طبیعت در معرض خطر است

منابع آبی که با عنوان منابع آب تجدیدپذیر از آن نام برده می‌شود و می‌توان برای آن برنامه‌ریزی کرد و وزارت نیرو نیز مدت‌هاست بر این اساس در زمینه مدیریت آب برنامه‌ریزی‌های لازم را انجام می‌دهد، عددی حدود 130 میلیارد مترمکعب در سال است که از سال‌ها قبل یعنی از 30 تا 40 سال پیش طرح‌های توسعه منابع آب بر این اساس اجرا می‌شود.
کد خبر: ۶۷۰۲۱۹

البته کارشناسانی بوده‌اند که ادعا می‌کرده‌اند این عدد با توجه به تغییرات اقلیم و کمبود بارش‌ها واقعی نیست و باید درباره میزان ظرفیت منابع آبی تجدیدپذیر تجدیدنظر شود. خوشبختانه بتازگی وزارت نیرو نیز به این واقعیت پی برده که این عدد 130 میلیارد عدد گمراه‌کننده‌ای است و اگر بر این مبنا پیش رویم، ممکن است محاسباتمان درست و دقیق نباشد و در ادامه با مشکل مواجه شویم، اما اگر برآوردها از میزان بارش‌ها و به عبارتی کاهش بارش‌ها و همچنین در نظر گرفتن تغییرات ایجاد شده در الگوی بارش‌ها و کاهش باران‌هایی که به جریان‌های سیلابی و سطحی منجر می‌شود را در محاسبات مورد توجه قرار دهیم می‌توانیم براساس نتیجه‌گیری‌های کارشناسی میزان منابع آبی تجدیدپذیر سطح کشور را حدود 90 میلیارد مترمکعب تخمین بزنیم. به عبارت دیگر می‌توانیم بگوییم ظرفیت آب کشور حدود 90 میلیارد مترمکعب است و باید براساس این میزان، آب مصارف کشور را در بخش‌های مختلف ساماندهی کنیم. وزارت نیرو بتازگی اعلام کرده، عدد 110 میلیارد مترمکعب را برای میزان منابع آبی تجدیدپذیر در کشور پذیرفته، اما نکته مهم و قابل توجه این است که در دنیا عددی که دانشمندان و برنامه‌ریزان منابع آب برای کارکردهای اکوسیستم و پشتیبانی مردم و حفظ محیط و نه صرفا محیط زیست طبیعی کنار می‌گذارند، حدود 60 درصد از میزان منابع آب تجدیدپذیر در کشور است. یعنی اگر فرض کنیم صد میلیارد مترمکعب آب تجدیدپذیر داریم، 60 میلیارد مترمکعب آن باید در طبیعت باقی بماند و ما باید با 40 میلیارد مترمکعب آب کارها را در بخش‌های مختلف کشاورزی، صنعت و شرب مدیریت کنیم. البته این نسبت در کشور ما با اغماض‌هایی در بخش‌های مختلف به 40 درصد سهم طبیعت و 60 درصد سهم بخش‌های مختلف شرب، صنعت و کشاورزی تغییر پیدا کرده که البته ایجاد چنین تغییری در این نسبت می‌تواند بسیار پرخطر بوده، با مخاطراتی جدی و برگشت‌ناپذیر همراه باشد. حقیقت این است که محیط زیست به بیش از 40 درصد میزان منابع آب تجدیدپذیر در کشور نیاز دارد، اما حتی اگر بخواهیم فقط 40 درصد از منابع آبی تجدیدپذیر در طبیعت باقی بماند، میزان آبی که از منابع تجدیدپذیر در اختیار ما قرار می‌گیرد، حدود 60 میلیارد مترمکعب خواهد بود که می‌توانیم از منابع غیرمتعارف نیز حجمی حدود هشت میلیارد مترمکعب آب به آن اضافه کنیم و این مقدار کل آبی است که می‌توانیم روی آن برنامه‌ریزی کنیم. متاسفانه در حال حاضر وزارت نیرو براساس خبرهایی که اعلام کرده، روی بیش از80 میلیارد مترمکعب از مجموع منابع آبی تجدیدپذیر در کشور برنامه‌ریزی کرده و می‌بینیم که همچنان، مشکلات موجود در این زمینه گریبانگیر کشور است. ما از یک سو منابع را داریم که با اغماض‌ها و چشمپوشی‌هایی با ریسک بالا حدود 68 میلیارد مترمکعب است و از سوی دیگر مصارف را داریم. با توجه به محاسبات انجام شده و در نظر گرفتن افق‌های جمعیتی مختلف فرض کنید در افق 1404 جمعیت کشور به 90 میلیون نفر برسد. در این شرایط، برای حدود نیمی از مصارف موجودی داریم یعنی باید 70 میلیارد مترمکعب دیگر آب وارد کنیم. مصرف استاندارد در کشور‌های اروپایی نصف میزان مصرف سرانه آب در کشور ماست یعنی ما دو برابر استانداردهای جهانی آب مصرف می‌کنیم. پس چاره‌ای نداریم جز این که تا حد امکان میزان مصرف را کاهش دهیم و به حداقل برسانیم. افزایش میزان منابع آب براحتی امکان‌پذیر نیست و با محدودیت‌ بسیار زیادی همراه است. آنچه دست‌یافتنی است، مصارف است. بنابراین ما در اینجا یک ماتریس سه‌بعدی داریم که یک بعد آن جمعیت است. بعد دیگر آن نحوه مصرف آب است و بعد دیگرش را هم منابع آب تشکیل می‌دهد. سه بعد این ماتریس باید طوری ساماندهی شود که برآیند آن پایداری توسعه را برای ما تضمین کند. وضع کنونی بسیار نگران‌کننده است. در شرایط کنونی با جمعیت موجود و با این مصارف و منابع این ماتریس شرایط بشدت بحرانی است و من به عنوان یک کارشناس در زمینه منابع طبیعی و محیط زیست به مردم و مسئولان هشدار می‌دهم. اگر به این سمت پیش برویم، در سال‌های آینده بحران در زمینه منابع آب از مهم‌ترین بحران‌های کشور خواهد بود.

با افزایش جمعیت باید در الگوهای مصرف بازنگری شود. در این شرایط می‌توانیم سرانه مصرف آب را کاهش دهیم.

در وضع کنونی ما به طبیعت آسیب می‌رسانیم. رودخانه‌ها و تالاب‌ها با کمبود آب مواجه هستند و آلودگی آنها رو به افزایش است. اگر ما در حوزه دریاچه ارومیه به آرمانی که می‌خواهیم، برسیم و مصرف آب در بخش کشاورزی را به تعادل برسانیم، می‌توانیم امید داشته باشیم در کل کشور به چنین الگویی برسیم. اگر در این حوزه که با این شدت بحران و این همه حساسیت اجتماعی و اقتصادی به این بلوغ علمی نرسیم که بتوانیم شرایط پایدار را در حوزه دریاچه ارومیه ایجاد کنیم، به شما اطمینان می‌دهم که در کل کشور هم نمی‌توانیم به این هدف دست پیدا کنیم. بنابراین دریاچه ارومیه برای حیثیت علمی و مدیریتی کشور یک آزمون است. در دریاچه ارومیه 90 درصد آب در بخش کشاورزی مصرف می‌شود و در مقابل فقط 15 درصد درآمد ناخالص حوزه آبی دریاچه از کشاورزی تامین می‌شود یعنی بخش صنعت یا خدمات با مجموع 10درصد مصرف آب حدود 70 درصد تولید ناخالص ملی را به خود اختصاص می‌دهد. این نشان می‌دهد ما در این بخش خسران نعمت می‌کنیم و منابع را هدر می‌دهیم. اگر برنامه‌های توسعه در منطقه‌ای سامان یافته نباشد مردم مجبورند به زمین و آب متوسل شوند. مسئولان و برنامه‌ریزان کلان توسعه باید طوری منابع و ظرفیت‌ها را ساماندهی کنند که وابستگی به منابع آب در این حوزه به حداقل برسد. ما مرتکب اشتباه تاریخی شده‌ایم که اجازه داده‌ایم کشاورزی در این منطقه توسعه پیدا کند و با سدسازی‌های متعدد این توسعه را تقویت کرده‌ایم یعنی با آب ارزان یا به عبارتی رایگان به مردم منطقه اجازه داده‌ایم انتخاب کنند. در صورتی که این امکان وجود نداشت، شاید کشاورزان راه دیگری را در پیش می‌گرفتند.

دکتر مسعود باقرزاده کریمی / معاون سازمان محیط زیست

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها