گردشگری سهمی درایران ندارد

صنعت گردشگری دارای مجموعه ای از پیامدها در عرصه های مختلف فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی است که با مدیریت صحیح ، سرمایه گذاری و اتخاذ سیاست ها و اقدامات مناسب می توان به بهترین وجه و بیشترین مقدار از جنبه های
کد خبر: ۶۳۲۴۹
مثبت این پیامدها برای توسعه اقتصادی و ارتقای طرح رفاه جامعه استفاده کرد و بویژه در شرایط کنونی اقتصاد ایران که در مرحله انتقالی از یک اقتصاد در حال توسعه به یک اقتصاد توسعه یافته است و برای رهایی کشور از وابستگی به درآمد صادرات نفت تلاش می شود بهره برد.صنعت گردشگری ، بی تردید یکی از مهمترین صنایع در جهان قلمداد می شود ، به طوری که براساس آمار سازمان جهانی توریسم ، درآمد حاصل از گردشگری بین المللی پس از صنعت نفت و خودرو، بالاترین میزان درآمد و سهم ارزش صادرات جهان را به خود اختصاص داده است.
براساس آمار ، درآمد حاصل از گردشگری در سال 2001 معادل 463 میلیارد دلار بوده است که حدود نیمی از آن سهم کشورهای اروپایی ، 30 درصد قاره امریکا، 14 درصد شرق آسیا و اقیانوسیه ، 3 درصد آفریقا، 2 درصد خاورمیانه و تنها یک درصد به جنوب آسیا تعلق دارد.
براساس تئوری اقتصاد گردشگری ، منافع حاصل از این تلاش در شرایطی به دست می آید که منافع 3 گروه مرتبط با این فعالیت حداکثر شود.
در صنعت گردشگری اصولا 3 گروه مختلف را می توان شناسایی کرد که هر یک اهداف خاص خود را دنبال می کنند. نخستین گروه گردشگران هستند که به دنبال حداکثر کردن منافع روانی و دستاوردهای ناشی از تجربه مسافرت هستند.
دومین گروه بنگاه های عرضه کننده کالاها و خدمات مورد نیاز و تقاضای گردشگران هستند که به دنبال حداکثر کردن درآمد و سود خود می باشند و بالاخره سومین گروه دولت میزبان است که سعی در حداکثر کردن منافع اولیه و ثانویه ناشی از مخارج گردشگران در حیطه قلمرو خود دارد.
غالبا اهداف این 3 گروه با هم همسو است و همین همسویی شرط اصلی شکوفایی صنعت گردشگری در هر کشوری است و بدیهی است که اگر اهداف این گروهها با هم هماهنگ نباشد ، امید کمی به شکوفایی این صنعت در بلندمدت وجود دارد.
دولتهای میزبان به نوبه خود با محدودیت ها و مشکلاتی روبه رو هستند. از جمله محدودیت های عمده دولت ، فراهم کردن زیرساخت های اقتصادی و اجتماعی لازم برای جذب گردشگران است. به عبارت دیگر وجود جاذبه های بالقوه گردشگری در یک کشور شرط لازم برای جذب گردشگران است ، ولی به هیچ وجه کافی نیست. دولت در امر احیا و ارتقای این صنعت از طریق انجام سرمایه گذاری های لازم در بخشهای مختلف می تواند مهمترین نقش را ایفا کند.

  • ایران با وجود برخورداری از سابقه دیرینه تاریخی و موقعیت خاص جغرافیایی به سختی نزدیک به نیم درهزار از درآمد گردشگری بین المللی را به خود اختصاص داده است

  • همانگونه که گفته شد ، توزیع درآمدهای صنعت جهانگردی در سطح بین المللی شکل مناسبی ندارد و این مساله در مورد ایران که جزو کشورهای جنوب آسیا به شمار می رود شکل حادتری به خود گرفته است.
    به عبارت دیگر سهم ایران و اقتصاد آن باوجود خودداری از سابقه دیرینه و درخشان تاریخی و فرهنگی و موقعیت خاص جغرافیایی و برخورداری آن از شرایط آب و هوایی 4فصل به طور همزمان در نقاط مختلف کشور ، به سختی نزدیک به نیم در هزار از درآمد صنعت گردشگری بین المللی است.
    در ادامه این نوشته پاره ای از اقدامات برای بهبود عملکرد صنعت گردشگری در ایران پیشنهاد می شود. نخستین و مهمترین اقدام برای بهبود عملکرد صنعت گردشگری ، باور جدی و اعتقاد راسخ و موثر رده های مختلف مدیریت کشور به اهمیت گردشگری به عنوان یک فعالیت اقتصادی و صنعت مهم و نه یک نوع خدمات لوکس و غیرضروری است که می تواند تاثیرات انگیزشی مثبت و موثری برسرمایه گذاری و اشتغال داشته باشد.
    استفاده از ظرفیت های سرمایه گذاری و کارآفرینی بخش خصوصی برای ایجاد و افزایش ظرفیت استقبال از گردشگران داخلی و خارجی ، ترویج فرهنگ صحیح گردشگری و برخورد با گردشگران داخلی و خارجی و حفظ و حراست جاذبه های گردشگری مناطق مختلف کشور بویژه در مقاطع مختلف آموزش های عمومی ، استفاده از توانایی ها و قابلیت های رسانه های گروهی با برد داخلی و خارجی به منظور معرفی جاذبه های گردشگری مناطق مختلف ایران ، پیش بینی و اجرای آموزش های تخصصی مدیریت گردشگری در مقاطع تحصیلات دانشگاهی ، استفاده و الگوگیری از تجربیات سایر کشورهای موفق در صنعت گردشگری از دیگر اقدامات برای بهبود عملکرد صنعت گردشگری می تواند به شمار آید.
    در کشورهای رو به توسعه لازم است با در نظر گرفتن شرایط اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی و منافع اقتصادی و انسانی آن منطقه به برنامه ریزی توسعه توریسم دست زد. شاید مناسب ترین راه برای برآورده ساختن این نیازها ، آموزش و ایجاد تخصص در برنامه ریزی های داخلی است.
    این امر اکنون در برخی کشورهای رو به توسعه که توریسم در آنها بخش مهمی از اقتصاد است ، در حال روی دادن می باشد. باید به این آموزش ، تلاش و منابع بیشتری اختصاص داده شود. نه تنها برای ایجاد تخصص با حساسیت بیشتر به شرایط داخلی نیازها و الهامات ، بلکه برای کاهش وابستگی به متخصصان خارجی. این فرآیند بی شک درازمدت است ولی بالاخره زمانی باید آغاز شود.
    تغییراتی که هم اکنون در نمایندگی های وام دهی بین المللی برای مشارکت هر چه بیشتر بخشهای دولتی و خصوصی در توسعه می رود. برای برآورده شدن این انتظارات ، دولتها در صورت امکان و لزوم باید دوره های برنامه ریزی توریسم را در موسسات علمی مورد نظر ارائه کنند.
    در مورد روش اصولی برای برنامه ریزی ها معمولا بحثهای طولانی رخ نمی دهد. تیم برنامه ریزی براساس تخصص خارجی شکل گرفته و افراد همه آموزش می بینند.
    کمیته تدارکاتی برای نظارت برروند برنامه ریزی اغلب بیشتر با بازده سروکار دارد تا اهداف. در این شرایط ایده های «تداوم» و مشارکت جامعه نمادی است برای زبان نامفهوم توسعه جاری ، به جای پارامترهای قابل اجرا و واقع گرایانه. هر چند توسعه توریسم اساسا بر اساس سرمایه گذاری دراز مدت است ، اما معمولا برای منافع کوتاه مدت اولویت هایی در نظر گرفته می شود.
    تداوم به عنوان هدفی دراز مدت می تواند در صورتی مفهوم داشته باشد که بتواند حمایت افراد ذی نفع را در حال حاضر جلب کند. اگر توسعه در خصوص نیاز به توسعه زندگی هر روزه انسان ها باشد، روش اصولی در برنامه ریزی ممکن است نامربوط باشد، آنچه حائز اهمیت است بازده و نتیجه ای است که از این برنامه ریزی به دست می آید.نتیجه این که توجه به صنعت گردشگری می تواند کشور را به طور کامل بی نیاز از صادرات نفت کند.در این میان توجه بیش از پیش مسوولان و گسترش فرهنگ عمومی توریسم در کشور بدون تردید از مهمترین پایه های اساسی این رویکرد می باشند.



    علی اخلاق نجات
    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها