
اجرای این آیین به این شکل است که اگر بچهای در 18 ماهگی یا دوسالگی پا نگیرد و راه نرود، پدر و مادر بچه، برای راه افتادن او، یک روز بچههای همسایه را خبر میکنند و فرزند خودشان را در یک زنبیل که با پیش (برگ درخت خرما) بافته شده، قرار میدهند و او را به کودکان همسایه میسپارند تا زنبیل و بچه را حداقل تا در شش خانه ببرند. بچههای همسایه با ترتیب خاصی، دو طرف زنبیل را میگیرند و در حالی که زنبیل را مثل تخت روان حرکت میدهند، با صدای بلند این عبارت را میخوانند:
کندو پا نداره، خیرش بکن به کندو / تا کندو پا بگیره / کندو پا نداره / خیرش بکن...
بعد با همان تشریفات، زنبیل را به در خانههای دیگر میبرند و عبارت بالا را به طور گروهی میخوانند. این کار حدود دو ساعت طول میکشد. در خاتمه مراسم، زنبیل محتوی بچه را به خانه پدر و مادر او برمیگردانند و او را تحویل والدین میدهند. اهالی بومی این منطقه از ایران بر این باورند که پس از انجام این مراسم، بچه پا میگیرد و راه میافتد. این مراسم از دیرباز تاکنون در جزیره قشم به جا آورده میشود و گذر زمان و امروزیشدن سبک زندگی مردم، خللی در اجرای آن نداشته
است.
روایت: بش قارداش
پنج دلاور در کوه

منطقه پنج برادر که بهتر است به نام اصلیاش یعنی بش قارداش آن را بشناسیم، در بجنورد یکی از پاتوقهای اصلی اهالی این شهر است؛ منطقهای که بسیاری از اهالی شهرهای دیگر را هم به سوی خود میکشاند. بش قارداش در فاصله شش کیلومتری جاده بجنورد به اسفراین قرار گرفته و محلی برای فراغت خانوادههای این شهرهاست. نام این مکان یعنی بش قارداش بر اساس داستانی تاریخی است که در بین مردم شهر جریان دارد. طبق این افسانه در روزگاران قدیم پنج برادر در شهر بجنورد زندگی میکردند که به دلیل مخالفت با ظلم و ستم حکمران تحت تعقیب ماموران قرار داشتند. این پنج برادر همراه یکدیگر گریختند و ماموران نیز آنها را تا این مکان تعقیب کردند. پنج برادر از خدا طلب کمک کردند. در این هنگام پنج حفره در کوه ایجاد شد که برادران به آنها پناه بردند و از حفرهها آب گوارایی جاری شد. تا سالها قبل و پیش از خشکسالیهای شدید، تعداد این چشمهها پنج عدد بود که همه آنها آب بسیار داشتند. البته بعضی افراد ناآگاه این موضوع را چنین نقل میکنند که چون پنج چشمه غار مانند سنگی وجود دارد، نامشان بش قارداش شده است؛ قار یا غار و داش که در ترکی همان سنگ است. البته احتمالا این روایت از سوی مهاجران و کسانی پدید آمده که آشنایی به زبان ترکی نداشتهاند چراکه در ترکی صفت قبل از اسم میآید یعنی اگر این گونه بود باید نام بش داشلِه غار به آن میدادند. سمت چپ کوه و چشمه بش قارداش یک بنای تاریخی پابرجاست که به دستور ناصرالدین شاه قاجار ساخته شده و در سالهای قبل خاندان شادلوی بجنورد در آن دفن شدهاند. این اثر سال 80 بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. ناگفته نماند آب چشمه بش قارداش در آبشناسی پزشکی برای درمان بیماریهای تغذیهای، اشکالات کبدی، صفرایی و ناراحتیهای دستگاه ادراری اهمیت ویژه دارد.
بکر و زیبا: ساحل کیش
کرانههای نقرهفام

آنهایی که تنها مقصدشان از سفر، شمال ایران است، بدون شک تعریفشان از ساحل و دریا با دیگرانی که به جنوب هم فکر میکنند، فرق دارد، آنقدر که اگر دریای جنوب را ببینند، شاید راه مقصد را تغییر دهند. کیش را به مراکز خریدش میشناسیم و اگر کمی دغدغه میراث فرهنگی داشته باشیم، به شهر حریره کیش هم سری میزنیم، اما سواحل کیش یکی از بهترینهای این جزیره شیک است؛ سواحلی که از بس پیش چشم است، کسی آن را نمیبیند. دمای آب سواحل کیش در طول سال از 10 درجه پایینتر نمیآید و همین موضوع باعث شده است گیاهان و حیوانات دریایی خاصی در طول سال، در آبهای ساحل جزیره دیده شوند. خاک کیش ساخت مرجانی دارد و با رنگ نقرهفام زیر آفتاب از درخشندگی خیرهکننده برخوردار است. این ویژگی را بسیاری از سواحل دنیا که از ماسه خاکستری پوشیده شدهاند، ندارند. آب دریا در ساحل این جزیره شفاف و روشن است و تا فاصلهای دور میتوان کف دریا را براحتی تماشا کرد. کارشناسان این خاصیت را به وجود مرجانها نسبت میدهند و بر این باورند که مرجانها به صورت طبیعی موجب تصفیه آب و شفافیت و زیبایی سواحل این جزیره میشوند. جزیره مرجانی کیش، یکی از زیباترین جزایر خلیجفارس است و از طبیعتی زیبا، سبز و منحصر به فرد با سواحلی آرام، مایههای مرجانی، آب زلال و دریای شفاف با انواع ماهیهای رنگارنگ و تزئینی برخوردار است. کیش نسبت به وسعت خود یکی از وسیعترین سواحل دنیا را دارد و در دنیا کمتر ساحلی را میتوان یافت که به وسعت سواحل این جزیره قابل استفاده باشد و مسافران بتوانند با آرامش و دور از غوغاهای سواحل معروف در آن به استراحت بپردازند. این را هم بگوییم که ساحل کیش از کمخطرترین سواحل دنیاست چراکه این خطه فاقد کوسههای خطرناک است و همان کوسههای بسیار اندکی هم که گاهی در آن منطقه دیده میشوند، از ماهیها تغذیه میکنند و برای شناگران خطری ندارند.
مشاغل: گره چینی
چوبکاری در معماری

فراموش شدن مشاغل صرفا به دلیل کاربردشان نیست، به این مفهوم که کسادی این مشاغل به دلیل مشتری نداشتن نیست. برخی از این شغلها فقط به این دلیل از یاد میروند که کسی نیست آن را انجام دهد. بسیاری از صاحبان این مشاغل، جزو هنرمندان این مرز و بوم هستند که پسرانشان راه پدر را نرفتهاند و هنرشان کمکم از یادها رفته است. یکی از این هنرها (شغلها) گره چینی است. هنری که هنوز هم در خانههای قدیمی و بناهای تاریخی چشمنواز گردشگران است. گره چینی به هنری ایجاد شده با قطعات برشخورده چوب و شیشههای رنگی در اشکال مختلف و متعددالاجرا و وحدتگرای هندسی گفته میشود که به طور هماهنگ در یک کادر مشخص و تکرار شونده در کنار هم قرار گرفته باشند. در واقع هندسه نقوش و گرهکشی جزو جدانشدنی این هنر به حساب میآید.
از سابقه گره چینی یا مشبک در ایران اطلاع دقیقی در دست نیست. برخی بر این باورند که استفاده از این هنر از دوران خلفای عباسی آغاز شده و در قرن 6 تا 8 هجری قمری در مصر و سوریه رواج داشته و از همان زمان به ایران رسیده است. از این هنر معمولا در ساخت درهای اماکن مقدسه، مقابر، منابر و البته در پنجرههای منازل و کاخها استفاده میشده است. از دوران صفویه به بعد، تعبیه شیشههای رنگی در چوبهای مشبک رایج شد که به آن «ارسی» میگویند. از استادان این هنر میتوان به مرحوم استاد غلامرضا ابراهیمیان اشاره کرد که آثار باارزشی از او را در مقرنس کاری، قطار بندی، رسمیبندی، مشبک و گره چینی در عتبات عالیات و بناهای تاریخی اصفهان میتوان دید. تمام درها و پنجرههای هتل عباسی نیز از آثار این استاد است. از بهترین نمونههای گرهچینی در ایران میتوان عمارت چهلستون، هشتبهشت و خانه تاریخی اعلم، شیخالاسلام، سوکیاس در اصفهان و تعدادی از خانههای تاریخی کاشان همچون خانه طباطباییها، خانه عباسیان، خانه بروجردیها و تعدادی دیگر از این خانهها در یزد و شهرهای قدیمی را نام برد./ ضمیمه چمدان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم