در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مالباخته که میدانست مشفق از کارآگاهان قدیمی است، جلو رفت تا از او کمک بخواهد. سرگرد پرسید: «حالا از خانهات چی بردهاند؟»
فقط 200 هزار تومان پول نقد که روی میز آشپزخانه بود.
مشفق نگاهی به خانه انداخت. همه جا کاملا به هم ریخته بود، انگار زلزلهای هفت ریشتری آمده و همه چیز را زیر و رو کرده است. مالباخته به کارآگاه گفت: «به برادرزادهام مشکوک هستم. او معتاد به شیشه است و احتمالا سرقت کار اوست.»
خواهر مالباخته که در محل حضور داشت، حرف برادرش را تائید کرد. کارآگاه هم سری تکان داد و گفت: «به احتمال زیاد باید کار خودش باشد، اما چرا خانه را اینقدر به هم ریخته است؟»
زن جواب داد: «دنبال سرویس برلیان میگشته، اما پیدایش نکرده.»
مالباخته گفت: «واقعا شانس آوردم. سرویس امانت بود. آن را دیشب یکی از دوستانم که میخواست به مسافرت برود، امانت به من سپرد.»
خواهر مالباخته آهی کشید و گفت: «من از دیشب در خانه بودم فقط دو ساعت بیرون رفتم که این اتفاق افتاد. اگر وقت دکتر نداشتم، اصلا بیرون نمیرفتم.»
مشفق دستش را روی شانه همسایهاش گذاشت و به او گفت: «اصلا نگران نباش. خدا را شکر ضرر زیادی وارد نشده، دزد را هم همین امشب میگیرند.»
- خدا کند.
مشفق به سمت همکار قدیمیاش رفت و در گوش او چیزی گفت. قرار شد همان شب برای دستگیری برادرزاده مالباخته دست به کار شوند، اما پسر جوان وقتی بازداشت شد، اتهام سرقت را انکار کرد.
- درست است که من معتاد هستم، اما دزدی نکردم.
او هیچ مدرکی نداشت که ثابت کند زمان حادثه در خانه عمویش نبوده با این حال افسر پرونده زیاد سخت نگرفت و او را فقط به دلیل همراه داشتن ماده مخدر به بازداشتگاه فرستاد تا صبح روز بعد به دادسرا برود و تکلیفش روشن شود. افسر بعد از اتمام جلسه بازجویی با مالباخته تماس گرفت و از او و خواهرش خواست خودشان را سریعتر به اداره آگاهی برسانند. آنجا بود که زن جوان به دزدی متهم شد. او که ابتدا وانمود میکرد از این تهمت بسیار رنجیده است، بالاخره به سرقت اعتراف کرد و گفت: «برای اینکه صحنهسازی کنم، همه خانه را به هم ریختم.»
برادر متهم که بشدت عصبانی بود، سر خواهرش دادی کشید و از اتاق بیرون رفت، اما بعد از چند دقیقه برگشت و به افسر پرونده گفت: «از خواهرم شکایتی ندارم. هر چه باشد او خواهرم است و نمیخواهم زندان بیفتد برای دادن رضایت چهکار باید بکنم.»
- خواهرتان امشب در بازداشت میماند. شما فردا صبح به دادسرا بروید، بازپرس تصمیم خواهد گرفت. این کارها از اختیار من خارج است. ضمنا از سرگرد مشفق هم تشکر کنید. او بود که معما را حل کرد و به من گفت دزدی کار کیست.
شما خواننده محترم برای ما به شماره 300011224 پیامک بزنید و بنویسید کارآگاه چگونه متوجه شد سرقت کار خواهر مالباخته است.
پاسخ معمای شماره قبل: زن همسایه ادعا کرد با تلفن پشت در خانه مقتول رفت، بنابراین او از تلفن بیسیم استفاده کرده در حالیکه آن زمان برق قطع بود و تلفن بیسیم کار نمیکرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: