در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سقراط فیلسوفی مکتبی نبوده است به این معنا که چنین نبوده است که دارای شاگردانی باشد که هر روز سر جلسه درس او حاضر شوند و این جلسات محل خاصی با عنوان مدرسه یا آکادمی داشته باشد؛ بلکه سقراط، فیلسوف کوچه و بازار بوده است. او درون شهر و بین مردم قدم میزد و به فراخور موقعیت، هرگاه فردی را آماده بحث درباره مسائلی چون فضیلت، هنر، زیبایی و معرفت میدید، به بحث با او میپرداخت.
اما معروف است سقراط ابتدا هیچگاه موضع خود را بیان نمیکرده، بلکه از مخاطبان خود سوال میکرده و موضع آنها را درباره مساله مورد بحث جویا میشده است، سپس سعی میکرده با توجه به پاسخ مخاطبان، از آنها نتیجهگیری کند که خود مخاطبان با آن نتیجهگیری قدمبه قدم همراه میشدند و میپذیرفتهاند این نتایج که سقراط به آنها اشاره میکند، واقعا از پاسخ اولیهای که به پرسش سقراط داده بودند، حاصل میشود. سپس سقراط به مخاطبان خود نشان میداده این نتایج تناقضآمیز است و بنابراین پاسخ ابتدایی مخاطبان سقراط باید اصلاح شود؛ به گونهای که به نتایج متناقض و غیرقابل دفاع نینجامد. این روش به همین شکل ادامه مییافته تا مخاطبان در نهایت معترف شوند پاسخ اولی که به پرسش سقراط میدادند، کاملا نادرست بوده و بسیاری از آنها معترف میشدند پیش از بحث با سقراط فکر میکردند که چیزی از این موضوع میدانند، ولی هماکنون میدانند اصلا چیزی درباره موضوع مورد بحث نمیدانند.
بنابراین سقراط هیچگاه موضع فلسفه خود را به مخاطبانش دیکته نمیکرده؛ بلکه ابتدا گوش شنوایی داشته برای پاسخ مخاطبانش. کار مهم او این بوده که ابتدا به مخاطبانش نشان دهد موضعی که در قبال مساله مورد بحث دارند، موضع صحیحی نیست.
امروزه متفکران مختلف معترفند روش سقراط بیش از پاسخهای نهایی او به مسائل مورد بحثش اهمیت دارد. او به افراد میآموزد، برای اینکه دیدگاه خود را به دیگران انتقال دهند، ابتدا باید شنونده خوبی برای دیدگاه مخاطبان باشند. اگر فردی درباره موضوعی موضعی دارد و میخواهد آن را نزد دیگران موجه جلوه دهد، باید ابتدا حداقل به دلیل ملاحظات روانشناختی نشان دهد که نمیخواهد این موضع را به مخاطب خود دیکته و او را به پذیرش وادار کند.
یکی از زمینههایی که روش سقراطی در آن بسیار کارایی دارد، آموزش و پرورش است. آموزش و پرورش به شکل سنتی در قالب دیکته کردن مباحث از سوی معلم به دانشآموزان صورت میگیرد، اما امروز متخصصان حوزه آموزش و پرورش معترفند این روش به لحاظ روانشناختی نقصهای بسیاری دارد. روش گفتوگوی سقراطی میتواند دانشآموزان را به مباحث کلاس درس بسیار مشتاق کند؛ چراکه عقل و دانش و تفکر دانشآموزان را محترم میشمارد و از آنها میخواهد وارد بازی و بحث شوند و نظر خود را درباره موضوع درس اعلام کنند. فرصت دادن به دانشآموزان برای اندیشیدن به موضوع و سپس اصلاح این اندیشهها از سوی معلم، تاثیر پایداری بر یادگیری موضوعات خواهد داشت.
در گفتوگوهای سقراط، مخاطبان در جریان مباحث نقش فعال دارند. آنها با پاسخهای خود به پرسش سقراط، گفتوگو را جهتدهی میکنند. اعمال این روش در کلاسهای درس نیز میتواند به دانشآموز، نقش موثری در پیش بردن مباحث کلاس بدهد. وقتی دانشآموز احساس میکند صرفا شنونده نیست؛ بلکه میتواند با حضور خود در مباحث، کلاس درس را جهتدهی کند، انگیزه بیشتری برای توجه به مباحث معلم خواهد داشت. از سوی دیگر در بین دانشآموزان، رقابتی برای تاثیرگذاری بیشتر ایجاد خواهد شد و به این شکل، کلاس درس از رابطه یکطرفه معلم و شاگرد به شبکهای از روابط معلم و شاگردان بدل میشود، اما این شبکه روابط به هرج و مرج نمیانجامد؛ چراکه گفتوگوی سقراطی بر محور درست شنیدن و تحلیل کردن سخنان «دیگری» پیش میرود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: