او چهار سال پیش گفته بود: آمریکا هم اکنون نمیتواند از افغانستان خارج شود، اما نمیتواند برای همیشه بر راهکار عدم عقبنشینی از این کشور نیز تکیه کند.
به عقیده او، مهمترین موضوع در افغانستان چگونگی انجام جنگ نبود، بلکه چگونگی پایان این جنگ است که اهمیت بیشتری دارد.
کیسینجر واقعیت و ماهیت افغانستان را بخوبی درک کرده بود. از دیدگاه او، هر برنامهای برای خروج و عقبنشینی از افغانستان باید بر مبنای این واقعیت تاریخی باشد که قدرت دولت این کشور تنها محدود بهکابل و حومه آن است و دیگر بخشهای کشور توسط جنگسالاران و افراد بانفوذی اداره میشود که براساس قومیت با یکدیگر در ارتباط هستند. همین واقعیتها و خصوصیات باعث شده این کشور به ندرت دولتی مرکزی و قدرتمند داشته باشد.
راهکار قدیمی آمریکا در مقابله با شبه نظامیگری به منظور ایجاد دولتی مرکزی در افغانستان و افزایش اختیارات آن در سراسر کشور، همان موضوعی بود که کیسینجر به آن اشاره کرد.
راهکاری که او بخوبی میدانست در افغانستان عملی نخواهد بود، زیرا افغانستان کشوری بزرگ است، تنوع قومی گستردهای دارد و مردم نیز به میزان بسیار زیادی مسلح هستند.
انتظار از حامد کرزای، رئیسجمهور افغانستان برای ایجاد دولتی مرکزی و مدرن در مدت زمانی محدود، تا حدود زیادی غیرمنطقی بوده است.
با توجه به اینکه ساختار این جامعه براساس سنتهای قبیلهای و قرابتهای شخصی شکل گرفته است، چنین تقاضایی از او در عرض تنها چند ماه یا چند سال در واقع فراتر از حد تواناییهای اوست.
از سوی دیگر، آنطور که به نظر میرسد واشنگتن راهکار سیاسی و صلحآمیزی برای پایان این جنگ در اختیار ندارد. جنگی که حال مشخص شده از ابتدا اقدامی اشتباه بوده است.
این جنگ گرچه طالبان را از قدرت به زیر کشید، اما هرگز موفق به شکستدادن آنها نشد. نیروهای آمریکایی پس از 12 سال در بنبستی گیر کردهاند که اجازه نمیدهد به صورت کامل از افغانستان خارج شوند.
آن طور که اعلام شده، تعداد مشخصی از نیروهای آمریکایی به عنوان نیروهای آموزشدهنده در این کشور باقی خواهند ماند. آنان که با تاریخ افغانستان آشنا هستند، میدانند که حضور نیروهای خارجی در خاک این کشور چه معنایی دارد.
تاکنون هیچ اشغال نظامی در افغانستان برای مدتی نامحدود، به نتیجه نرسیده است. حضور آمریکا در این شرایط تنها باعث پیچیدهترشدن وضع افغانستان پس از سال 2014 میشود.
حضور این نیروها به جای آن که مانع سقوط دولت و جنگ داخلی شود، انگیزهای برای نیروهای طالبان به منظور ادامه مبارزه ایجاد میکند.
طرح استان الانبار عراق به هیچوجه در افغانستان عملی نیست. هر راهکاری برای مقابله با طالبان که باعث درگیری بیشتر افغانها شود، در واقع فرآیند صلح را کاملا از بین برده و این کشور را وارد جنگ داخلی تمام عیار میکند. این اشتباهی خطرناک است که منافع افغانستان و پاکستان را به خطر میاندازد.
مردم این دو کشور مدتهاست از درگیریهای افغانستان رنج میبرند و حال به دنبال صلح هستند. آنها بخوبی میدانند که صلح بادوام در افغانستان تنها از راه آشتی میان تمام قومیتهای افغان به دست میآید.
این موضوع نیز مهم است که فرآیند صلح باید واقعیت جمعیتی و قومیتی افغانستان را مدنظر داشته باشد؛ این به این معناست که دولت افغانستان، گروههای مختلف و بخصوص طالبان باید در این فرآیند حضور داشته باشند.
در میان کشورهای خارجی، آمریکا به عنوان قدرت اشغالگر و پاکستان بهعنوان یک همسایه نیرومند اهمیت فراوانی دارند.
اهمیت دیگر پاکستان از این جهت است که این کشور چند سال است به عنوان مکان امن پناهجویان افغان شناخته میشود و میتواند در فرآیند صلح و ثبات در افغانستان پس از سال 2014، نقش کلیدی را ایفا کند.
ادامه درگیریها میتواند خسارتها و صدمات فراوانی برای پاکستان نیز به وجود آورد. بنابراین، کاملا به نفع پاکستان است که افغانستانی باثبات و آرام در همسایگیاش وجود داشته باشد؛ البته باید به این موضوع هم اشاره کرد که پاکستان تنها میتواند گروههای سیاسی را تشویق به مذاکره کند و نمیتواند نتیجه نهایی آن را رقم بزند.
در حقیقت این خود افغانها هستند که در مورد موضوعات داخلی تصمیم نهایی را میگیرند. دولت افغانستان باید در عملکرد خود بازنگری کرده، فساد اداری را کاهش دهد و با برقراری نظم و قانون، حمایت مردم را به دست آورد.
فرآیند این آشتی و صلح باید در فضایی از اعتماد و اطمینان متقابل انجام شود. تحقق این موضوع در صورتی تضمین میشود که کل این فرآیند تحت نظارت سازمان ملل و با کمک کشورهای تاثیرگذار و همسایه انجام شود.
همزمان با تلاشهای دولت برای پیشبرد این فرآیند، سازمان ملل باید کشورهای همسایه را در این جریان وارد کرده تا با ایجاد امنیت منطقهای و همکاری اقتصادی، شرایط را پس از صلح آماده کنند. جامعه بینالملل باید اقداماتی انجام دهد که طی دوره انتقالی، توانمندی نیروهای نظامی در مقابله با شبه نظامیگری تقویت شود.
توافق صلح باید شامل تضمینهای بینالمللی برمبنای منشور سازمان ملل باشد تا استقلال، تمامیت ارضی و یکپارچگی افغانستان تامین شود.
این توافق همچنین باید شرایطی را فراهم کند تا کشورهای همسایه و منطقهای از یکسو همکاری مشترکی با افغانستان داشته و از سوی دیگر در امور داخلی این کشور دخالت نکنند.
در کنار تمام این موارد نباید فراموش کرد که تاکید بر توسعه اقتصادی و اجتماعی دو عامل مهم در ثبات افغانستان به حساب میآید.
منبع: اکسپرس تریبیون
مترجم: حسین خلیلی
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد