
شاید به یاد 20 سال سابقه فعالیتش در مجلس و خاطرهای که دستکم از رأی اعتماد به وزرای پنج دولت دارد، افتاده است. از او میپرسم «کابینه، امروز کامل میشود»، با لبخندی امیدوارانه پاسخ میدهد: «انشاءالله...»
انبوهی از روزنامههای روز را نیز در مقابلش گذاشته و با دقت از برخی نکات یادداشت برمیدارد. روزنامههایی که در آن روز بیشتر تیترهایشان درباره نرسیدن به توافق در مذاکرات هستهای است.
رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاستجمهوری میگوید روزی دو ساعت از وقت خود را به بررسی رسانهها اختصاص میدهد و در بقیه روز هم برای فعالیتهای فرهنگی در نهاد برنامهریزی میکند.
سید رضا اکرمی هفتاد و یک ساله هماستانی رئیسجمهور است و فرماندهی تبلیغات جبهه و جنگ، جانشینی ریاست سازمان عقیدتی سیاسی ارتش و نمایندگی مردم در دورههای دوم، سوم، چهارم، پنجم و هشتم مجلس را در کارنامه خود دارد. او علاوه بر این، تجربه طولانی فعالیتهای تشکیلاتی سیاسی را دارد و عضویت در شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و سابقه دبیری جامعه وعاظ تهران از او یک فعال سیاسی ساخته که البته اکنون منتقد تقسیمبندیهای رایج نیروهای سیاسی بوده و میگوید تعریف جامعی از گروهها و جناحهای فعال در سپهر فعالیتهای حزبی کشور وجود ندارد.
با اکرمی از شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری سخن میگوییم و بعد سرنوشت شعار «مرگ بر آمریکا» و سپس پای مذاکرات هستهای به میان کشیده میشود و ارتباط دولت با نمایندگان و حتی فیلم و موسیقی؛ با پایان گفتوگو، هنگامی که او دوباره رادیو را روشن میکند تا از نتیجه رأی اعتماد به سید نصرالله سجادی باخبر شود، متوجه میشود کار وزارت ورزش به معرفی وزیر پیشنهادی چهارم کشیده، چنین است که با ناراحتی سری تکان داده و با لبخندی نه از سر رضایت، چند بار تکرار میکند: «ای بابا... آن از مذاکرات دیشب، این هم از رأی اعتماد... آخر چرا؟...»
آنچه میخوانید، حاصل گفتوگو با حجتالاسلام سیدرضا اکرمی، رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاستجمهوری است. مردی که قریب به 30 سال پس از اولین روزی که پا به پارلمان نهاد، اکنون از بهارستان به پاستور آمده و شاید بیش از دیگران نگران رابطه دولت و مجلس است و میخواهد هر دو طرف گامهای بیشتری برای نزدیکی بردارند.
روزنامههای زیادی روی میزتان هست، همه را میخوانید؟
بله، بهطور میانگین روزی دو ساعت از وقتم صرف مطالعه همین روزنامهها میشود. برای اینکه در جریان مسائل روز کشور و دنیا باشم.
سایتها چطور؟
بله، سایتها را هم میبینم. به دلیل سابقه حضور در مجلس، رابطه خوبی با خبرنگاران دارم و برای آن که بتوانم پاسخ پرسشهایشان را بدهم، باید اطلاعاتم را به روز کنم.
شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری دقیقا چه کارهایی انجام میدهد؟
از سوم شهریور که من وارد این نهاد شدم، بهطور مرتب در مسجد سلمان فارسی اقامه نماز و سخنرانی صورت گرفته و صفحهای از قرآن نیز قرائت میشود. با اعضای شورا هم هر دوهفته یکبار جلسه داریم و به مناسبت اعیاد یا ایام عزاداری مراسم برگزار میشود.
مثلا روز میلاد امام رضا(ع) به پرسنل نهاد کتابی هدیه کردیم یا در هفته دفاع مقدس نمایشگاهی برگزار شد. معمولا دوشنبهها هم با حضور مقامات در مسجد سلمان جلسه سخنرانی داریم تا کارکنان با مسائل مختلف روز آشنا شوند و در جریان تحلیل مسائل هم قرار گیرند. در این راستا تاکنون از مجلس و نهادهای نظامی سخنران داشتهایم. در حال حاضر برنامهای داریم تا کمکم برای خانواده کارکنان نهاد ـ که گفته میشود حدود 4000 نفر هستند ـ هم برنامههای سیاحتی و نشستهای تبلیغی برگزار کنیم.
در کنار اینها روحانیون شاغل در نهاد را هم که حدود ده نفر هستند برای برگزاری جلسات هفتگی مشورتی شناسایی کردهایم تا امور تبلیغی در نهاد ریاست جمهوری سامان یابد.
در کنار این فعالیتهایی که اشاره کردید، رئیسجمهور در امور فرهنگی کشور با شما مشورت میکنند؟
البته حوزه معاونت فرهنگی که به امور فرهنگی کل کشور میپردازد، بهطور مستقل فعالیتهایی دارد و حتما مشاورههایی ارائه میدهد اما من اگر نظری داشته باشم، بهصورت مکتوب ارائه میکنم.
تاکنون شده مواردی را بهعنوان مشورت به رئیسجمهور ارائه کنید؟
بله، مواردی بوده است.
چند روز قبل فکر میکنم در حاشیه مراسم بزرگداشت مرحوم عسگراولادی بود که به نقل از شما خبری منتشر شد با این عنوان که قائل به دستهبندیهای سیاسی فعلی در کشور نیستید. میخواهم بدانم ایده جایگزین شما برای صورتبندی آرایش نیروهای سیاسی چیست و چرا تعاریف موجود در این زمینه را قبول ندارید؟
ببینید، یک خلأ در کشور ما وجود دارد و آن، نبود احزاب و تشکلهای سیاسی و اجتماعی با اساسنامه و مرامنامه قانونی مشخص است. هر چند همه میدانندNGO ها تاچه اندازه میتوانند در زمینه فعالیتهای غیردولتی مفید باشند، نظر بدهند و بیانیه صادر کنند، اما چون چنین نهادهای قدرتمندی در کشور نداریم، فعالیت احزاب فصلی میشود و فقط به دوره انتخابات محدود است.
از سوی دیگر، تعریف مناسبی هم از اصطلاحاتی مانند اصلاحطلب، اصولگرا، اصلاحطلب اصولگرا یا اصولگرای اصلاحطلب وجود ندارد و در نبود این تعریف جامع، روشن نیست آیا افراد در این تعاریف میگنجند یا نه. فقط یک تابلو داریم که هر کسی زیر آن قرار میگیرد.
پیش از این هم همین بود. عدهای چپ بودند و عدهای هم راست، بدون آن که تعریف مشخصی از چپ و راست وجود داشته باشد. همین موارد باعث شد در نقد تقسیمبندیهای موجود سیاسی صحبت کنم.
نقدهایی که به نظام حزبی در کشور وارد میکنید، پیش از این نیز بارها تکرار شده، بهطور مشخص میخواهم بدانم پیشنهاد جایگزین شما چیست؟
ما از نظر قانونی مشکلی نداریم. هم قانون اساسی، اصلی را به موضوع فعالیت احزاب و تشکلها اختصاص داده و هم در مجلس قانون احزاب داریم. با وجود این به نظر من آنچه وجود ندارد، افرادی است که به فعالیتهای تشکلی و حزبی دل بدهند. افراد پای کار نیستند. سرنوشت حزب جمهوری اسلامی را ببینید...
حزب جمهوری که نمونهای موفق از فعالیت حزبی در ایران بعد از انقلاب است...
تا وقتی شهید بهشتی زنده بود، بله. ایشان وقت میگذاشت، مواضع حزبی را بدقت ترسیم کرده بود و فراکسیونهایی تخصصی داشت که عضوگیری انجام میداد، اما بعد از شهادت ایشان چه شد؟
حزب تعطیل شد...
بله، الان هم افراد علاقهمند باید وارد گود شوند. تحزب جدی گرفته شود و عضوگیری فراگیر صورت گیرد.
مثل همین بحثهایی که درباره موضوع تشکیل حزب فراگیر اصولگرایی میشود که میگویند قرار است با محور آقای ناطق نوری صورت گیرد؟ نظر شما درباره این حرف و حدیثها چیست؟
این حرفها که فعلا شوخی است. اگر جدی شد اظهارنظر میکنم...
یکی از آسیبهای نبود احزاب فراگیر در کشور که شما هم اشاره کردید، اظهارنظرهای سیاسی افرادی است که ممکن است کمتر متخصص در حوزه سیاسی بوده و ورودشان به این حوزه بازتاب منفی داشته باشد.برای اینگونه آسیبها باید چه راهکاری اندیشید؟
به نظر من در نظام جمهوری اسلامی هرکسی حق دارد اظهارنظر کند، موضوعات مختلف را نقد کند و حتی اعتراض کند. این نکته را نباید در هیچ شرایطی از یاد برد. با وجود این، من به مثلثی برای این اظهارنظرها قائلم که سه ضلع آن شامل آگاهی، خیرخواهی و پیشنهاد راهکار جایگزین است. صرف اینکه انتقادی مطرح شود که مشکلی را حل نمیکند. من میگویم کار شما را قبول ندارم و توضیحی هم نمیدهم چه کاری را قبول دارم. خب، این چه گرهی را باز میکند؟ بنابراین به نظر من همه مداحان، سخنوران، ائمهجمعه، صاحبان قلم و... همه باید این مساله را مدنظر قرار دهند که در کنار نقد، دلسوزی و پیشنهاد برای بهترشدن کار هم باشد.
با این حال برخی مداحان و وعاظ، شرایط لازم را برای بیان دیدگاهشان رعایت نمیکنند. آنچه گاهی گفته میشود فقط نقد است که به خودی خود دردی را دوا نمیکند. به همین دلیل توصیه من این است هرکسی اگر میخواهد نظری را هم ابراز کند، اول صورت مساله را مشخص کند، به فکر ارائه یک پیشنهاد باشد و بعد وارد مسائل روز شود تا تاثیرات مثبتی هم برجا گذارد.
مذاکرات هستهای ژنو2 بامداد نوزدهم آبان به پایان رسید، بدون آن که به توافقی بینجامد. شما پیش از این گفته بودید اگر توافقی عملیاتی میان ایران و آمریکا بهعمل آید، آنگاه میتوان از شعار «مرگ بر آمریکا» صرف نظر کرد. به نظر شما با توجه به آخرین تحولات هستهای، چشمانداز ماجرا را چگونه میبینید؟
من درباره مذاکرات سه حرف دارم؛ اول اینکه اگر طرف مقابل ما در مذاکرات پایبند به قوانین بینالمللی باشد، ما هیچ مشکلی نداریم. ایران عضو ان.پی.تی است و فعالیتهای ما نیز شفاف بوده و تحت نظارت آژانس است. آژانس انرژی اتمی میتواند بازدیدهایی از فعالیتهای هستهای ما داشته باشد و اعلام کند کجای کار ما خطاست تا اصلاح کنیم. با این همه آنها موضوع اعتمادسازی را پیش کشیده و بهانه کردهاند. اشکال را میشود رفع کرد، اما بهانه را نه؛ چون نه مبنا دارد، نه دلیل و نه سند مشخص.
بحث دوم من این است که در جریان این مذاکرات یکباره فرانسه میآید میگوید که نظرات اسرائیل در مذاکرات باید مورد توجه قرار گیرد و کشورهای منطقه نیز باید نقش داشته باشند. خب نظر یک طرف را که خودش بمب اتمی دارد و اصلا عضو ان.پی.تی نیست ما چگونه رعایت کنیم؟ اینها همه بهانه است. بعد هم معلوم نیست وقتی شش کشور آمدهاند پای میز مذاکره با ایران، چرا ناگهان وسط مذاکره به یاد دیگران میافتند؟ خب پیش از شروع مذاکره میگفتند به جای 1+5، ایران باید با 2+5، 3+5 یا حتی 4+5 مذاکره کند. ما یا قبول میکردیم، یا نه.
دکتر روحانی در جریان مذاکره با وزیر خارجه ژاپن به کشورهای مذاکرهکننده پیام دادند فرصت را از دست ندهید. کشورهای مذاکرهکننده باید توجه کنند که دارند نظرات رژیمی را دنبال میکنند که 60 سال قبل اصلا روی نقشه جایی نداشت. کشور فلسطین بود، نه اسرائیل. حالا بهانه میآورند تا نظر ما را نپذیرند.
و اما حرف سوم من این است که در جریان این مذاکرات ما در موقعیت مناسبی هستیم. از نظر بینالمللی مواضع دولت باعث شد همه افکارعمومی جهان متوجه شوند که ایران اهل مذاکره بوده و طرف مقابل بهدنبال رفع مشکل و رفتار قانونمند نیست. با این حال اگر همچنان به ظرفیتهای داخلی تکیه شود و بخوبی ظرفیتهای کشور مورد شناسایی قرار گیرد، فشارهای اقتصادی نمیتواند ما را وادار به کرنش کند.
از سوی دیگر معتقدم اگر احترام و منافع متقابل در ارتباط ایران و آمریکا رعایت شود نیازی نیست شعار مرگ بر آمریکا سر بدهیم. ما پیش از این هم شعار مرگ بر شوروی میگفتیم یا هنوز هم عدهای شعار مرگ بر صدام سرمیدهند.
خب وقتی شوروی فروپاشید و دولت روسیه روابط خود را براساس احترام متقابل با ایران تنظیم کرد، دلیلی بر ادامه شعار مرگ بر شوروی نبود.
با اشاره به تحولات سیاسی در روابط تهران و واشنگتن فکر میکنید میتوان به تحولی قریبالوقوع دست یافت؟
حقیقت این است در این رابطه 50 درصد کار متوجه خودمان است. اگر زیر پای ما محکم باشد و بهانه به دیگران ندهیم، مشکل حل میشود. در جریان انقلاب هم ملت ایستاد، رهبری پیش رفت و ما پیروز شدیم. در دفاع مقدس هم با مقاومت داخلی جنگ تمام شد و صدام هم متجاوز شناخته شد. در این حوزه هم اگر مشکلات داخلی حل شود، فشارهای همهجانبه کاهش مییابد.
رفع مشکلات داخلی نیازمند برداشتن چند گام مشخص است. اول اینکه یک اراده عمومی در میان 77 میلیون ایرانی پدید آید و همه بیایند پای کار. تفکیک هم نکنیم به دولت و غیردولت. مردم باید اراده کنند تا کشور ساخته شود.
با همکاری است که این مهم به سرانجام میرسد. بعد از اراده عمومی هم باید بسیج عمومی اتفاق بیفتد. این کار دولت و مجلس است که براساس اسناد فرادستی که در اختیار داریم مانند چشمانداز بیست ساله، برنامههای پنج ساله توسعه و نتایج جلسات کارشناسی که وجود دارد، بستر لازم برای بسیج عمومی را فراهم کنند. ما مجلسی داریم که در هفته سه روز جلسه علنی دارد. یعنی در دسترس است. کمتر کشوری چنین ظرفیت عظیمی دارد. خب باید از این پتانسیلها استفاده کرد.
موجودیهایی هم داریم. 500 هزار میلیارد تومان نقدینگی داریم. بین 10 تا 20 میلیارد دلار سرمایه در جیب مردم داریم. خزانه هم که در کنار اینها هست. خب اگر 10 درصد این نقدینگی برود به شهرکهای صنعتی، بخش عمدهای از مشکل 3.5 میلیون بیکار رفع میشود.
از یاد نبریم کشور ما از نظر جغرافیایی هم شرایط منحصربهفردی دارد. ما پنج برابر فرانسه وسعت داریم. پل ارتباطی به آبهای آزاد هستیم. سواحل طولانی داریم و معادن بسیار. 60 نوع معدن داریم که فقط 5 درصد برخی از انواع آن فعال است. جمعیت جوان کشور هم ظرفیت خوبی است که اگر همه اینها بسیج شود، مشکلات داخلی کاهش مییابد.
من مکررا به رئیسجمهور گفتهام که بروید ببینید در گمرکهای ما چه خبر است. ما با 14 کشور رابطه مرزی داریم و بخش عمدهای از کالاهای ما در گمرک مانده، فقط به سبب گیر و دارهای قانونی و متاسفانه برخی اعمال سلیقهها! جدای از این در بخش گردشگری، ظرفیتهای بالایی داریم و حتی کویر ما هم میتواند گردشگر جذب کند. وجود بارگاه منور امام هشتم(ع) در کشور ما میتواند لااقل برای 150 میلیون شیعه جذاب باشد، به شرطی که زیرساختهای زیارت از فرودگاه و راهآهن را بگیرید تا جادهها و شرایط میزبانی همه را مهیا کنیم. شما این ظرفیتها را ببینید. خب باید آستین بالا زد.
بهعنوان کسی که اکنون در دولت فعالیت میکنید و در گذشته سابقه پنج دوره نمایندگی مجلس را داشته، میخواهم نظرتان درباره روابط دولت و مجلس را در صد روزی که از فعالیت این دولت میگذرد، بدانیم و پیشبینی شما از آینده این رابطه را هم جویا شویم.
به عقیده من تعامل دولت و مجلس باید بیش از اینها باشد. برای تحقق این امر هم از هر دو طرف باید گامهایی برداشته شود. آقای روحانی، معاونان و وزرایشان باید بیشتر به فراکسیونهای مجلس بروند و آنها را در جریان مسائل قرار دهند و به حضور در کمیسیونهای تخصصی و پاسخ به پرسشها بسنده نکنند.
بهعنوان کسی که 20 سال در مجلس بودهام، میگویم دولتیها باید بیشتر با نمایندگان نشست و برخاست کنند، چون هر گاه نمایندهها بیشتر مورد اعتماد و احترام بودهاند، بیشتر هم همراهی و حمایت کردهاند. آقای روحانی خودشان پنج دوره نماینده بودهاند، تا سطح نایب رئیسی مجلس هم پیش رفتهاند. خب ارتباط باید بیشتر باشد. از سوی دیگر، نمایندهها هم باید بدانند این دولت در وضع خوب یا حتی متوسطی کار را تحویل نگرفته، براستی وارث مشکلات است.
بگذارید من صراحتا بگویم؛ تاکنون اینگونه به هیچ رسانهای نگفته بودم، برای اولین بار میگویم من تحقیری که در هشتمین دوره مجلس دیدم، در هیچ دورهای پیش از آن ندیده بودم. اینکه آقای احمدینژاد بیاید بگوید مجلس در راس امور نیست، بعد چگونه میخواهد انتظار تعامل داشته باشد؟! برخی از همین اظهارنظرهای ناصحیح باعث مشکلات امروز شده است.
خلاصه این تجربیات گذشته را عرض کردم تا یادآوری کنم دولت در شرایط مناسبی نیست و مجلس باید اینها را ببیند.
زمزمههایی که درباره تشکیل فراکسیون حامی دولت در مجلس به گوش میرسد، میتواند به نزدیکی دولت و مجلس کمک کند؟
اینگونه فراکسیونها مثل احزاب دورهای هستند. به نظر من دولت و مجلس بیش از اینها به درک متقابل همدیگر نیاز دارد. دو طرف باید بیشتر به هم بها دهند تا روابط سامان یابد. بهعنوان مثال، این گلایه هم از دولت و هم از مجلس هست که در جریان رای اعتماد به 18 وزیر، چرا اینقدر هماهنگی نبود که باعث شد وزرای کلیدی آموزش و پرورش که سروکارش با 12 میلیون دانشآموز است، علوم با 3.5 میلیون دانشجو و ورزش و جوانان که بخش عمدهای از جامعه را پوشش میدهد، رای نیاورند؟
هم دولت و هم مجلس به نظر میرسد باید بیشتر به یکدیگر نزدیک میشدند تا در جریان رای اعتماد، وزارتخانههای کلیدی دچار مشکل نمیشدند.
پیشبینی شما از نحوه آرایش گروههای سیاسی در آینده چیست؟ انتخابات مجلس دهم را چگونه میبینید؟
هنوز نمیتوانم پیشبینی خاصی داشته باشم... معلوم نیست...
شما برنامهای برای نامزدی در انتخابات دارید؟
هنوز برای تصمیمگیری زود است...
بهعنوان آخرین سوال، میخواهم بدانم بهعنوان رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری، آثار فرهنگی تولید شده در کشور را رصد میکنید؟ مثلا آلبومهای موسیقی که تازه انتشار مییابد را میشنوید یا به سینما میروید؟
من همانطور که گفتم، بیشتر اخبار را رصد میکنم...
نه، میخواهم بدانم شخصا به سینما میروید؟
باور کنید با گرفتاریهایی که دارم، فرصت رفتن به سینما و دیدن فیلم را پیدا نمیکنم.
آخرین بار که به سینما رفتید یا فیلمی دیدید، کی بود؟
فکر میکنم برمیگشت به وقتی که در مجلس بودم و برای بازنگری فیلمهای سینمایی دعوت میشدم.
مصطفی انتظاری هروی / گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم