آرزوی دیرینه غول های نفتی

منابع و ذخایر نفتی دریای خزر متعلق به پنج کشور قزاقستان ، آذربایجان ، روسیه ، ایران و ازبکستان مدتهاست که مورد توجه کشورهایی چون امریکا، روسیه ، چین ، ژاپن و حتی هند می باشد.
کد خبر: ۶۲۵۳۳

رقابت این کشورها برای دستیابی به منابع نفتی این منطقه ، نتوانسته اتحاد و همبستگی کشورهای حاشیه را منجر شود و در این میان امریکا که پس از حادثه 11 سپتامبر به عنوان نیروی جدید به آسیای میانه وارد شده نگران صدور حجم عظیمی از نفت این دریا به کشورهای چین و هند است که نیاز آنها به انرژی روزبه روز در حال افزایش است.
منطقه دریای خزر، با برخورداری از ذخایر غنی نفت و گاز که از ذخایر دریای شمال نیز پیشی گرفته ، منطقه ای است که مورد علاقه کشورهای متعددی مثل امریکا، روسیه ، چین ، ژاپن و هند است.
در بستر دریای خزر که بزرگترین دریاچه دنیاست ، 4 درصد از ذخایر نفت و گاز جهان قرار گرفته است. متخصصان امریکایی تخمین زده اند که میزان ذخایر نفت بازیافت شده در این دریا 4/2 الی 6/4 میلیارد تن است.
بیشتر شرکتهای بزرگ نفتی در جهان نظیر «شورون تگزاکو»، «اکسون موبیل»، «بریتیش پترولیوم» و «هالیبرتون» سرمایه گذاری های کلانی در منطقه دریای خزر کرده اند.
در خلال 5سال گذشته ، سرمایه گذاری امریکا در آسیای میانه و منطقه دریای خزر به 30 میلیارد دلار رسیده است. از طرف دیگر، سرمایه گذاری برای ساخت خط لوله نفتی قزاقستان به چین مطرح است که ممکن است در مقابل خواسته های امریکا قرار گیرد.
واشنگتن نگران آن است که حجم عظیمی از نفت دریای خزر به چین و هند که مصرف انرژی در آنها رو به رشد است و دستکم در زمینه مصرف ، رقیب امریکا هستند، صادر شود.
در قزاقستان اعتقاد بر این است که مذاکره برای ساخت خط لوله نفتی به چین به دلیل مخالفت امریکا با ساخت این خطلوله که ممکن است رقیب خط لوله «باکو - تفلیس - جیهان» شود، به طول انجامد.
سیاست اتحادیه اروپا در رابطه با منطقه دریای خزر باتوجه به شرایط ژئوپولیتیکی پس از فروپاشی شوروی سابق ، شکل گرفته است. علاقه واقعی اروپا به منابع انرژی آسیای میانه و حوزه دریای خزر که برخلاف امریکا بر پایه سیاست ، نیست ، شکل گیری یک سیاست اروپایی در منطقه را پیچیده کرده است.
اروپا مشکلات ژئوپولیتیک را از طریق به کارگیری روشهای اقتصادی حل می کند. احتمالا اروپایی ها به بازنگری سیاست های خود در رابطه با روسیه خواهند پرداخت و منافع خود در آسیای میانه و قفقاز را محکم می کنند.
در عین حال ، اعمال بیشتر قوانین دولتی بر بخش سوخت و انرژی روسیه ، تاثیر مثبتی بر تقویت موقعیت انرژی روسیه در خارج از کشور می گذارد و اروپا مجبور می شود خود را با علایق و طرحهای روسیه که هنوز فرمول بندی نشده اند، همگام کند. علاقه چین به منطقه دریای خزر کاملا قابل فهم و قابل پیش بینی است.
تنها عامل تهدیدکننده برای این کشور، کاهش مواد خام و عمدتا منابع انرژی است. براساس پیش بینی اخیر کارشناسان برجسته جهانی ، تا سال 2010 میزان واردات چین به 120میلیون تن در سال می رسد که در مقایسه با سال 2002، افزایش چشمگیری را نشان می دهد.
تا آن زمان ، کشورهای آسیای میانه در نظر دارند که میزان تولید نفت در منطقه دریای خزر را افزایش دهند و منطقه خلیج فارس که چین بیشترین نفت مورد نیاز خود را از آن وارد می کند، به شدت بی ثبات خواهد شد.
امروزه چین موقعیت خود در منطقه را تقویت کرده است. موفقیت هایی اقتصادی که این کشور در خلال چند سال گذشته کسب کرده ، سبب شده که منافع سیاسی اش را از طریق مذاکرات اقتصادی و مالی تامین کند. در این وضعیت ، به نظر می رسد که موقعیت روسیه قدری مبهم است.
از یک طرف پکن شریک راهبردی مسکو است و از طرف دیگر رقیب موفقی در عرصه تامین منافع اقتصادی و ژئوپولتیکی محسوب می شود. در حال حاضر، شرکت روسی «لوک اویل» با حضور در آذربایجان ، قزاقستان و ازبکستان ، در منطقه دریای خزر جایگاه ویژه ای پیدا کرده است.
این شرکت مقادیر زیادی سرمایه های ژئوپولیتیکی در دریای خزر را که به آبهای چندین کشور امتداد می یابد، در کنترل خود دارد.
در حقیقت ، لوک اویل به عنوان ششمین بازیگر در میان 5کشور حوزه دریای خزر ظهور پیدا کرده و میزان ذخایر هیدروکربن بازیافتی اش برای مثال از ذخایر هیدروکربن ایران در دریای خزر بیشتر شده است.
لوک اویل تخمین زده که میزان ذخایر بازیافتی هیدورکربن در بخش روسیه ای دریای خزر 5/4 میلیارد تن معادل نفت (9/32 میلیارد بشکه) است.
در مقایسه ، میزان منابع نفتی لوک اویل تا آوریل سال جاری 2/75میلیارد تن معادل نفت (1/20 میلیارد بشکه) است. سهم عمده بخش نفت و گاز شوروی سابق (شبکه اصلی خطوط گاز) حفظ شده است.
حجم عظیمی از هیدورکربن این منطقه از طریق خطوط انتقال نفت و گاز روسیه به بازارهای خارجی وارد می شود. البته پروژه های جدید انتقال نفت و گاز در روسیه ، در مرحله آماده سازی است.
ولادیمیر پوتین ، رئیس جمهوری روسیه ، پس از چند ماه مشارکت با ائتلاف ضد تروریستی در آسیای میانه اعلام کرد که باید حضور نیروهای نظامی امریکا در مرزهای جنوب غربی روسیه ارزیابی شود.
وی اظهار داشت که روسیه نیازمند حفظ ائتلاف ضدتروریستی در آسیای میانه است. آنچه که در ذهن پوتین می گذرد همکاری نظامی نیست بلکه همکاری گسترده در زمینه انرژی و یا به عبارت دیگر ذخایر عظیم گاز طبیعی در این منطقه از دنیا است.
وی با مقامات قزاقستان ، ازبکستان و ترکمنستان که دارای ذخایر عظیم انرژی هستند توافق کرده که روسیه بر حجم و مقصد صدور گاز از آسیای میانه نظارت داشته باشد. از آنجایی که بهای نفت روند صعودی پیدا کرده ، امنیت انرژی به یکی از موارد کلیدی در مذاکرات و قراردادهای بین المللی مبدل شده است.
برای مثال مصرف گاز در امریکا تا سال 2025، 40درصد افزایش می یابد. بدین ترتیب وابستگی آمریکا به سوخت در حال رشد است. این شرایط ممکن است لحن گفتگوهای سیاسی امریکا با روسیه را که به ذخایر عظیم گازی اش مباهات می کند، تغییر دهد.
تاکنون مجمع کشورهای صادر کننده گاز (جی ئی اواف) خود را با سازمان کشورهای صادر کننده نفت (اوپک) همگام نکرده اند. عده ای از تحلیل گران اقتصادی معتقدند که روسیه در آینده بهای گاز را در بازار تعیین می کند.
همسو شدن تلاشهای روسیه ، قزاقستان ، ترکمنستان و ازبکستان که دارای ذخایر عظمی گازی هستند شرایط مناسبی را برای ایجاد یک ائتلاف گازی منطقه ای فراهم می کند.
بازارهای کنونی فروش گاز که در کشورهایی مثل هند، پاکستان ، چین و چند کشور دیگر وجود دارند، ایجاد ایده تشکیل یک ائتلاف گازی را تقویت می کند. بعلاوه ، پیش بینی شده که در آینده ، 70 درصد از سوخت مورد نیاز نیروگاه های برق در سراسر جهان از گاز تامین می شود.
تنها مشکلی که در این میان وجود دارد، این است که تقاضا برای گاز و ظهور بازار گاز بستگی به سهم عرضه گاز طبیعی مایع (ال ان جی) در بازار دارد.
اگر چه فرآوری گاز بسیار پرهزینه است ، اما آینده انرژی در دستان «ال ان جی» است. روسیه نیز در این میان ساخت یک کارخانه عظیم فرآوری گاز را شروع کرده است و شرکتهای روسی فعال در زمینه انرژی قادر خواهند بود که قیمت گاز در بازارهای جهانی را تعیین کنند.
بیش از یک قرن ، تمام مردم دنیا آسیای میانه را به عنوان ترکمنستان روسیه یا «آسیای میانه شوروی» می شناختند. این تصویر که در اذهان مردم دنیا شکل گرفته بود، با فروپاشی شوروی سابق در سال 1991و تشکیل جمهوری های مستقل به سرعت تغییر یافت.
هم اکنون این پنج کشور حوزه دریای خزر یعنی ترکمنستان ، ازبکستان ، قرقیزستان ، تاجیکستان و قزاقستان مسیر متفاوتی را می پیمایند. پس از حادثه 11 سپتامبر، آمریکا به عنوان یک نیروی جدید به آسیای میانه وارد شد.
آمریکا برای رویارویی با نیروهای طالبان و القاعده در افغانستان نیازمند پایگاهی در این مرز و بوم بود. ازبکستان نیز با آغوش باز از موقعیت پیش آمده برای تقویت و استحکام روابطش با امریکا بهره جست و از آن زمان به بعد، تاشکند هر چه بیشتر از همسایگانش فاصله گرفت.
تاجیکستان وابسته ترین دولت منطقه به روسیه نیز برای مبارزه با تروریسم در افغانستان ، پایگاهی در اختیار نیروهای ائتلاف به رهبری امریکا گذاشت. این امر سبب دگرگونی در روابط میان این کشور با روسیه شد. هم اکنون تاجیک ها در ارتباط با روسها موضع مطمئن تری را اتخاذکرده اند.
اگر چه روسیه در منطقه آسیای میانه و دریای خزر بسیار فعال است ، اما تلاشهای این کشور برای خنثی کردن افزایش نفوذ امریکا در این مناطق ، به اندازه کافی نیست. مشکل این است که رهبران کشورهای این منطقه فراتر از حد مسائلی نظیر دمکراسی ، حقوق بشر در جمهوری های مستقل آسیای میانه و مبارزه با تروریسم که از سوی امریکا به آنان تحمیل می شود، نمی روند.
در حقیقت این مسائل که از سوی امریکا مطرح می شود ابزاری هستند برای پیگیری خواسته های این کشور در دیگر نقاط دنیا. آنچه که این پنج جمهوری بدان نیازمندند، وحدت و یکپارچگی است. چرا که آسیای میانه بخش چندان کوچکی از این جهان پهناور نیست و شاهراهی میان آسیا و اروپا محسوب می شود.
با تصور گرد هم آمدن منابع و امکانات این پنج جمهوری در کنار هم ، چه از نظر اقتصادی و چه از نظر سیاسی ، این منطقه می تواند از جایگاه مستحکم تر و قویتری برخوردار شود.
حقیقتا تحقق این امر، همان چیزی است که این سرزمین محصور در خشکی که از نظر تاریخی نیز منزوی است ، بدان نیاز دارد.

مترجم: جمیله گلکاران
پایگاه اینترنتی نووستی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها