مستند «درپناه بلوط» فیلمی زیبا و موفق درباره سنجابهای ایرانی است؛ فیلمی که عرصههای جدیدی در فیلمسازی حیات وحش ایران در نوردیده است. نورمحمدی فعالیتش را از سال 1374 در انجمن سینمای جوان با ساخت فیلمهای کوتاه و تجربی شروع کرد و بعد از گذراندن دوره کاردانی، به همکاری با صدا و سیمای ایلام پرداخت. او در صدا و سیمای مرکز ایلام فعالیتهای مختلفی از جمله بازیگری، تصویربرداری، تدوین، کارگردانی و تهیهکنندگی انجام داده است. با نورمحمدی در خصوص تولید مستند «درپناه بلوط» و مشکلات پیش رو برای تولید مستند حیات وحش در استانها کمی گپ زدهایم.
قبل از تولید مستند «درپناه بلوط» اثر دیگری هم ساخته بودید؟
بله، البته جدیترین کارم مستند «در پناه بلوط» بوده، اما در ژانرهای دیگر «در امتداد کبیرکوه» را ساختم که مورد استقبال قرار گرفت. بعد از آن، مجموعه مستند «کبیرکوه» را ساختم شامل:کبیرکوه سرچشمه زندگی، کبیرکوه از گذشته تا امروز، و دریچهای به قلب کبیرکوه که به سفارش مرکز سیمای استانها بود. مستندهایی هم مانند مرز پرگهر، چند قدم تا چراغ قرمز، عبور از سرزمین آلامتو و امامزاده سیدابراهیم را تولید کردهام. در حوزه آثار داستانی نیز تهیهکننده فیلم کوتاه «دکتر مهر» بودم که برای مرکز ایلام ساخته شد. چند کار داستانی هم در حوزه سینمای جوان داشتم که کوتاه و تجربی بود. همچنین اولین کارم در سینمای تجربی یک فیلم کوتاه داستانی به نام رینگ بود.
چطور به فکر تولید مستند «در پناه بلوط» افتادید؟
از سالها قبل دلم میخواست درباره نابودی جنگلهای بلوط ایلام فیلم بسازم. یک روز به طور اتفاقی در جنگل به یک سنجاب برخوردم. همان موقع ایدهای در ذهنم شکل گرفت که درد این جنگلها را از زبان سنجاب روایت کنم. ابتدا قرار بود این مستند را به شیوه آنیمیسم - روحباوری یا جانگرایی- از زبان سنجاب روایت کنم که به خاطر بروز برخی مشکلات و سختیهای زیاد، این امکان میسر نشد. بنابراین روش سادهتری انتخاب کردم. در خلال فیلمبرداری متوجه شدم زندگی سنجابها در جنگلهای بلوط با چالشهایی مواجه است. کمی بعد خبر یافتم نام این حیوان در لیست قرمز سازمان جهانی حفاظت محیطزیست قرار دارد و لذا زندگی و بقای آن در خطر است. از اینجا بود که تمام تمرکزم را روی سنجاب گذاشتم.
تحقیقات و پژوهشهای کافی در این زمینه وجود داشت؟
نه متاسفانه، هیچ نوشته و منبعی درباره سنجابها موجود نبود. اگر به تمام چیزی که ابتدا یافته بودیم قناعت میکردیم، مستندی ده دقیقهای میتوانستیم تولید کنیم در حالی که اکنون فیلم مستند ما 63 دقیقه شده است، فیلمی که فقط و فقط سنجاب ایرانی و زیستگاهش را به تصویر کشیده است. شما در ایران و حتی جهان کمتر فیلمی را میبینید که بیش از یک ساعت فقط درباره یک گونه خاص از حیوانات تمرکز کرده باشد.
بیشتر از منابع فارسی استفاده کردید یا خارجی؟
ما برای ساخت این مستند در منابع فارسی به مشکل برخوردیم و ناچار سراغ منابع خارجی رفتیم. سه کتاب جامع و مشهور به زبانهای انگلیسی و فرانسوی یافتیم و آنها را به فارسی ترجمه کردیم. زندگی انواع سنجاب در آمریکا، اروپا و ژاپن را با رنگشان که قرمز یا خاکستری است، مطالعه کردیم. رفتارهای آنها با سنجابهای ایرانی بررسی شد تا ببینیم چه اندازه شبیه هم رفتار میکنند. متوجه شدیم سنجاب ایرانی رفتار متفاوتی نسبت به همنوعان خود در کشورهای دیگر دارد؛ رفتارهایی که در هیچ کجا ثبت نشده است. اینها کمک عظیمی برای ساخت یک فیلم بدیع بود.
پس زمان زیادی را برای تحقیق و پژوهش گذاشتید؟
بله، جالب است تحقیقات ما در این مستند چندان بهچشم نیامده، در حالی که ما برای لحظه به لحظه این مستند، مطالعه و تحقیق کردیم. بعد از حدود یک سال جمعآوری اطلاعات، طرح اولیه فیلم آماده شد. سپس شروع به تصویربرداری کردیم. حالا دیگر میدانستیم برای هر موضوع دقیقاً چه زمانی از روز یا ماه یا سال باید در جنگل حاضر باشیم. با این اوصاف، 400 روز فقط برای تصویربرداری صرف شد که شاید در تاریخ مستندسازی ایران بیسابقه باشد. در این عدد که ذکر شد، مدت روزهای پیشتولید و مراحل پس از تولید لحاظ نشده است.
چطور از سنجابها و حیوانات تصویر گرفتید؟
از شیوههای مختلف فیلمبرداری حیات وحش استفاده کردیم. البته بیشتر آنها ابتکار خودمان بود. شیوههایی نظیر کومه زدن، استتار در محیط، دوربین تَلهای و روشهای دیگر.
یکی از زیباترین بخشها در مستند در پناه بلوط تصویربرداری از لانههای سنجاب بود. شما چطور توانستید از لانه تصویر بگیرید؟
برای فیلمبرداری مخفیانه از لانه این موجودات، باید میکرودوربینهای بسیار گرانقیمتی میخریدیم که متأسفانه استطاعت آن را نداشتیم. بنابراین از نبوغ خودمان استفاده کردیم و با استفاده از فناوری مادون قرمز یک دوربین معمولی تصویر گرفتیم. ابزار کوچکی را به دوربین وصل کردیم که به ما اجازه میداد شبیه همان میکرودوربینها تصویر بگیریم.
آیا صحنههای غیرمستند هم داشتید، یعنی چیزهایی که خودتان کارگردانی کرده باشید؟
خیر، تصاویری که میبینید، همگی مستند و واقعی است.
درباره نماهای زیبای تغییر فصل مثل تبدیل زمستان جنگل به بهار چطور تصویر گرفتید؟
ما سراغ این فکر رفتیم، چون میخواستیم طول تصاویر را کم کنیم؛ یعنی بتوانیم با یک یا دو نما، مفهوم را بیان کنیم. باید بگویم تصاویری را که از تغییر فصلها (یعنی جلوه ویژه مورف شدن) در مستند مشاهده میکنید قاعدتاً باید با ابزار مخصوصی به نام (camera slider) تصویربرداری میکردیم که هزینه فیلم ما به خرید آن نمیرسید. لذا با طراحی و به کمک ابزار جوشکاری، پایههای مورد نیاز برای فیلمبرداریهای طولانی مدت را ساختیم، طول و عرض جغرافیایی را محاسبه کردیم و فهمیدیم چه وقت باید بیاییم و این تصاویر را بگیریم. این کار برای ما کمتر از یکصد هزار تومان هزینه دربر داشت.
تجهیزات و برآورد کم باعث نشد از تولید مستند منصرف شوید؟
نه، به هیچ عنوان، بالاخره ما تجهیزات بسیار کمی برای تولید مستندهای حیات وحش داریم و البته برآورد مستندهای تولید شده در استانها با مستندهایی که در تهران ساخته میشود بسیار تفاوت دارد و قابل قیاس نیست اما همیشه هنرمندان استانی باانگیزه هستند و با کمترین تجهیزات و برآورد هزینه، بهترین کار را میسازند. باید به هنرمندان استانی فضای کار و امکانات و برآورد داد تا آنها هم بتوانند رشد کنند و ایدههای تولیدی خود را به ثمر برسانند و کارهای فاخر و ارزشمندی در صدا و سیمای استانها تولید شود. من شک ندارم که هنرمندانی در شهرهای کشورمان هستند که حرفی برای گفتن دارند اما فضا، امکانات و برآوردهای کمی به آنها برای تولید آثار تعلق میگیرد و امکانات اثر مطلوب نیست. نمیگویم همه چیز امکانات و پول است ولی این دو بیتأثیر نیست. همیشه هنرمندان استانی با انگیزه بودهاند و در حال حاضر هم با انگیزه و توانمندیهایی که دارند، میتوانند بخوبی بدرخشند.
طرح جدیدی برای تولید مستند دارید؟
بله، قصد دارم مستند پرندگان ایران را بسازم.
اقدامی هم در این زمینه کردهاید؟
در حال حاضر، مقداری از یک مستند درباره گونههای مختلف پرندگان ایلام را پیش بردهام. البته این را هم بگویم که به دنبال ساختار متفاوتی برای این کار میگردم. نمیخواهم فیلم با ساختارهای کلیشهای روایت شود. لذا در پی ساختاری هستم که بر مخاطب تأثیر بیشتری بگذارد.
مهمترین دغدغهای که ذهنتان را مشغول کرده است؟
همیشه دوست دارم بتوانم زیباییهای سرزمین زیبایم را به همه جهانیان بشناسانم و برای رفع چالشهای موجود در کشور عزیزمان کاری انجام بدهم. شاید این دو موضوع مهمترین دغدغههای من باشد و همیشه برای این دو تلاش میکنم.
مرتضی علیخانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم