jamejamnashriyat
نشریات قاب کوچک کد خبر: ۶۴۴۱۷۱ ۱۹ بهمن ۱۳۹۲  |  ۱۷:۳۸

گزارشی از پشت صحنه «رادیو کوچولو»

رادیویی برای بچه ها

پله‌های مترو را که بالا می‌آیم شلوغی منطقه بازار و ازدحام جمعیت مرا دربر می‌گیرد. چند قدم آن سوتر ساختمان رادیوست. طبقه دوم استودیو شماره 20 محل ضبط برنامه « رادیو کوچولو» شبکه تهران است.

بچه‌ها همراه پدر و مادرشان به انتظار نشسته‌اند. با دیدن من دست تکان می‌دهند و دورم حلقه می‌زنند. فکر می‌کنند مجری برنامه هستم. وقتی می‌فهمند خبرنگارم دل‌شان می‌خواهد خودشان را معرفی کنند تا صدایشان را ضبط کنم. ساعت 9 و 30 دقیقه صبح است که بچه‌ها وارد استودیو می‌شوند. روی صندلی مقابل میکروفن‌ها می‌نشینند. والدین هم در اتاق فرمان جای می‌گیرند و از پشت شیشه، صحنه را تماشا می‌کنند. مجری با بچه‌ها حال و احوال کرده و دو نکته فنی را به آنها گوشزد می‌کند: بلند و رسا صحبت کنند و پایشان را روی موکت کف زمین نکشند. بعد مجری با بچه‌های توی خانه صحبت می‌کند و به آنها می‌گوید در استودیو تنها نیست و چند مجری کوچک او را همراهی می‌کنند. بچه‌ها، یکی‌یکی خود را معرفی می‌کنند و می‌گویند چه بازی‌هایی را دوست دارند و می‌خواهند در آینده چه کاره شوند. یکی‌شان می‌خواهد بازیگر شود، دیگری شیشه‌گر، آن یکی معلم و دیگری مهندس شیمی و آخری هم ریاضیدان. قسمت بعدی برنامه شعرخوانی است. فرصتی در اختیار بچه‌ها قرار می‌گیرد تا شعر مورد علاقه‌شان را بخوانند. برخی شعر و برخی دیگر چند آیه قرآن می‌خوانند و با یک صلوات و سپس دست زدن تشویق می‌شوند. موضوع بحث این قسمت از برنامه، قانون است. مجری در این‌باره بابچه‌های توی خانه و استودیو صحبت می‌کند. بچه‌ها نظرات کودکانه‌شان را با لحن و بیان مخصوص خودشان می‌گویند. این که در خانه و مدرسه چه قوانینی را باید رعایت کنند. الناز می‌گوید: قانون خانه ما این است که به گاز و چاقو دست نزنم، روی مبل‌ها نپرم و شب ساعت 9 بخوابم تا برای مدرسه آماده شوم. زهرا ادامه می‌دهد: قانون، یعنی در شهرمان زباله نریزیم تا آلوده نشود. ساعت نزدیک 11 است. به بچه‌ها زمان کوتاهی برای استراحت داده می‌شود. چند دقیقه بعد مجری با یک کیسه پر از کیک و شیر کاکائو برمی‌گردد. از بچه‌ها پذیرایی می‌کند. بچه‌ها بالا و پایین می‌پرند و از پشت شیشه به والدین‌شان دست تکان می‌دهند و دائم توی میکروفن فوت می‌کنند. گاهی هم جملات خنده‌دار یا بی‌معنی می‌گویند و جیغ می‌زنند، اما نمی‌دانند صدایشان در اتاق فرمان پخش می‌شود. بخش بعدی مشاوره است. خانم دکتر احمدوند، کارشناس برنامه، پشت خط است و صدایش در استودیو پخش می‌شود. بچه‌ها او را با نام دکتر مهربان می‌شناسند. حالا فرصت دارند با او درد دل کنند و مشکلاتشان را بگویند. بیشتر مشکلات هم مربوط به قهر و آشتی‌های کودکانه و مشق ننوشتن می‌شود و این که دوست ندارند ریخت و پاش اتاقشان را جمع کنند. دکتر مهربان با صدایی آرام، اما محکم به بچه‌ها راهکار مشکلات را نشان می‌دهد. در پایان، مجری توصیه‌هایی نیز به شنوندگان برنامه ارائه می‌کند. یک قسمت دیگر از برنامه پایان می‌یابد و خانم مجری به هر یک از بچه‌ها یک هدیه می‌دهد تا با خاطره‌ای خوش برنامه و استودیو را ترک کنند.

مجالی برای خودنمایی بچه‌ها

اکرم محمدی در رشته تئاتر عروسکی تحصیل کرده و سال‌هاست در این زمینه فعالیت می‌کند. از سال 84 نیز همکاریش را با رادیو آغاز کرده و در برنامه‌هایی مانند وصله‌پینه و پارازیت به عنوان نویسنده و بازیگر رادیویی حضور داشته است. از او که تهیه‌کنندگی، سردبیری و اجرای رادیو کوچولو با نام متین جون را به عهده دارد، می‌پرسم رادیو کوچولو چطور شکل گرفت؟ می‌گوید: روز شانزدهم آذر سال 86 به مناسبت روز کودک و رسانه برنامه‌ای به صورت زنده کار کردیم که بچه‌ها خودشان مجری و گزارشگر بودند. بعد چکیده برنامه را برای جشنواره رسانه در دست بچه‌ها فرستادیم که در خاورمیانه و شمال آفریقا برنامه برتر شناخته شد و مورد تقدیر یونیسف نیز قرار گرفت. مسئولان شبکه تهران به من پیشنهاد کردند این برنامه به صورت روتین پخش شود و تیرماه سال 87 رادیو کوچولو شروع به کار کرد. محمدی در مورد اهداف برنامه‌اش می‌گوید: من همیشه دوست داشتم جایی باشم که حرف‌های بچه‌ها از آن پخش شود. همان گونه که دیدید موضوع برنامه را از قبل به بچه‌ها و خانواده‌شان نمی‌گویم تا بچه‌ها تحت سیطره بزرگ‌ترها نباشند و چشمشان به دهان آنها نباشد و خودشان فکر کنند. می‌خواهم بچه‌ها خود واقعیشان را بروز دهند. رادیو کوچولو مجالی برای خودنمایی بچه‌هاست. ابتدا فضا کمی برایشان ناآشناست اما کم‌کم یخشان آب می‌شود و حتی زبان به اعتراض هم می‌گشایند. اگر زمان اجازه دهد و امکانات فنی مناسب باشد با آنها کمی کار می‌کنم و می‌کوشم جوری رفتار نکنم که بچه فکر کند می‌خواهم او را به حرف زدن وادارم. از دستشان عصبانی نمی‌شوم و صبورانه برخورد می‌کنم. خوشبختانه چون برنامه تولیدی است استرس زیادی نداریم و این باعث می‌شود اتفاقات پشت صحنه را در دل کار پخش کنیم. ممکن است بچه‌ای گریه‌اش بگیرد یا غش‌غش بزند زیر خنده یا صندلی برگردد. ما همه را پخش می‌کنیم تا برای مخاطب جالب باشد. این تهیه‌کننده در مورد موضوعات مورد بحث در برنامه این‌گونه ادامه می‌دهد: موضوعات ما تمام مسائلی است که با کودکان در ارتباط باشد؛ ایام امتحانات، مشق نوشتن، ترس، عصبانیت، دروغگویی، اعتماد کردن و... موضوع را با همکاری مشاور برنامه دکتر احمدوند بررسی می‌کنیم. گاهی خانواده‌ها تماس می‌گیرند و موضوع را پیشنهاد می‌دهند، آنها از مسائلی چون بی‌نظمی، کمرویی، بازیگوشی و مشق ننوشتن بچه‌ها شکایت دارند. در مقابل، این روزها بچه‌ها می‌خواهند بزرگ‌ترها با آنها دوست باشند، هم قدشان باشند و برایشان نقش بزرگ‌تری را بازی نکنند. والدین برای بچه‌ها خیلی چیزها می‌خرند مثل اسباب‌بازی و سی‌دی و خوراکی‌های رنگارنگ اما با بچه‌ها حرف نمی‌زنند و درددل نمی‌کنند. خوب است والدین گاهی کارهایشان را تعطیل کنند، با بچه‌ها دورهم بنشینند و حرف بزنند. آن گاه بچه می‌فهمد مهم است و نظرش اهمیت دارد.

از محمدی می‌خواهم کمی درباره بخش‌های برنامه توضیح دهد که این طور ادامه می‌دهد: بخش‌های متنوعی داریم که با توجه به فصل عوض می‌شود. به اخبار توجه می‌کنیم و این که چه اتفاقاتی در شهر می‌افتد، مثل برگزاری نمایشگاه‌ها و جشنواره‌های مختلف. معرفی تئاترهای کودک و نوجوان و کارتون‌ها و انیمیشن‌های جدید که در این زمینه خانم ستاره نقدی خیلی به برنامه کمک می‌کند. اخبار چاپ کتاب‌های جدید کودکان را می‌گوییم و تشویقشان می‌کنیم تا با پول توجیبی‌شان کتاب بخرند. در بخش مشاهیر، بچه‌ها را با زندگی نویسندگان و دانشمندان و شعرایی چون ابن‌سینا، خیام، زکریای رازی، دکتر حسابی، سهراب سپری و غیره آشنا می‌کنیم. در بخش بازی به بچه‌ها بازی‌های خلاق و کم‌سر و صدا (بازی‌های آپارتمانی) را آموزش می‌دهیم. یک بخش هم نمایش رادیویی است که توسط دو کودک اجرا می‌شود. برای شاد بودن برنامه به موسیقی نیز توجه داریم و از موسیقی‌های سنتی که برای بچه‌ها ساخته شده در برنامه استفاده می‌کنیم که به جذابیت کار اضافه کرده است. محمدی درباره شیوه ورود بچه‌ها به برنامه این طور می‌گوید: ما شرط سنی داریم. سن شرکت‌کنندگان بین 5 تا 11 سال است. بچه‌ها به شماره تلفن برنامه که طی کار چند بار اعلام می‌شود زنگ می‌زنند و شعر می‌خوانند و حرف‌هایشان را می‌گویند. بعد با آنها تماس می‌گیریم و دعوتشان می‌کنیم. گاهی دوستان و آشنایان بچه‌شان را می‌فرستند، گاهی خودم در پارک یا مترو و سایر اماکن با کودکی آشنا شده و او را دعوت کرده‌ام. او در مورد استقبال از برنامه می‌گوید: آنها که پیچ رادیو را باز می‌کنند و برنامه را گوش می‌کنند تا آخر همراه ما هستند. جالب است بدانید بسیاری از شنوندگان ما بزرگسالان و حتی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها هستند. با این که رادیو کوچولو متعلق به شبکه تهران است اما از شهرهایی مانند اصفهان، همدان و شیراز تماس‌های بسیاری داشته‌ایم. با وجود رسانه‌هایی مثل تلویزیون و اینترنت و کارتون‌های قشنگ و بازی‌های رایانه‌ای، برنامه ما خیلی تماس تلفنی دارد و مخاطب زیادی جذب کرده‌ایم. در کل از استقبال کودکان و خانواده‌ها راضی هستم. در این برنامه رادیویی بچه‌ها مانند بسیاری از برنامه‌های زنده تلویزیونی تماشاچی و دکور وجود ندارد، بلکه در اجرای برنامه سهیم هستند و کار را پیش می‌برند و همین مساله باعث می‌شود از حضور در استودیو با این که دیده نمی‌شوند، لذت ببرند.

جایی هستم که باید باشم

از محمدی می‌پرسم از این که برای بچه‌ها برنامه می‌سازد چه حسی دارد که می‌گوید: احساس می‌کنم جایی هستم که باید باشم. کارم را دوست دارم و هرگز خسته نمی‌شوم. وقتی مجریان کوچک از استودیو بیرون می‌روند و مرا بغل می‌کنند و دوست دارند بازهم به برنامه بیایند بهترین لحظات عمر من است. دوست دارم رادیو کوچولو هیچ وقت بزرگ نشود. بارها به من پیشنهاد کرده‌اند برای نوجوانان یا بزرگسالان برنامه بسازم، اما من دنیای بچه‌ها را بیشتر دوست دارم. تهیه‌کننده رادیو کوچولو در پایان گفت‌وگو می‌گوید: آرزویم این است که کودک‌درونم همیشه زنده باشد. دیگر این که هر جمعه عصر، بچه‌ها رادیو را به بازی و کارهای دیگر ترجیح دهند و این برنامه را گوش دهند. خانواده‌ها نیز بچه‌ها را به این کار تشویق کنند. رادیو، رسانه با صداقتی است و اگر خانواده‌ها، بچه را با آن آشنا کنند نتایج مطلوبی می‌گیرند.

تنظیم موج

روزهای جمعه ساعت 15 و 15 دقیقه عصر، برنامه رادیو کوچولو به مدت یک ساعت از رادیو تهران روی موج اف‌ام ردیف 94 مگاهرتز پخش می‌شود. هرچند این برنامه به صورت تولیدی ضبط می‌شود، اما حال و هوای شرکت‌کنندگان و مجری برنامه به گونه‌ای است که مخاطب حس می‌کند در حال شنیدن برنامه‌ای زنده است.

سعیده موسوی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
یک افسوس همیشگی

یک افسوس همیشگی

سینماگرانی که بیانیه محکومیت ترور شهید فخری‌ زاده را امضا کرده‌اند و نیز تمام آنهایی که نتوانستند آن را امضا کنند، بدون تردید باور دارند که ترور در هر شکلی محکوم است، چه رسد به ترور بزرگمردی که خدمات ارزنده‌ای به کشور داشته و فردی موثر بوده است.

فرق چرا با چگونه

فرق چرا با چگونه

در یک عملیات تروریستی، ترور شدیم. این دومین اتفاق مهم تروریستی در بازه‌ یک‌ساله بود که مردم از دوربین رسانه مشاهده‌‌اش کردند، غرورشان جریحه‌دار شد و ناراحت شدند.

پایان تعهدات یکطرفه

پایان تعهدات یکطرفه

اقدام اخیر مجلس شورای اسلامی در تصویب دو فوریت طرح اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها، گامی مثبت و مهم در جهت برداشتن محدودیت‌های فعالیت‌های هسته‌ای است.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر