در یکی از واپسین نظرسنجیهای جهانی که سال 2013 و در 27 کشور جهان ازجمله آرژانتین، استرالیا، برزیل، آمریکا، چین، آلمان، کره جنوبی، ایتالیا و هند انجام شد، 75 درصد شرکتکنندگان اعلام کردند احترام به دیگران را برای فرزندان خود بیش از دیگر ویژگیها میپسندند. ناگفته پیداست در کشورهای مبتنی بر مردمسالاری، میان دیدگاههای مردمی و دیدگاههای دولتی، چندان نمیتوان تفاوت گذاشت.
از این رو میتوان گفت احترام به دیگران هماکنون و در سراسر جهان ـ چه در میان مردم و چه در میان بسیاری از سیاستمداران و دولتها ـ ارزشی با فراگیری بسیار گسترده است. پس شگفتانگیز نیست در نوشتار و جستارهای آموزشی جهان نیز پرداختن به ارزشهای اینچنینی و راه و روشهای پرورش کودکانی ـ و در واقع شهروندانی ـ ارجگذار به حقوق و باور و شخصیت دیگران موضوعی پذیرفته و جاافتاده است.
ناگفته پیداست یکی از روشهای پرورش انسانهای بردبار و قائل به احترام، گفتوگوست. کسی که در فرآیند گفتوگو با دیگران وارد میشود، میپذیرد شنونده سخنان و اندیشههایی باشد که چهبسا با باورهایش متفاوت است. پس گذشته از این که گفتوگو روشی است برای شنیدن سخنان تازه، بردباری و احترام به دیدگاههای دیگران را هم به افراد میآموزد.
اما اگر گفتوگو بخواهد به ویژگی شخصیتی و منش انسانی افراد تبدیل شود، روشن است که باید در سالهای شکلگیری شخصیت آنها ـ دوران کودکی، نوجوانی و جوانیـ انجام شود. از این روست که پیشنهاد زنگ گفتوگو و جا دادن آن در برنامه درسی آموزش و پرورش، پیشنهادی سنجیده و بخردانه است. خبرهایی هم که جسته گریخته از آموزش و پرورش میرسد، نشانگر این است که گویا از سال 94 ـ 93 قرار است زنگ گفتوگو به همراه زنگ کتابخوانی و زنگ انشا در برخی پایههای تحصیلی در نظر گرفته شود.
با این حال، پیش روی زنگ گفتوگو، انشا و زنگ کتابخوانی چالشهایی نهفته وجود دارد. نخستین چالش و دشواری پیش رو، آموزگار و نیروی انسانی آموزشدیده، ماهر و فرهیخته است. کسی که بخواهد برنامه گفتوگو و کتابخوانی را به درستی اجرا کند، خود باید کتابخوان و اهل گفتوگو باشد و دورههای اجرای چنین برنامههایی را گذرانده باشد. شوربختانه، اما در آموزش و پرورش شمار چنین آموزگارانی بالا نیست و هماکنون سالهاست بسیاری از فرهنگیان، خرید کتاب و خواندن آن را فراموش کرده و در کاستیها و دشواریهای اقتصادی زندگی روزمره غرق شدهاند.
چالش دوم، کمبود منابع آموزشی در مدرسههاست. برای نمونه در بسیاری از مدارس یا از بیخ و بن، کتابخانهای وجود ندارد یا اگر هم وجود دارد نابسامان بوده و کتابهای آنها اندک و کهنه است. کتابهای ارزنده آموزشی هم که گهگاه در بازار نشر ایران منتشر میشود و به کار آموزگاران، بویژه کتابخوان میآید، کمتر به دست آنها میرسد. اما نکته پایانی این که برابر سخنان معاون پرورشی وزیر آموزش و پرورش، زنگهای گفتوگو و کتابخوانی در واقع زنگهای آموزشی مستقل نخواهد بود که این میتواند خطری جدی را متوجه اجرای این برنامهها کند. اگر آموزگار، آموزش درستی در این باره ندیده باشد و اگر در مدرسه، کتابخانه و سایت رایانهای درست و حسابی نباشد، آسانترین راه، پرداختن صوری به این موضوعها و انجام کاری برای رفع وظیفه است یا حتی کنار گذاشتن آن یا اختصاص وقتش به درسهای دیگر؛ یعنی همان سرنوشت درس «تفکر و پژوهش» پایه ششم دبستان که نگارنده از زبان شماری از آموزگاران پایه ششم چند بار شنیده است که ما نمیدانیم در این کلاسها باید چه کنیم و چه چیزی را درس دهیم و از این رو وقتش را به درس ریاضی یا فارسی دادهایم.
مهدی بهلولی / عضو کانون صنفی معلمان ایران
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم