حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
خرسهای قطبی ازجمله حیوانات شاخصی است که نهتنها خود بلکه حتی زیستگاهشان نیز بشدت تحتتاثیر تغییرات زیستمحیطی قرار گرفته است. به گزارش Informador دانشمندان نگران هستند که حتی توانایی تولید مثلا این شکارچیان قطبی نیز از چنین تغییرات گستردهای بیبهره نماند. در این صورت شاید تا چند سال دیگر هیچ اثری از خرسهای قطبی باقی نماند و این برای قطب شمال قطعا یک فاجعه خواهد بود. برآوردها نشان داده کل جمعیت کنونی خرسهای قطبی حدود 20 هزار قلاده است، ولی مشخص نیست این تعداد در طول زمان به سرعت کاهش پیدا خواهد کرد یا قرار است روندی آرام و مستمر را تجربه کند؟
برخوردهای غیرمترقبه
پیشبینیها حاکی از آن است که با ادامه روند افزایش درجه حرارت، جمعیت خرسهای قطبی نیز دستخوش کاهش قابل ملاحظهای خواهد شد. در مقالهای که بتازگی در مجله بیولوژی تغییرات جهانی چاپ شده، عنوان شده احتمالا ادامه افزایش دما باعث خواهد شد که خرسهای قطبی طی تقریبا 40 سال آینده به طور کامل از صفحه قطب شمال محو شوند. بدیهی است که هماکنون نیز تغییر اقلیم به اندازه کافی تاثیر خود را بر زندگی این حیوانات بر جای گذاشته است. مهمترین اتفاقی که در سالهای اخیر رخ داده، این است که مدت زمان گرسنه ماندن خرسهای قطبی نسبت به قبل خیلی طولانیتر شده و این به آن سبب است که آب دریا دیگر همچون گذشته با سرعت یخ نمیبندد. بالطبع تاخیر در یخ زدن آب دریا نهتنها زمان آغاز شکار فکها را برای خرسها به تعویق میاندازد بلکه حتی طول دوره شکار را نیز کوتاهتر میکند. از طرف دیگر گرسنگی باعث خواهد شد که خرسهای قطبی مجبور به ریسک کردن بیشتری شوند. که همین مساله ساده احتمال برخوردهای تصادفی خرسها با انسان را نیز افزایش میدهد.
تکامل یا انقراض
مشکل دیگری که به دلیل از بین رفتن زیستگاهها و لشکرکشی خرسها به دیگر عرضهای جغرافیایی اتفاق افتاده، این است که احتمال برخوردهای غیرمترقبه آنها با خرسهای قهوهای یا «گریزلی» نیز بیشتر شده است. خرس قطبی حیوانی است که از تکامل خرس قهوهای به وجود آمده است. این حیوان در طول پروسه تکامل خود مشخصا سازگاریهای لازم را برای زندگی در قطب به دست آورده، اما اکنون این دو حیوان، دو گونه کاملا جدا با رفتارها و نحوه زیست متفاوت هستند. به گفته بیشتر دانشمندان برخورد دوباره این دو گونه نهتنها به معنی بازگشت از یک جاده یک طرفه است بلکه احتمالا زمینهساز تبعات ناخواسته و فاجعهباری خواهد شد. با وجود این که از دید بسیاری، این پدیده مترادف موانع و پیچیدگیهای زیاد است، اما برخی متخصصان معتقدند این مساله میتواند لزوما منفی نباشد. میکائیل بوئر، مدیر باغ وحش اسنابروک یکی از کسانی است که این رویداد را مورد نقد قرار نمیدهد. وی میگوید: «این پدیده در طبیعت عادی است. در واقع اصلاحات محدوددر هر اکوسیستمی میتواند زمینهساز رخ دادن چنین فرآیندی باشد.» از دید وی حتی افزایش احتمال هیبریداسیون در بین این دو گونه نیز پیشرفت روند تکامل را در پی خواهد داشت. بوئر میافزاید: «ظاهرا در آغاز یک فرآیند قرار داریم، پروسهای که میتواند صدها و شاید هزاران سال به طول بینجامد. از نظر ژنتیکی نیز احتمال تلفیق این دو گونه دور از انتظار نیست.» وی حتی احتمال انقراض خرسهای قطبی کمتر از چند سال آینده را هم بعید نمیداند.
تاثیرات طبیعی یا انسانساز
به گفته متخصصان، هنوز همه این نظریات در حد فرضیه است. تعیین تاثیرات مثبت و منفی هر هیبریداسیونی قطعا به این آسانی نیست. اغلب دانشمندان هنوز به چنین فرآیندهایی با دیده تردید نگاه میکنند و نقش فعالیتهای انسانی را در شکلگیری آنها بسیار تاثیرگذارتر از آنچه آقای بوئر مطرح کرده، میدانند.
همین امر نیز باعث شده که طرح چنین موضوعی با عنوان یک فرآیند طبیعی مورد قبول بسیاری از متخصصان نباشد. بدیهی است که نابودی یخهای قطب فقط گونههایی مانند خرس قطبی را متاثر نمیکند بلکه به واقع این فرآیند زندگی حدود 34 گونه مختلف را در ابعادی گسترده تغییر خواهد داد. این در حالی است که حتی در شرایط فعلی نیز 14 گونه از این حیوانات با بحران انقراض دست و پنجه نرم میکنند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....