در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اگر از کارگردانی و ظهور و بروز استعدادهای نو در تلویزیون ـ که در یادداشتی دیگر به طور مفصل درباره آن بحث کردهام ـ بگذریم، باید به بحث مهم بازیگری پرداخت که مدتی است کاملا فراموش شده است.
بزرگان این رشته معتقدند در یک شرایط طبیعی و پویا، بسیاری از بازیگران بااستعداد ابتدا توانایی خود را در یک سریال یا حتی تیزر تبلیغاتی به رخ میکشند و پس از کسب تجربه و دانش کافی، کمکم سر از سینما و فیلمهای سینمایی درمیآورند. به عبارتی دیگر، سینما به علت مناسبات بالای مالی، قدرت ریسک کمتری دارد و در این میان رسانه تلویزیون اساسا به یک کارخانه کشف استعداد تبدیل شده است که این منطقی به نظر میرسد و در کشور ما نیز دورهای به همین منوال عمل شده است. سینما در عین معرفی چهرههای جدید، درصدد جذب نیروهای با استعداد و بادانش تلویزیون بود و صداو سیما نیز در دورهای با علم به این دانش، سهم مهمی از آثار خود را به کشف نیروهای خلاق اختصاص میداد؛ نیروهایی که پس از کسب تجربه لازم، در نهایت یا به شکل حرفهای جذب تلویزیون شده یا به مرور به یکی از گنجینهها و داشتههای سینما تبدیل میشدند.
این شیوه اما در یک برهه زمانی به مسیری غلط رفت. تلویزیون و دوستان سریالساز و مدیران وقت برای جذب مخاطب بیشتر و نشان دادن تواناییهای خود، سراغ بازیگران سینما رفتند. این دوستان برای نشان دادن قدرت خود به دنبال ستارههایی رفتند که در سینما یکه تاز بودند و برای جذب آنها دستمزدهای خوبی هم پرداختند.
این حرکت در نگاه اول شاید یک حرکت تحولی و حتی قابل تقدیر بود، ولی بهتر است نگاه این عزیزان حلاجی شود و حتی به آنها حق داده شود که نیت آنها خیر بوده و قصد جذب تماشاگر حداکثری را داشتهاند. اما چه بخواهیم و چه نه، این رویه یک سیستم طبیعی را به هم زد و باعث شد تا امروزه هم سینما و هم تلویزیون، دچار معضلی به نام راضی نگه داشتن بازیگران چهره شوند. شاید اگر این رویکرد در همان مقطع متوقف میشد، وضع به شکل امروز بحرانی نمیشد. متاسفانه به استمرار این شیوه اصرار شد و سبب شد کار به جایی بکشد که دوستان برای چشم و همچشمی و نشان دادن اینکه بازیگران بیشتری را در کار دارند، یک ماراتن بینتیجه را آغاز کنند. این واقعا نگاهی غلط است که حالا اگر سریال یا تلهفیلمی چهره نداشته باشد، قابل پخش نیست. این که در اولین پرسش خود از تهیهکنندگان بپرسند چند چهره در این کار حضور دارد، زیبنده نیست. این نگاه اشتباه باعث شده دیگر هیچ چهره جدید و البته توانمندی در بازیگری به عرصه هنرهای تصویری معرفی نشود و از پنج شش سال قبل به این طرف، ما مجبور به استفاده از نیروهای قدیمیتر باشیم. همین روش غلط باعث شده بسیاری از استعدادها برای بروز تواناییهای خود فرصت پیدا نکنند و تماشاگر و مخاطب هم به نوعی تکراری بودن چهرهها و سوژهها را احساس کند. به نظر میرسد هنوز فرصت برای جبران وجود دارد و باید این رویه را به کلی تغییر داد تا دوباره با ورود نیروهای خلاق و جدید، خون تازهای به پیکره هنرهای تصویری تزریق شود. این اتفاقی است که قطعا تلویزیون قادر به انجام آن است و باید برای آن برنامهریزی کند.
محمدرضالطفی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: