زندگی سالم

«نه» گفتن را بیاموزیم

بسیاری از ما انسان‌ها زمان‌هایی از عمر خود را صرف انجام کارهایی می‌کنیم که دلمان نخواسته است یا خواسته‌هایی از دیگران را قبول می‌کنیم که از بعد احساسی و منطقی آمادگی انجام را نداشته‌ایم، اما مانند موجوداتی بی‌اختیار و جادو شده تن به آن کارها داده‌ایم و بعد از انجام آن، ملامت و نارضایتی از خود نصیب‌مان شده است، گویی کنترل اعمال‌مان در دست دیگران است و حق انتخابی برای ما وجود ندارد.
کد خبر: ۶۲۲۴۴۷

 بسیاری از مجرمان به همین صورت گرفتار می‌شوند و فرد به دنبال تقاضای همدست خود دست به بزه می‌زند. در مواردی مصرف مواد مخدر نیز از همین نقطه آغاز می‌شود.

وقتی نیازها، خواسته‌ها و ارزش‌های خود را بررسی می‌کنید متوجه می‌شوید چه زمان و نیرویی را صرف انجام دادن کارهایی می‌کنید که نیازهای شخصی شما را برآورده نمی‌کند و این باعث حیرتتان و گاهی خشم و دلخوری از خود و دیگران می‌شود. برخی از مجرمان که برای اولین بار دستگیر شده‌اند، ضمن ابراز ندامت وسوسه، تحریک و خواست دیگران را در انجام عمل مجرمانه دخیل می‌دانند. در حالی‌که می‌توانیم با نه گفتن به کارهایی که نمی‌خواهیم انجام بدهیم، کنترل زندگی خود را به دست بگیریم.

آیا نه گفتن واقعا دشوار است یا فرهنگ و تربیت ما نه‌تنها آن را آموزش نمی‌دهد، بلکه نه گفتن را به‌عنوان گستاخی و خودخواهی فرد تفسیر و این مهارت را در ما تضعیف می‌کند؟ براستی راز دشواری «نه» گفتن در چیست؟

وقتی کسی از شما توقع انجام کاری را دارد و شما می‌خواهید نه بگویید اغلب دچار اضطراب می‌شوید و احساس می​کنید تحت فشار روحی قرار دارید، زیرا شما می‌خواهید به او نشان دهید که اهل تشریک مساعی و انسانی اجتماعی هستید و تائید و تشویق دیگران را با خود داشته باشید. نه گفتن در ما نگرانی از طرد شدن، دوست‌داشتنی نبودن و خودخواه بودن را به وجود می‌آورد و برآورد ما از نه گفتن، یک تاوان سنگین است و همین هراس از تاوان، باعث می‌شود درست جایی که باید نه بگوییم «آری» می‌گوییم. بنابراین به چند دلیل مهم که «نه» ما را به «آری» تبدیل می‌کند اشاره می‌کنم. غافلگیر شدن، میل به راضی کردن دیگران و نیاز به تائید دیگران، ترس از ناراحت کردن دیگران، ترس از مجازات، ترس از مقام و موقعیت فرد درخواست‌کننده، امید به تلافی خوبی از طرف دیگران در آینده، سازگاری با فرهنگ و هنجارها، احساس وظیفه کردن، فداکاری، نیاز به قدرت و اثبات این‌که از عهده کارها برمی‌آییم، ازجمله این دلایل است. البته هر کسی حق دارد به هر اندازه‌ای که بخواهد به خواست‌های دیگران جواب مثبت بدهد، اما ما در قبال خویش هم مسئول هستیم و انتخاب‌هایمان می‌تواند معنا و رضایت زندگی ما را تامین کند، یا تعادل میان وابستگی و استقلال ما را برهم بزند. به همین دلیل ما باید زندگی‌مان را طوری تنظیم کنیم که بتوانیم انرژی لازم را در جهت برآورده کردن نیازها و اهداف خود داشته باشیم و فقط در این صورت است که می‌توانیم برای اجتماع و اهداف و منافع مردمی و گروهی نیز فردی مفید باشیم و آگاهانه و نه از روی اجبار تصمیم بگیریم بخشی از خواسته‌های دیگران را نیز اجابت کنیم.

رابعه موحد

روان‌شناس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها