در شرایطی که کمبود شدید بودجه وجود دارد و بسیاری از برنامههای اساسی همچون حمایت از گروههای نمایشی که از اساسیترین وظایف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است متوقف شده یا در آستانه توقف است، اساسا این سفرها تا چه حد ضرورت دارد؟
اگر به باور مسئولان اداره کل هنرهای نمایشی این نوع سفرها در اولویت است و برای تئاتر فواید مهمی دارد، چرا فقط مسئولان باید راهی آن شوند و در بین این عده معمولا هنرمندان حضور ندارند یا دستکم حضور موثر و تعیینکنندهای ندارند؟
از طرفی باید پرسیده شود اگر این سفرها الزامی است چرا درباره آن چراغ خاموش عمل شده، از هر گونه اطلاعرسانی دریغ میشود و از طرفی معمولا پس از بازگشت از این سفرها به هیچ وجه از نتایج به دست آمده و این نوع اقدامات! گزارشی ارائه نمیکنند به هر حال قطعا باید دستاوردی برای فرهنگ و هنر و بویژه تئاتر در ماهیت خود داشته باشد!
علی مرادخانی، معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در نخستین روز هفته طی نشستی که با اصحاب رسانهها داشت با اشاره به وجود بسیاری از نابسامانیها در زیرمجموعه آن معاونت اعلام کرد از بدو حضور در سمت خود تاکنون (قریب به سه ماه) در حال بررسی وضعیت بوده و متوجه بسیاری از مشکلات شده است، با توجه به این که این سفر در زمان مسئولیت ایشان انجام شده، آیا هنرمندان باید همچون گذشته نگران هدر رفتن بودجه تئاتر باشند یا این که میتوانند «امید» داشته باشند که «تدبیر»ی اتخاذ شود؟
بهناز امینی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم