حلزون اقتصاد درمیدان سیاست

در یک محفل دوستانه دوم خرداد، وقتی سخن از انتخابات به میان می آید، یکی از حاضران در اظهارنظری تحلیلی می گوید: «حضور آقای هاشمی رفسنجانی در صحنه انتخابات ، جناح مقابل ما را به انفعال می کشاند
کد خبر: ۶۲۸۴۵
و اگر او به ریاست جمهوری برسد، محافظه کاران را کنار می زند» گوینده ، جمله اخیر را با لحنی که از آن رضایت و خرسندی از حضور هاشمی رفسنجانی برمی خیزد بیان می دارد.
لبخند بر چهره اکثر حضار می نشیند، اما یکی از چهره های نام آور دوم خرداد که تحلیل دوست هم جناحی اش را می شنود، حاضران را متوجه نکته ای می کند که از آن غافل بوده اند: «...اگر مردم به آقای هاشمی رای بدهند، رای شان به او معنای مهمی دارد که به هیچ روی به نفع ما نیست.»
صورتهایی که تا لحظاتی پیش ، از تحلیل ارائه شده خندان شده بود درهم می رود. سخنان شخصیت دوم خردادی که همه حضار، او را به برتری قبول دارند، ادامه می یابد:
«...اگر این اتفاق بیفتد، معنایش این است که مردم ، کارهای 8 سال دولت دوم خرداد را به هیچ گرفته اند و درواقع اعلام کرده اند که دوران اصلاحات ، هیچ کاری برای آنها انجام نداده... مفهوم رای به آقای هاشمی این است که بازگشت و ارتجاع به 8 سال قبل را ترجیح می دهند....»
در حالی که رئیس جمهور شدن نامزد محافظه کاران (اصولگرایان) هر زیانی برای جناح دوم خرداد داشته باشد، این معنا را متبادر به ذهن نخواهد کرد که دوران سازندگی از دوران اصلاحات برتر نبوده است.
این داستان معروف است که در روزگار قدیم ، مردی به سلمانی رفت. استاد سلمانی ناشی بود و کارش را به درستی نمی دانست. به همین دلیل بارها با تیغی که در دست داشت ، سر مشتری را مجروح کرد و برای آن که خون جاری از آن را بپوشاند، از پنبه استفاده کرد.
مشتری وقتی با افزایش جراحتها روبه رو شد و سرش را پر از پنبه دید، با عصبانیت از جای برخاست که مغازه را ترک کند.
استاد سلمانی از او پرسید که چرا چنین تصمیمی دارد و او پاسخ داد: «نیمی از سرم را پنبه کاشته ای. می خواهم به سلمانی دیگری رجوع کنم ، شاید بر نیمه دیگر محصولی دیگر بکارد»!
دولت برآمده از انتخابات دوم خرداد 1376، باوجود همه شعارهایی که گاه جذاب هم بودند نتوانست رضایت شهروندان را جلب کند.
دلیل اصلی این ناکامی را نباید تنها در مقابل اجرا نبودن آن شعارها جستجو کرد، بلکه ناکارآمدی مدیران را نیز باید به آن افزود.
مجموعه این عوامل باعث شد که شهروندان ، همچون مشتری دکان سلمانی ، نیمه دیگر سر خود را نجات دهند و در 2-3انتخابات اخیر، راهی دیگر برگزینند.
از نگاه آنها، بهای هر بشکه نفت در بازارهای جهانی ، طی 8سال گذشته به طور متوسط دو برابر شده ، اما تغییرات ناشی از این افزایش ، در اقتصاد ملی ظهور و بروز نداشته است.
از طرفی میزان بدهی های خارجی که دولت برآمده از دوم خرداد، همواره به رقم بالای آن می تاخت و دایما ادعا می کرد که آن را کاهش داده و به سمت صفر نزدیک شده دوباره با رشدی سرسام آور، به همان رقم 8 سال قبل رسیده است (البته با تغییر نام آن به معاملاتی چون فاینانس و...) صندوق ذخیره ارزی نیز که از افتخارات دولت به حساب می آمد، به دلیل سوئمدیریت در برداشت از آن ، چندان قابل دفاع نیست.
گسترش روند خصوصی سازی نیز به دلیل رانت خواری هایی که از این رهگذر به وجود آمد، نتیجه عکس داد. علاوه بر اینها، دولت در مهار تورم و کنترل قیمت ها نیز نتوانست فعالیت مثمرثمری را به رخ شهروندان بکشد.
در اولین پیام آقای خاتمی در آخرین سال ریاست جمهوری اش پیام نوروزی دفاع از عملکرد اقتصادی دولت موج می زد. رئیس جمهور دیگر نیازی نمی دید شعارهای سیاسی گذشته را تکرار کند.
چه ، او با فراستی که از آن برخوردار است ، میزان مشتریان آن شعارها را خوب می شناسد. خاتمی بیش از هر سیاستمدار دیگری در جناح دوم خرداد به این نکته واقف است که زیباترین مفاهیم سیاسی و فرهنگی که او طی 8سال گذشته مطرح کرده به دلیل مواجهه با دفاع بد در جبهه اصلاحات ، دیگر قابل عرضه نیستند.
شاید به همین علت است که او خود را ملزم به پاسخگویی به اصلی ترین مطالبه و انتظار مردم مشکلات اقتصادی می داند.
اشاره آقای خاتمی به شاخص های کلان اقتصادی برای دفاع از عملکرد دولت ، کاملا منطقی و علمی است ، اما آن روی سکه همین واقعیت ، به نادرست بودن معیارهای اندازه گیری این شاخص ها گواهی می دهد.
در حالی که نرخ بیکاری طبق آمار رسمی اندکی بالاتر از 10درصد را نشان می دهد، آمارهای غیررسمی ، واقعیت های تلخ تری را باز می نمایاند. ضمن این که درآمدهای کلان دولت در سالهای گذشته ، می توانست این رقم را بسیار پایین تر بیاورد. همچنین است نرخ تورم که میان آنچه تبلیغات رسمی دولت اعلام می دارد با آمار حقیقی ، فاصله ای دراز به چشم می خورد.
آخرین نامرادی دولت ، ناتوانی در کنترل بازار میوه شب عید بود. برخی خبرها حکایت از آن دارد که مسوولان وزارتخانه های بازرگانی و جهاد کشاورزی اطلاع دقیق از نابسامانی این بازار داشته و هشدارها و پیشنهادهای مسوولان برخی اتحادیه های صنفی برای مهار گرانی میوه را به هیچ گرفته اند.
نگاه بدبینانه آن است که این رفتار دولت را دهن کجی به تصمیم مجلس برای کنترل قیمت کالاها و خدمات دولتی بدانیم و گران شدن میوه را نتیجه این تصمیم مجلس معرفی کنیم. نگاه خوش بینانه هم آن است که 2وزارتخانه یاد شده را کاملا منفعل و ناتوان بدانیم.
نتیجه هر دو نگاه یاد شده ، چیزی به سبد انتخابات قوه مجریه نمی افزاید. عملکرد این 2دستگاه ، پیش از آن که دهن کجی به تصمیم مجلس باشد، اهانت به دفاع صادقانه رئیس جمهور از عملکرد دولت است.
کارشناسان اقتصادی می گویند یکی از دلایل اصلی برخی از ناموفقیت های قوه مجریه در عرصه اقتصاد، بلاتکلیفی دولت در میان تئوری های اقتصادی است. مدیریت اقتصادی دولت طی سالهای اخیر به هروله میان نظریه های مختلف پرداخته و نتیجه آن نیز در مقطعی ، عزل وزیر اقتصاد پیشین طهماسب مظاهری بود.
جانشین مظاهری با آن که دانش آموخته اقتصاد کشاورزی بود، فاقد تجربه در مدیریت های کلان اقتصادی به شمار می رفت. حضور او در یکی دو برنامه تلویزیونی نشان داد که به لحاظ علمی نیز تبحر کافی در مباحث مربوط به اقتصاد کشور ندارد.
پس از روی کار آمدن مجلس هفتم و ارائه شدن چند طرح اقتصادی توسط نمایندگان ، بخشی از دولت دست به دامان چند اقتصاددان شدند و از آنها خواستند بیانیه ای علیه تصمیمات مجلس صادر کنند. پایه اصلی این بیانیه آن بود که تصمیمات مجلس را ناقض توسعه بخش خصوصی و مالا توسعه اقتصاد کشور می دانست.
اگر چه عامه مردم نمی دانستند، اما خواص به خوبی به آن نکته واقف بودند که دست کم دو سوم امضاکنندگان آن بیانیه همان هایی بوده اند که وضعیت نابسامان اقتصادی موجود، نتیجه عملکرد خودشان بوده است.
از طرفی ، وزن و اعتبار علمی این چهره ها در مجامع دانشگاهی ، از مدافعان تصمیمات مجلس بیشتر نبود. از سویی ادبیات حاکم بر بیانیه را آنقدر به سیاست آغشته بودند که صدای اقتصاددانان بیطرف هم درآمد... طرفه آن که دولت بیش از آن که به اقتصاد توسعه بپردازد، وارد اقتصاد سیاسی شد.
آوردن اقتصاد به سیاست (بیش از آنچه مورد نیاز است ) همان بلایی را بر سر جامعه می آورد که هم اکنون آورده و دود آن هم به چشم مردم می رود و هم به چشم سیاستمداران و بازده اش ، پرورده شدن این باور که مسوولان اقتصادی ، کفایت لازم را ندارند.
به این ترتیب ، آیا نباید نگرانی چهره برجسته دوم خرداد را درباره عقبگرد مردم (البته نه عقبگرد منفی ) و روی آوردن به سیاستمدارانی که معیشت آنها را مهم می دانند درک کرد؛

زهرا کاشانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها