آیا هدف این نبود که گردشگری در روستاهایی که دارای منابع طبیعی، تاریخی و فرهنگی هستند، توسعه داده شود تا علاوه بر آبادانی و افزایش درآمد و سودهای اقتصادی، از میزان بالای مهاجرت روستاییان به شهرها کاسته شود و روستاهایی پیشرفته و با امکانات مناسب پدید آید؟ سوال این است که روستاهای نمونه در گردشگری کشور، طی ده سال گذشته، چه میزان پیشرفت و توسعه داشتهاند و تا چه حد توانستهاند در جذب گردشگران داخلی و خارجی موفق عمل کنند و آیا تغییری در آمار گردشگری ورودی به این روستاها به وجود آمده است؟ واقعیت این است که روستاهای گردشگری در طول این سالها تنها نام نمونه گردشگری را یدک میکشند و همچون بسیاری از منابع گردشگری کشور، در کتابها، مجلات و روزنامهها از آنها به عنوان جاذبههای گردشگری کشور یاد میشود و تنها کارکرد رسانهای پیدا کردهاند.
پیشینه روستاهای هدف گردشگری
سال 85 کمیته راهبردی گردشگری روستایی و عشایری با هدف توسعه فعالیتهای گردشگری در روستاها و تقویت زیرساختهای عمومی در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تشکیل شد؛ تا با استفاده از قابلیتهای فراوان گردشگری در روستاهای مختلف کشور، به رفاه اجتماعی و توسعه فعالیتهای اقتصادی و خدماتی در مناطق مختلف کمک کند. زمستان همین سال، مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از بازنگری طرح جامع گردشگری ایران خبر دادند؛ طرحی که سرانجام پس از بازنگریها و بررسیهای بسیار به تصویب رسید تا در هر استانی از کشور، روستاهایی را با عنوان هدف گردشگری معرفی کنند. روستاها براساس شاخصهایی مانند شناخته شدن آنها به عنوان یکی از مقصدهای گردشگری، وجود جاذبههای طبیعی و تاریخی ثبت شده در فهرست آثار ملی کشور، میزان مسافت روستا تا قطبهای جمعیتی، میزان گردشگرپذیری در فصول مختلف و وجود خدمات عمومی و رفاهی انتخاب شدند. طی شش ماه نزدیک به 300 روستای هدف مشخص شد و معاونت سرمایهگذاری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با انتخاب تعدادی شرکت مهندسی مشاور، کار مطالعه تخصصی این روستاها را به آنها واگذار کرد. هزینه این پژوهشها نیز از محل اعتبارات ملی پرداخت شد. در طول این چند سال، تعداد روستاهایی که عنوان هدف گردشگری را به دست آوردند، بیشتر شد و در رسانهها و خبرگزاریها، چشمانداز رسیدن تعداد این روستاها به عدد هزار مطرح گردید. متاسفانه به جای این که میزان پیشرفت روستاهایی که با هزینههای گزاف چند ده میلیون تومانی مورد مطالعه قرار گرفتند، بررسی شود، تنها رسیدن به عددی آماری قابل اهمیت شد.
روستاییان بینصیب، مشاوران بهرهمند
بسیاری از روستاهای هدف گردشگری بر مبنای طرح مطالعات راهبردی ـ ساختاری و با هدف توسعه کمی و کیفی گردشگری روستایی کشور، مورد مطالعه قرار گرفتند. طرحهای راهبردی ـ ساختاری بیش از 60 سال است که در کشورهای پیشرفته مورد استقبال و استفاده قرار گرفتهاند. این طرحها که ابعاد کاملتری نسبت به طرحهای جامع ـ که طرحهایی ایستا و کلی هستند ـ دارند توانستهاند در توسعه منطقهای و محلی بسیار موفق عمل کنند. طرحهای ساختاری ـ راهبردی بر مسائل و عواملی تاکید دارند که از نظر ساختار منطقه دارای اهمیت هستند؛ مانند نوع مسکن محلی و خصوصیات طبیعی و فرهنگی حاکم. از این لحاظ، این طرحها از نظر حفظ ویژگیهای منطقه به توسعه دست میزنند، اما خروجی حاصل از این مطالعات اثربخشی نداشت و حتی در بسیاری موارد روستاهایی که از سوی یک شرکت مشاور، مورد پژوهش قرار گرفتند، دارای نتایج یکسان بودند. نتیجه این همه مطالعه و هزینههای کلان مطالعاتی، تنها ثروتمند شدن این مشاوران بود که اغلب در زمینه گردشگری متخصص نبودند. اگر همین هزینههای مطالعاتی صرف هر یک از این روستاهای هدف گردشگری میشد، شاید حداقل یکی از جاذبهها یا اقامتگاههای محلی اندکی بهبود مییافت. متاسفانه بزرگترین ضربهای که به روستاهای هدف گردشگری وارد آمده، در همین بخش مطالعات بنیادین بوده است. اگر طرحهایی که مرتبط با صنعت گردشگری است، از سوی صاحبنظران و فارغالتحصیلان حوزه گردشگری برنامهریزی، مطالعه و اجرا میشد و کارشناسان برنامهریزی شهری، روستایی، منطقهای و زیستمحیطی، نه به عنوان مدیران پروژه که به عنوان مشاوران همکار با متخصصان برنامهریزی توریسم همکاری میکردند، نتایج بهتر و اجراییتری حاصل میشد.
راهکار چه میتواند باشد
توجه به کیفیت به جای کمیت شاید یکی از مهمترین راهکارهای موجود باشد. مهم نیست ما در ایران هزار روستای هدف گردشگری داشته باشیم یا فقط پنجاه یا حتی پنج تا. به قول قدیمیها یک ده آباد به از صد شهر ویران است. داشتن اعداد و رقمهای صدتایی و هزارتایی به چه کاری میآید و جز در سخنرانیها و رسانهها، چطور میتواند برای گردشگری کشور سودمند باشد. زمانی که روستایی به عنوان هدف گردشگری تبلیغ میشود، گردشگر با ورود به آن و دیدن روستایی نیمهآباد، بدون هیچ راه و تسهیلات اقامتی و تفریحی و گاه حتی بدون حتی یک تابلوی راهنما برای جاذبههای طبیعی یا تاریخی، آیا به ماندن و گذران اوقات فراغتش ترغیب خواهد شد و آیا دوباره به این مقصد سفر خواهد کرد؟ پاسخ روشن و ساده است. انتخاب تعداد زیادی از روستاها به عنوان هدف گردشگری، بدون اختصاص تسهیلات و امکانات زیربنایی و خدماتی لازم، نه تنها کمکی به رونق گردشگری نمیکند، بلکه روستاییان را نیز نسبت به این صنعت ناشناخته در کشور بدبین میکند.
روستاهای هدف گردشگری در کشور نیازمند بازبینی اساسی و دوباره هستند. چه بسا بهتر است این بازبینی از ابتدا صورت گیرد و حتی روستاهایی که از پیش انتخاب شدهاند نیز دوباره بررسی شود که آیا دارای قابلیت کافی برای انتخاب شدن هستند. اگر در هر استان کشور تنها پنج روستا به عنوان هدف گردشگری انتخاب شود؛ تمامی اعتبارات و هزینههای مطالعاتی و اجرایی به آنها اختصاص پیدا کند؛ در توسعه گردشگری روستایی از کارشناسان برنامهریزی توریسم در کنار مشارکت دادن مردم بومی استفاده شود، نتیجه بهتری حاصل میشود.
مناطق روستایی، محیطهای بسته و کوچکی هستند که تغییرات بزرگی چون توسعه سریع گردشگری در آنها میتواند پیامدهای منفی بسیاری داشته باشد. انتخاب تعداد محدودی از روستاها در هر استان میتواند به عنوان نمونه و آزمایشی برای روستاهای مشابه محسوب شود. ورود گردشگران به محیطهای روستایی نیز باید با نظارت صورت گیرد. این نظارتها میتواند در قالب آموزش به گردشگران پیش از ورود به روستا، کنترل تعداد گردشگران ورودی به هر روستا در هر دوره زمانی، استفاده از مردم بومی به عنوان ناظران محیطهای طبیعی و تاریخی برای وارد آمدن کمترین آسیب احتمالی، نظارت بر اقامتگاههای بومی، تعیین نرخهای کالاها و خدمات ارائه شده از سوی روستاییان و نظارت بر چگونگی ارائه آنها اعمال شود. مهم نیست که در طول تعطیلات مهمی چون نوروز آمار گردشگران ورودی به منطقهای، بالا رفته باشد؛ بالا رفتن آمار هرگز نمیتواند دلیلی بر رشد و توسعه گردشگری در یک مقصد خاصه مقصدهای کوچک روستایی باشد. پایدار ماندن منابع طبیعی، تاریخی و از همه مهمتر فرهنگی در هر نقطهای از کشور، در کنار رضایت گردشگران از مقصدی که به آن سفر میکنند، بسیار ارزشمندتر است.
آذر کمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم