پوست اندازی سیاسی در خرداد 84 

«تنوع و تعدد کاندیداهای انتخاباتی» پدیده منحصر به نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است.
کد خبر: ۶۱۵۷۳

زمانی که بحثهای مربوط به انتخابات خرداد 84 ، با طرح کاندیداتوری میرحسین موسوی به عنوان کاندیدای گروههای دوم خردادی در تیر امسال آغاز شد ، برای گروهها و جریان های سیاسی ، قابل پیش بینی نبود که در پایان اسفند و در شرایطی که حدود 3 ماه به انتخابات ریاست جمهوری فاصله مانده ، نه تنها هنوز کاندیدای قطعی و مورد اجماع گروه های دوم خرداد مشخص نشده باشد ، بلکه اصولگرایان نیز هنوز بر سر اینکه چه کسی باید سکان دولت آینده را در دست بگیرد ، به نتیجه قطعی نرسیده باشند.
در حال حاضر ، نام 12 کاندیدای انتخاباتی در میان گروهها ، احزاب و تشکل های وابسته به جریان های مهم سیاسی کشور مطرح است ؛ اما «عدم» حضور تعدادی از این افراد مسجل است و بحث تنها حول عده اندک تری می گردد.
رقابت های درون جناحی کاندیداها اتفاقی است که فقط در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در حال وقوع است. علت پدیداری این شرایط چیست؛ و این وضعیت نقطه ضعف این دوره انتخابات است یا نقطه قوت؛ دکتر صادق زیباکلام ، عضو هیات علمی دانشگاه تهران می گوید: «برخلاف ظاهر ، مساله انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری این نیست که چرا مثلا محافظه کاران نتوانسته اند یک کاندیدا را انتخاب کنند و دچار تشتت شده اند ، یا چرا اصلاح طلبان نیز به وضعیت محافظه کاران دچار شده اند. بخشی از آنها دکتر معین را به عنوان کاندیدا خود معرفی کرده اند ، بخشی کروبی را معرفی کرده اند ، بخشهای دیگر شامل کارگزاران ، همبستگی ، اعتدال و توسعه و بخشی از دفتر تحکیم وحدت ، خانه کارگر ، حزب کار اسلامی و جریانات میانه رو اصلاح طلبان گزینه شان آقای هاشمی رفسنجانی شده است. بحث به نظر من از اینها پیچیده تر است ؛ این که چرا همچون انتخابات دوره های گذشته شاهد آن نیستیم که یک چهره اصلی و مشخص از همان ابتدا مطرح شود و بعد هم آن چهره حدود 70 تا 80 درصد آرا ، را بیاورد. این تغییرات نشان می دهد جامعه ما ظرف 25 سال گذشته دچار پوست انداختن و بتدریج در حال نوعی توسعه یافتگی بوده است».
او ادامه می دهد: «ما اگر بخواهیم از دیدگاه نظری در علم سیاست کمک بگیریم تا وضعیت موجود در ایران را تبیین کنیم ، شاید بهترین نگاه را از رویکرد ماکس وبر به دست آوریم. ماکس وبر معتقد است جوامع توسعه نیافته در مراحل اولیه مشروعیت و گزینش سیاسی حاکمان خود را با قدرت شمشیر به دست می آورند.
در مرحله دوم ، مشروعیتی که با قدرت شمشیر به دست آمده بود ، به مشروعیت کاریزماتیک تبدیل می شود. در مرحله بعدی ، توسعه یافتگی حاکمان این جوامع با مدیریت تعقل گرا مشروعیت خود را به دست می آورد. در واقع معنای مشروعیت در این مرحله نه ضرب شمشیر است و نه وجیهه المله بودن ، بلکه اسباب مشروعیت انتخاب تعقل گرایانه مردم است. من معتقد نیستم که دیدگاه ماکس وبر به صورت صددرصد بر جامعه ما منطبق می شود ، اما واقعیت امر این است که در انتخابات گذشته ریاست جمهوری ، یک چهره اصلی و محوری از همان ابتدا مشخص و معلوم بود که همان شخص رئیس جمهور می شود».


این بار با همیشه متفاوت است



دکتر زیباکلام معتقد است:«از اولین انتخابات سال 1358 مشخص بود بنی صدر ، رئیس جمهور می شود و کاندیدای اصلی است.
در زمان مرحوم شهید رجایی نیز همین حالت بود.در 2 دوره ای که آیت الله خامنه ای مسوولیت ریاست جمهوری را به عهده داشتند هم با همین وضعیت مواجه بودیم.
در دو دوره ای که آقای هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور شد نیز همین شرایط حاکم بود. دوم خرداد یک حالت استثنا داشت زیرا شخصیت و چهره اصلی آقای ناطق نوری بود ، اما مردم با حضور چشمگیر خود داستان دوم خرداد را به وجود آوردند. در دوره دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی ، همان روال گذشته ادامه پیدا کرد. در خرداد سال 1380 معلوم بود که اگر آقای خاتمی کاندیدا ریاست جمهوری شود ، 60 تا 70 درصد آراء را می آورد. در این دوره انتخابات خیلی پیچیده شده است ؛ نه تکلیف محافظه کاران روشن است و نه تکلیف اصلاح طلبان. سایر گروهها نیز همین وضعیت را دارند.
آنها نیز نه تنها کاندیدای را معرفی نکرده اند ، بلکه بحث می کنند در انتخابات شرکت بکنیم یا نه. یک حالت بی انسجامی و سردرگمی در انتخابات این دوره به وجود آمده است.
نکته جالب این است که تقریبا از اواسط سال که بحث انتخابات ریاست جمهوری مطرح شد، این بحث ادامه پیدا کرده و به هیچ وجه دامنه اش فروکش نکرده است ، بلکه مسائل ، مشکلات و بحرانی که در اردوگاه محافظه کاران به وجود آمده ، ابعادش گسترده تر شده است.
قبلا گزینه های نهایی این جناح یا آقای دکتر لاریجانی بود یا آقای دکتر ولایتی ، ولی اکنون در آخرین تغییر و تحولات شماری به این شورا اضافه شده اند و در حالی که تنها 3ماه به انتخابات ریاست جمهوری فاصله داریم. تعداد کاندیداهای احتمالی محافظه کاران بیشتر شده است. نظیر همین مشکلات در میان اصلاح طلبان نیز وجود دارد».
اسماعیل گرامی مقدم ، عضو فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی و سخنگوی ستاد انتخاباتی مهدی کروبی اما می گوید: «فضای انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری تفاوت های زیادی با انتخابات سال 76 پیدا کرده است. شاید یکی از دلایل آن ، تاثیرپذیری فضای سیاسی کشور از جریان دوم خرداد بوده است ، که بعد از گذشت 8 سال از این دوران برخی جریانات سیاسی در مقابل حزبی شدن و سازماندهی جریانات سیاسی حتی مقاومت از خود نشان می دادند و امروز می بینیم که در هر دو طیف جریان اصلاح طلب و اصولگرا تقریبا جریانات فکری حاکم و طیفهای مختلف به سمتی رفته اند ، که هر کدام بنا به نظرات سیاسی خود ، دارای کاندیدای مجزا و مشخصی شده اند.
این پدیده منجر به تنوع کاندیداهای انتخاباتی در دو جریان سیاسی موجود کشور شده است. همین پدیده جدید در انتخابات ریاست جمهوری منجر به مشارکت حداکثری مردم می شود. گرامی مقدم درباره علت پدید آمدن رقابت های درون جناحی بین 2 جریان سیاسی مطرح کشور می گوید: علت این وضعیت اتکای جریان های سیاسی به پیشبرد اهداف خود بر مبنای کار تشکیلاتی است.اکنون هر حزبی مدعی است که دارای هوادارانی است و اعتقادش بر این است که می تواند اهداف انقلاب را بهتر از دیگران محقق کند. این اعتماد به نفسی که در میان گروهها و تشکل های سیاسی به وجود آمده ، منجر به تنوع کاندیداها شده است».


دولت مقتدر



«تشکیل دولت مقتدر و کارآمد و استفاده کامل از اختیارات ریاست جمهوری» به یکی از مهمترین گفتمان های انتخاباتی این دوره تبدیل شده است. برخی صاحب نظران سیاسی طرح این گفتمان را به دلیل عملکرد 8 ساله دولت خاتمی ارزیابی می کنند و عده ای دیگر آن را محصول شرایط و مقتضیات امروز می دانند.
دکتر زیباکلام معتقد است اقتدار و جایگاه ریاست جمهوری ظرف 8 سال گذشته کمرنگ شده است: «صرف نظر از آن که 2دوره حاکمیت اصلاح طلبان بر قوه مجریه را چقدر موفق بدانیم ، متاسفانه یکی از مسائل مهمی که دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی در پی داشت ، این بود که جایگاه ریاست جمهوری مقدار زیادی افول کرد در حالی که طبق قانون اساسی ، رئیس جمهور شخص دوم نظام است و مسوولیت ها و وظایف رئیس جمهور خیلی زیاد است ، اما ما می بینیم که جایگاه آقای خاتمی به طور منظم ظرف این 8 سال افول کرده است. بحث این نیست که کدام جریان سیاسی مسوول افول اقتدار جایگاه رئیس قوه مجریه است.
آیا عملکرد ضعیف آقای خاتمی و اصلاح طلبان باعث ایجاد این وضعیت شده است یا اقتدار و تمامیت خواهی مخالفین آقای خاتمی. نکته مهم این است که این اتفاق افتاده است ؛ هم در عرصه بین الملل و هم در عرصه داخلی. افکار بین المللی و نهادهای بین المللی دیگر بهایی برای آنچه که خاتمی می گوید، قائل نیستند.
در حالی که 7 یا 8 سال پیش اصلا از این خبرها نبود. در داخل کشور هم همین ذهنیت وجود دارد ، مردم می بینند که رئیس جمهور نتوانست یک فرودگاه را افتتاح کند و به بهره برداری برساند. صرف نظر از این که این فرودگاه باید باز می شد یا نه ، مردم متوجه شده اند که رئیس جمهور نتوانسته است که خیلی از خواسته هایشان را به عنوان مسوول قوه مجریه و فرد شماره 2 نظام به پیش ببرد. یکی از عمده ترین ملاحظات و دغدغه هایی که در جریان انتخابات ریاست جمهوری باید مدنظر قرار گرفته شود ، بازگرداندن شان و اقتدار و جایگاه ریاست جمهوری به این نهاد است».
زیباکلام ادامه می دهد: «پرسش اساسی این است چهره هایی که تا الان مطرح شده اند چه از میان اطلاح طلبان و چه از میان محافظه کاران - آیا از صلابت شخصی لازم برخوردارند تا جلوی منحنی افول اقتدار ریاست جمهوری را بگیرند و نگذارند جایگاه این تضاد بیش از این تضعیف شود؛ میان کاندیداهای مطرح - آقای کروبی یا دکتر معین ، دکتر لاریجانی و یا آقای ولایتی - من از نظر سوابق و تجربه مدیریتی ، آیا می توانند صلابت و اقتدار قوه مجریه را به آن بازگردانند؛ بحث این نیست که ما رئیس جمهور داشته باشیم با اختیارات فراقانونی ، این بازگشت به یک نظام استبدادی است.بحث اساسی این است که در چارچوب همین قانون اساسی و مسوولیت ها و وظایفی که در اختیار رئیس جمهور است چه کسی می تواند مقداری طراوت و اقتدار ریاست جمهوری را به آن برگرداند.در نتیجه ریاست جمهوری آقای خاتمی ، با نهادها و مراکز قدرتی مواجه شده ایم که دارای قدرت خیلی زیادتری از حد خود شده اند اینها مقابل رئیس جمهور آینده مقاومت کرده و برابر آن خواهند ایستاد. پرسش این است کدام یک از کاندیداها از توان لازم برای مهار گروههای فشاری که در درون حاکمیت هستند برخوردارند؛ از میان کاندیداهای مطرح ، کسی را نمی بینم که این توان را داشته باشد».
اسماعیل گرامی مقدم نیز می گوید: «ما نمی توانیم بگوییم طرح گفتمان دولت مقتدر، متاثر از دوران 8 ساله عملکرد خاتمی است. طرح این گفتمان از مقتضیات زمان سرچشمه می گیرد. به هر حال دولت فعلی با توجه به موانعی که برایش ایجاد شده دارای اقتدار بوده است ؛ ولی فلسفه گردش قدرت این است که دولت جدید برطرف کننده ایرادهای دولت گذشته باید باشد. هر دولتی به طور طبیعی خواستار شرایط ایجاد اقتدار است.»


چالش های رئیس جمهور آینده



رئیس جمهور در هر دوره انتخاباتی با 2 مساله روبه رو بوده است: مطالبات رای دهندگان و چالشهای فراروی در بعد ملی و فراملی. برخی از این مطالبات و چالشها ، موضوع مشترک همه ادوار انتخاباتی بوده و برخی دیگر ، در هر دوره با مختصات ویژه ای ظاهر شده است.
مطالبات مردم در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری چیست و چالشهای پیش روی رئیس جمهور آینده کدامند؛
دکتر زیباکلام می گوید: «بجز 10 تا 15 درصد رای ثابتی که هر دو جناح دارند ، برای 70تا 80 درصد مردم شاید مفسران دلیل و انگیزه ای که باعث شود پای صندوق رای بیایند یا نه این است که آیا فردی که می خواهد رای دهد از توان لازم برای رویارویی با مشکلاتی که به وجود آمده ، برخوردار هست یا نه. از نظر شخصیتی و فردی ، خیلی از کاندیداها بسیار سالم هستند.اما آنچه بیش از همه برای رای دهندگان مهم است این است که آیا رئیس جمهور آینده از توانایی ، نفوذ و اقتدار لازم برخوردار هست یا نه و این بتدریج به مهمترین مطالبه بخش مهمی از رای دهندگان تبدیل می شود.»
زیبا کلام معتقد است:«اصلی ترین چالشی که فراروی اصلاح طلبان قرار دارد این است که چنانچه رای بیاورند با اصولگرایان با مشکل مواجه خواهند شد و مجلس قطعا، هم با آقای هاشمی رفسنجانی و هم با آقای دکتر معین از همان روز اول از در مخالفت وارد خواهد شد. شانس موفقیت دکتر معین در رویارویی با دیگر مراکز قدرت کم خواهد بود».
اسماعیل گرامی مقدم اما می گوید: «سامان دادن به موضوع اقتصاد، تثبیت اهداف اصلاح طلبانه جریان اصلاحات از چالشهای پیش روی رئیس جمهور آینده در بعد ملی است. در بعد فراملی نیز تعیین راهبرد رئیس جمهور آینده برابر طرح خاورمیانه بزرگ که از سوی امریکا مطرح شده و در حال اجراست و انرژی هسته ای از مهمترین چالشهای رئیس جمهور آینده خواهد بود».


میزان مشارکت مردم در انتخابات



مشارکت حداکثری مردم در انتخابات اولین و مهمترین اولویتی است که در سطوح عالی نظام جمهوری اسلامی در دستور کار انتخابات آینده قرار گرفته است. عملکرد مجریان و ناظران انتخاباتی ، احزاب و رسانه ها و نیز میزان مقبولیت کاندیداها میان مردم از مولفه های تاثیرگذار در میزان مشارکت مردم در پای صندوق های رای است.
اسماعیل گرامی مقدم می گوید: «ما الان در وضعیت فعلی پیش بینی مطلوبی از شیوه مشارکت مردم در انتخابات نداریم ؛ اما نظرسنجی ها نشان می دهد مشارکت رو به افزایش است. در حال حاضر به دلیل عدم اجماع جریان های سیاسی روی کاندیداهای واحد، میزان حضور مردم در انتخابات مهم است ، اما پیش بینی می شود پس از ثبت نام کاندیداها، تعیین صلاحیت ها و ورود رقیبان به عرصه رقابت های انتخاباتی ، ما شاهد رشد حداکثری مشارکت در کشور باشیم».
صادق زیباکلام نیز معتقد است حضور مردم در انتخابات بین 40 تا 60 درصد از واجدان شرایط خواهد بود و عدد واقعی مشارکت در انتخابات حدود 50 درصد است. اما باید منتظر ماند تا میزان مشارکت واقعی مردم در نهمین روز خرداد مشخص و معلوم شود گمانه زنی تحلیلگران سیاسی تا چه حدی است به واقعیت نزدیک است.



محمدرضا عزیزی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها