بسیاری از مردم، ترجیح می‌دهند که به عوض هواپیما سوار شدن و رفتن روی هوا، یا سوار ماشین شدن و دل به جاده‌های دارای تصادفات سپردن، با قطار مسافرت کنند که حد وسط این دو است. حتی شاعر خوش احساسی مثل سهراب سپهری هم با قطار مانوس بود. اگر نبود که درباره آن نمی‌فرمود: «من قطاری دیدم که سیاست می‌برد‌/‌ و چه خالی می‌رفت...». می‌فرمود؟ (که احتمالا برای رد گم کردن، خالی می‌رفته و در حقیقت، قطار پشت‌سری پر بوده که سهراب خوش‌احساس، متوجه این کلک نشده است. به هر حال، سیاست است دیگر!)
کد خبر: ۶۲۷۶۴۱

بگذریم که باز سر از ترکستان درنیاوریم. بخصوص که الان، ترکستان هم لابد قطار دارد. این ریل که می‌کشی، به ترکستان است!.... غرض از بحث قطاری امروز، تشکر از مدیرعامل جدید شرکت قطارهای مسافری رجاء است که رجاء واثق داریم در کار خود موفق باشند. ایشان چند وقت پیش در مصاحبه‌ای اختصاصی با همین جریده جام‌جم نمای ماست که در نهایت شفافیت، در مورد قطارهای خودشان به ضرس قاطع گفته بودند که: «اگر از من بپرسید، بسختی به قطارهایمان نمره قبولی می‌دهم.»

ـ‌ احسنت!....(این ابراز احساسات را همکار رقیق‌القلب ما که کنارمان نشسته، ناخودآگاه بر زبان آورد. منتها نفهمیدیم که درخصوص کیفیت قطارهایمان گفت احسنت، یا که منظورش صداقت و شفافیت جناب مدیرعامل بود؟.... والله اعلم!)

بسته پیشنهادی: از آنجا که در دوران مشق و مدرسه هم همواره یکی از دل‌نگرانی‌های ما و شما کسب نمره قبولی ـ ولو به ضرب تک ماده معروف ـ بوده است و هست؛ فلذا کلهم اجمعین، نسبت به نمره قبولی، از حساسیت بالایی برخوردار می‌باشیم و چون دوست داریم که قطارهای ما نیز نمره قبولی از ملت و مدیرعامل عزیز خود دریافت دارند، در کمال لطف و بزرگواری، عرایضی ارزنده و راهگشا را به سمع و نظر مبارک می‌رسانیم:

1 ـ افزایش کیفیت: این که ما بخواهیم بگوئیم برای گرفتن نمره قبولی، سطح کیفی قطارها و خدمات داخل آنها افزایش یابد؛ در حقیقت، با چشم بسته غیب گفتن است. انگار که مثلا خود جناب مدیرعامل نمی‌دانند. نه خیر، خیلی هم خوب می‌دانند. نمی‌دانستند، نمی‌گفتند: «در این سال‌ها با توجه به افزایش تدریجی که در شبکه مسافری داشتیم و سرمایه‌گذاری‌هایی که در بخش حمل و نقل انجام دادیم، انتظار داشتیم تعداد مسافران افزایش یابد که متاسفانه این‌طور نشد.»... شد؟ گفتیم که خود ایشان کاملا در جریانند. در یک کلام عرض می‌کنیم که باید کیفیت قطارها چنان بالا برود که مردم از سرناچاری بلیت قطار نگیرند، بلکه با شوق و ذوق وافر این کار را انجام بدهند. انگار که می‌خواهند سوار کشتی تایتانیک شوند.

2 ـ افزایش سرعت: فقط که نباید افزایش قیمت داشت. با ارتقای امنیت ریل‌ها و بالا بردن کیفیت قطارها، در جهت افزایش سرعت قطارها و کاستن از میزان توقف‌های بیش از حد نیز حرکت کنیم. حتما می‌شود. اگر نمی‌شد که چند وقت پیش، مدیرعامل شرکت راه‌آهن، از کاهش دو ساعته زمان سفر با قطار به مشهد در نوروز امسال خبر نمی‌دادند. خب، هر روز را نوروز فرض کنیم و بر سرعت قطارها بیفزاییم. تحمل صدای «تللق لق...تللق لق....» آن با ما!.... گوشمان به این چیزها عادت دارد. بس که آلودگی صوتی داریم، از شتر نقارخانه، پوست کلفت‌تر شده‌ایم.

3 ـ آزادی بیشتر در قطار: تمهیداتی در نظر بگیریم که یک مقداری ارائه خدمات و پذیرایی مبسوط در داخل قطارها، از آزادی عمل و انتخاب بیشتری برخوردار باشد. مهماندار قطار، فلاسک چای را ندهد بگوید: «تا نیم ساعت دیگه بخورید، چون میام فلاسک رومی‌گیرم»(حالا با کمال میل بخوری یا به زور، در همین حد انتخابش با خود مسافر است!)؛ یا مثلا کل قطار باید همان فیلمی را در تلویزیون داخل کوپه ببینند که مسئول قطار داخل ویدئو می‌گذارد؛ یا همه کوپه‌ها باید تابع همان درجه حرارتی باشد که مسئولان قطار در نظر می‌گیرند و داخل کوپه، پیچی برای شل و سفت کردن درجه هوا نباشد. مسافر فقط در حد باز کردن پنجره، آن هم گاهی با پیچ گوشتی مخصوص خودش که دست مهماندار است، آزادی عمل و انتخاب داشته باشد. منوی غذا هم اگر از دو نوع کوبیده کمی بیشتر شود، خالی از لطف و ایجاد انگیزه نخواهد بود. از ما گفتن!

رضا رفیع

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰
فرزند زمانه خود باش

گفت‌وگوی «جام‌جم» با میثم عبدی، کارگردان نمایش رومئو و ژولیت و چند کاراکتر دیگر

فرزند زمانه خود باش

نیازمندی ها