبیعی است وقتی حق بیمه اندکی پرداخت شود، شرکت بیمه نیز چتر حمایتیاش را بر سر بیمهشدهها کامل نمیگستراند و از تعهداتش کم میکند.
پس یکسوی ماجرای بیمه طلایی فرهنگیان به این موضوع بند است. اما سوی دیگر این ماجرا را عدهای به مسائل سیاسی و توافقات پشت پرده ربط میدهند و فعالیت بدون مجوز بیمه آتیهساز را پیش میکشند و اینگونه طرح سوال میکنند که چرا یک شرکت بیمجوز که بیمه مرکزی دائم به آن ایراد و اشکال میگیرد، میتواند در رقابت با بیمه ایران که گستردهای فراگیرتر و توان مالی بیشتری دارد، پیروز شود و پای قرارداد بیمه طلایی را امضا کند.البته در روزهای اخیر بارها مسئولان بیمه آتیهساز اعلام کردهاند که بیمجوز بودنشان اشکال قانونی ندارد چون تابع سازمان بیمه سلامت هستند و میتوانند وارد خدمات بیمه پایه و مکمل شوند. با این حال بیمجوز بودن یک شرکت بیمه از این بابت مهم است که دیگر بیمه مرکزی نمیتواند بر عملکرد آن نظارت کند و اگر قصوری در اجرای تعهداتش داشته باشد دست بیمهشدهها به جایی بند نمیشود که این نیز به نوبه خود ضرری دیگر برای فرهنگیان است.
اما فارغ از این بحثها، موضوع بر سر ناتوانی آموزش و پرورش در انعقاد قراردادی است که بتواند آرامش و امنیت خیال را برای فرهنگیان به ارمغان بیاورد که البته با توجه به تنگناهای مالی دستگاههای دولتی، این موضوع تا حدی قابل توجیه است.
اما دیروز مدیرکل آموزش و پرورش شهر تهران درباره بیمهطلایی اظهارنظری کرد که میتواند کلید رمزگشایی برخی مشکلات این بیمه باشد. او در جمع خبرنگاران گفت، بیمه طلایی فرهنگیان از وقتی آغاز شد پشتوانه مالی تضمینشدهای نداشت که عصاره این جمله میتواند این باشد که دست آموزش وپرورش برای اجرای یک قرارداد بیمه تکمیلی که به معنی واقعی کلمه حمایتکننده باشد، خالی است و بناچار برای اینکه لقمه در گلو مانده بیمه طلایی را قورت دهد به هر شرایطی تن میدهد، غافل از اینکه نبود یک قرارداد بیمهای، بهتر از وجود یک قرارداد ناکارآمد است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم