در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر معتقدیم که رسانه ملی باید بتواند و میتواند در رقابت با رقبای جهانی حرفی برای گفتن داشته باشد، یکی از مهمترین عوامل برتری در این رقابت برخورداری از دانش روز در ارائه آثار تلویزیونی است.
در سالهای اخیر، بویژه در شبکهنمایش خانگی کارهای زیادی به تقلید از سریالهای کشورهای خارجی خلق شدهاند اما به دلیل تسلط نداشتن سازندگانشان به تکنیک ارائه اثر، سازندگانشان نتوانستهاند بیش از یک تقلید سطحی از اثر موفق خارجی نمره قبولی بگیرند.
اما حساب تلویزیون از این رویکردهای ناموفق جداست. معمولا در تلویزیون به دلیل سختگیری و حساسیتهایی که در انتخاب مضمون، انتخاب گروه سازنده و نظارت بر کیفیت تولید و ارائه آثار وجود دارد، اگر هم قرار است فرم یک سریال داستانی یا یک مسابقه تلویزیونی از یک الگوی روز جهانی استفاده کند، با انتخاب ناظران کیفی مجرب، راه بر بیراهه رفتن خالق اثر بسته میشود و از آن سو، با توجه و عمق بخشیدن به مولفههای بومی، نتیجه نهایی به شرایط مطلوب و قابل قبول نزدیک میشود.
اگر نخواهیم برای ارائه مصداق به سراغ سریالهای داستانی برویم، میتوانیم تولید موفق مسابقه تلویزیونی «سرزمین دانایی» را مثال بزنیم که توسط سعید ابوطالب ساخته شد. مجموعهای که رویکرد علمی و روزآمدی را دنبال میکرد و در فرم ارائه نیز توانست با مخاطب ارتباط برقرار کند. یکی از مثالهای واضح در این زمینه را باید سریال تلویزیونی مستند «آخرین روزهای زمستان» دانست. سریالی که از الگوی آشنای روایت فتح استفاده کرد و با تلفیق مستند بازسازی شده و مستند گزارشی که نشان از شناخت تکنیک در سازندگان آن شد، توانست در زمان کمی با مخاطب گسترده تلویزیونی ارتباط برقرار کند.
باید به این نکته هم اشاره کرد که غالبا نوآوریها در عرصه تلویزیون، توسط چهرههای جوانی صورت گرفته است که تشنه فعالیت و تبدیل آموختههای نظری خود به آثار بصری متفاوت بودهاند. یکی از نقاط قوت تصمیمگیران و مدیران سیما در این سالها، جوانگرایی و اعتماد به چهرههای تحصیلکرده و نوجویی بود که از دانشکدههای سینمایی یا دانشکده صداوسیما فارغالتحصیل شدهاند و چشمانتظار حمایت برای ارائه توان و خلاقیت بودند.
سپردن سکان تولید این دست آثار به کارگردانان جوان، نشان از آیندهنگری مدیران در پرورش نیروهای خوشفکری دارد که دغدغه اصلی شان، ارتباط با مخاطب رسانه ملی است. شاید بتوان گفت تلویزیون با همین رویکرد، در سالهای اخیر بیشترین خدمت را به سینمای ایران کرده است که آخرین نمونه آن تولید فیلم متفاوت «تنهای تنهای تنها» به شمار میرود. فیلمی که تولید یکی از مراکز استانی تلویزیون است و شاید در گیر و دار تولید در بخش خصوصی سینمای ایران، هیچگاه مجال تولید نمییافت.
حامد رضایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: