در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

مهدی کوچکزاده، نماینده مردم تهران گرچه اکنون در دولت جدید از برخی مناصبی که پیش از این شاید به واسطه نزدیکی به دولت قبل برخوردار بود، کنار گذاشته شده، اما میگوید، اگر ظلمی به دولت روحانی شود، همچون حمایتی که از دولت احمدینژاد میکرده، پشت این دولت هم خواهد ایستاد، هرچند که او تردیدهایی جدی در برابر برخی مواضع رئیس جمهور و آنچه او «اطرافیان» وی میخواند، دارد.
نمایندهای که مشهور به برخی حاشیه های رسانهای است و پیش از این نیز واکنش وی نسبت به برخی پرسشهای خبرنگاران، جنجال به پا کرده بود، خیلی آرام در اتاقی که اسماعیل کوثری دیگر نماینده شهر تهران نیز در آن نشسته، به پرسشهای ما پاسخ میگوید، هرچند هراز چندگاهی با حرارتی مثال زدنی، کمی از کوره در میرود و از مخالفت هایش با اصلاحطلبان میگوید و دولت را نقد میکند تا نشان دهد هنوز هم همان مهدی کوچکزاده است و این را خود نیز مورد تاکید قرار میدهد: «با افتخار کوچکزاده هستم...»
آقای دکتر، چه میکنید با دولت اعتدال؟
همان کاری که با دولت قبل میکردیم.
یعنی حمایت میکنید؟
بله.
تا چه حدی؟
تا حدی که از دولت قبل حمایت میکردیم.
آن زمان برخی میگفتند که گاهی حمایت شما از دولت خیلی شدید میشود، فکر میکنید باز هم این اتفاق بیفتد؟
آنچه ارتباط امثال بنده را با دولت قبل برجسته کرده، دفاع ما بود در برابر حملات غیرمنصفانه و دروغهایی که به آن نسبت میدادند. من وقتی به وجدان خودم مراجعه میکنم، میبینم ما وقتی وارد دفاع میشدیم که دروغی به دولت نسبت میدادند. این رفتار براساس یک آموزه اسلامی است. حالا هم همین وضع را داریم. الان هم میبینیم که برای سیاهنمایی دولت قبل مطالبی به دروغ گفته میشود.
مثلا چه دروغهایی؟
دو نمونه که حضور ذهن دارم را برایتان بیان میکنم؛ یکی اینکه فرمودند شورای عالی آب سالهاست که تعطیل بود. بنده در دولت قبل بهعنوان نماینده رئیسجمهور در این شورا حضور داشتم و در سال گذشته دو جلسه برگزار کردیم. پس چطور سالها تعطیل بود. یا بنده شاهدم که در یک جمع دانشجویی گفته شده خزانه خالی خالی است. من آماری را که وزیر اقتصاد دولت فعلی یک ماه پیش برای مجلس ارسال کرده، برایتان میخوانم. براساس این نامه (نامه را نشان میدهد) وصولیهای خزانه در هفته منتهی به چهارم مهر، 5400 میلیارد تومان اعلام شده و پرداختیها از این محل را 1271میلیارد تومان اعلام کردهاند.
این که یعنی خزانه بیش از 4000 میلیارد تومان دارد؟
بله، دقیقا 4136 میلیارد تومان باقی میماند. این یعنی وصولی در 52 هفته سال میشود 282هزار میلیارد تومان، پس چرا به دروغ به مردم میگویید خزانه خالی است؟ البته شاید هم دروغ نمیگویند. شاید نمیدانند خزانه چیست! ببینید خزانه مثل یک جیب است که پر و خالی میشود. پس باید بگویید خزانه در فلان لحظه خالی بوده است.
یک احتمال دیگر هم هست. شاید اطرافیان گزارش دروغ میدهند. اینها حاکی از آن است که هنوز هم بغض و کینهای که نسبت به دولت قبل کاشته شد، در حال پرورشیافتن است. در چنین مواقعی است که ما میگوییم چرا برای دستیابی به قدرت متوسل به دروغگویی میشوید. بنابراین هنوز هم از همین موضع در دفاع از دولت قبل میایستیم. حال اگر به دولت فعلی هم دروغ ببندند، ما در برابرش میایستیم، البته حقایقی را هم در دولت فعلی مشاهده میکنیم.
شما میگویید ممکن است اطرافیان گزارشهایی غیرواقعی بدهند. منظورتان از این اطرافیان کیست؟
نزدیکان و کارشناسانی که اطلاعات میدهند ممکن است خطا باشد. با این حال شاید شخص رئیسجمهور هم بیتمایل نباشد که برخی مسائل را مطرح کند. واقعیت این است که لحظه به لحظه پول به خزانه میآید و میرود و آنها که میگویند خزانه خالی است، یا نمیدانند خزانه چیست، یا میخواهند دلشان از دولتی خنک شود که او را نمیخواستند.
همه میدانیم که بحث خزانه خالی، مفصل است و باید بهطور مستقل درباره آن حرف زد. اجازه بدهید که بازگردیم به موضوع بحث؛ در انتخابات خرداد امسال طیف نزدیک به دولت قبل شکست خورد و آقای روحانی پیروز شد. آیا فکر نمیکنید آنطور که برخی صاحبنظران میگویند، برخی اعمال آن دولت در شکست انتخاباتی موثر بود؟ اصولا از نظر شما مهمترین عامل پیروزی آقای روحانی چه بود؟
مهمترین بستر رای آقای روحانی، سیاهنمایی و دروغ بستن بود که در سالهای اخیر علیه احمدینژاد مطرح شد و طی این مدت فعالیتهای رسانهای افکارعمومی را علیه دولت وقت سازمان داد.
افرادی چون شما هم آنطور که خودتان گفتید، دفاع میکردید، رسانه هم داشتید، چرا این دفاعیهها موثر واقع نشد؟
به هر حال بخشی از رأی دهندگان تحت تاثیر استدلالهایی از جنس همین که خزانه خالی است، قرار گرفتند و به رقیب رأی دادند. خود آقای روحانی هم در تبلیغات انتخاباتی حرفهایی زد که معلوم نیست در دادگاه عدل الهی پاسخی برای آن داشته باشد. این حرفها باعث شد ایشان عملا با جریان مخالف دولت وقت همراه شود. البته من فکر میکنم نقش اصلی در این رابطه را آقای هاشمی عهدهدار بود.
اما انتقادها از دولت قبل از سوی بسیاری از اصولگرایان و حتی نامزدهای حاضر در عرصه این انتخابات که بعضا همفکر آقای روحانی نبودند نیز مطرح میشد.
واقعیت این است که در انتخابات سال 84 آقای احمدینژاد با طرح شعارها و آرمانهایی که داشت به پشتوانه رأی مردم بالا آمد و در دور دوم تشکلهایی از طیف اصولگرا از او حمایت کردند که نمیخواستند او رئیس جمهور شود. پس این رأی با اکراه برخی اصولگرایان سرانجام با مدیریت آقای هاشمی به مرور بازگشت و به مخالفت با دولت احمدینژاد انجامید. چنین بود که جزئیترین رفتار دولت با جاروجنجال مواجه میشد. از بنزین کارتی بگیرید تا تعیین ساعات کاری کارمندان. من موارد متعددی را شاهد بودم که دولت هرکاری میکرد عدهای بهانه میگرفتند.
عدهای به نام بیماری هلندی برای خودشان مغازه بازکرده بودند و عده دیگری هم به نام جریان انحرافی. اینها از صدها رسانه پمپاژ میشد و بی تاثیر هم نبود. البته تحریمهای غربیها هم بود که با همراهی برخی داخلیها، قیمت سکه و دلار را بالا برد و حالا همان کسانی که تا دیروز میگفتند مشکلات کشور از تحریم نیست و از سوءمدیریت داخلی است، امروز میگویند مشکل از تحریم است و بیست و چند میلیارد یورو از چین طلب داریم و نمیشود، گرفت.
آقای کوچکزاده، شما سال 76 به آقای خاتمی رأی دادید، سال 84 هم به آقای قالیباف. امروز هم مدافع آقای احمدینژاد شناخته میشوید. آیا ممکن است روزی مانند آقای خاتمی، منتقد آقای احمدینژاد هم بشوید؟
بارها گفتهام به خاتمی رأی دادم و رأی من به او رأی به یک آرمان بود. در بین نامزدهای حاضر، او نزدیکترین نسبت را با آن آرمانها داشت؛ اما او تغییر کرد. این اشکالی ندارد آدم از کسی که صداقت نداشته باشد برگردد. حضرت امام(ره) هم در وصیتنامه شان گفتهاند من در مواردی بهدلیل نمایشی که برخی از خود نشان میدادهاند، از برخی افراد تعریفی کردهام اما ملاک وضع فعلی افراد است. بله من رأی دادم و واهمهای هم از بیان آن ندارم که به رخ ما میکشند. من به کسی هم رأی دادم که امام از سالم بودن او پس از ترور شکرگزاری کرد. ما برای آن هاشمی که میگفت آمریکا باید آدم بشود، هنوز هم سینه میزنیم. ما به خاتمی رأی دادیم که شعار او «سلام بر سه سید فاطمی» بود. به قالیباف هم رای دادم چون هنوز منیتها، باعث شکاف در جبهه اصولگرایی نشده بود و فرق زیادی بین قالیباف و احمدینژاد و دیگران نبود. بنابراین به رأی شورای هماهنگی نیروهای انقلاب عمل کردم که گفتند هرکسی برای نامزد مورد نظر خود کار کند. سرانجام همه به کسی رای بدهند که در نظرسنجیها بیش از دیگران رای دارد. من هم به عهدم عمل کردم و نتایج نظرسنجی را نشانم دادند و رای دادم و به کسانی اعتماد کردم که الان به صداقتشان هیچ اعتمادی ندارم و خدا را شکر میکنم که نتیجه چیزی شد که مورد خواست ما در سال 84 نبود.
در سال 92 به چه کسی رأی دادید؟
آقای جلیلی.
هشت سال دوره احمدینژاد را تجربه کرده ایم. از اینکه در این مدت حامی او بودید، پشیمان نیستید؟
نه! نهتنها پشیمان نیستم که در برابر وجدان خودم، راضی هم هستم؛ چراکه در برابر ظلم ایستادم. البته دولت قبل در اجرا نقاط ضعف و قدرتی داشته اما در آرمانها پای هیچ دولتی بهاین دولت نمیرسد. دولتی که صهیونیسم جهانی را به چالش کشاند و البته متاسفانه عدهای هماکنون از آن متاسفند!
البته آقای احمدینژاد در آخر دوره دهم قطعا با احمدینژاد آخر دوره نهم یا حتی نسبت به احمدینژاد پیش از انتخابات 84 تغییراتی داشته که متناسب با آن، روابط ما هم تغییر کرده است.
البته حتی برخی وزرای دولت قبل که نزدیک به آقای احمدینژاد بودند، دولت وی را نقد میکنند... آن هم در گفت وگو با رسانههای اصولگرا.
متاسفم از اینکه این آقایان در دام بازیهای رسانهای افتادهاند. جالب است اگر همین وزیر تا دیروز انتقادی را بیان میکرد همین رسانهها آن را پوشش نمیدادند، اما حالا با برنامهریزی، این انتقادها برجسته میشود. البته بودند کسانی که تا دیروز به به و چهچه میگفتند و امروز شدهاند منتقد. یکی از آقایان که در ماجرای اختلاس 3000 میلیاردی حرفهایی زد. من ادعا میکنم و او بیاید اثبات کند. در مجلس آمد و گفت که اختلاس زیر سر مشایی است و فردای آن روز رفت در دانشگاه علم و صنعت گفت که مدرکی علیه مشایی نداریم.
در دولت قبل که شما در مجلس حامی آن محسوب میشدید، عدهای میگفتند وکیلالدوله هستید. اما چند روز قبل شما در برابر برخی منتقدان، آنها را وکیلالدوله نامیدید. میخواهم بدانم نگاه شما به مفهوم وکیل الدوله بودن عوض شده یا فقط چون دولت عوض شده، مرجع این اتهامات تغییر کرده است؟
ریشه تاریخی وکیلالدوله بودن به دوره پهلوی بازمیگردد که عدهای نماینده واقعی مردم بودند و عدهای با پول و برخی حمایتها به مجلس آن دوره میرفتند که خب وکیلالدوله بودند. بنابراین در مجلس پس از انقلاب، اصلا وکیلالدوله بودن محلی از اعراب ندارد. با این حال در دولت قبل اگر کسی با نظرات کارشناسی دولت هم نظر بود و میگفت چرا به جای منصفانه نقد کردن سراغ تهمت و دروغ میروید، میگفتند وکیلالدوله است. حالا که دولت عوض شده، همین آقایان مدافع دولت شدهاند و چند جلسه قبل وقتی در میان صحبت من عدهای محدود ـ که فقط با پیچیدن صدایشان در صحن مجلس برخی را به این گمان میاندازد که همه مجلس هستند، شروع کردند به دو،دو گفتن ـ همان کاری که زمانی رهبر معظم انقلاب به رئیس مجلس وقت فرمودند جلوی این کارها را بگیرید ـ من هم پاسخ آنها را دادم.
و البته به آنها گفتید وکیل الدوله!
نه، من استدلال همین آقایان را نقد کردم و گفتم اگر دفاع از نظر دولت، وکیل الدولگی است، خب این برچسب به شما هم میخورد! اما این کار بد است و نباید جعل عنوان کرد.
با این حال برخی، امثال شما را در مجلس تندرو و افراطی میدانند.
این اسلامی نیست که عدهای تفرقه ایجاد کنند. آنها خودشان را معیار اعتدال میدانند و به دیگران میگویند تندرو. اتهام زدن که کاری ندارد، خب یکی هم پیدا میشود به خودشان میگوید کندرو.
عدهای از همکارانتان در مجلس، مشخصا جبهه پایداری را مصداق تندروی میدانند...
ثابت کنند جببه پایداری تندرو است. این جبهه پایداری چون از آیتالله مصباحیزدی دفاع میکند تندروست؟ چون سلیقه شما را نمیپسندد تندروست؟ این داستان جعل عناوین از زمانی شروع شد که عدهای شروع کردند به تقسیم چپ و راست و راست مدرن و چپ سنتی و...
تقسیمبندیهای سازمان مجاهدین انقلاب در نشریه عصرما را میگویید؟
بله، همان سازمان مجاهدینِ به اصطلاح انقلاب، این کار را کرد که حقیقت هم نداشت. به نظر من در همه گروهها منیت هست اما به نظر من دین، معیار اعتدال است و برخی توهینها مثلا به آیتالله مصباح، مصداق افراطیگری است.
اما منتقدان میگویند جبهه پایداری دایره اصولگرایی را چنان تنگ کرده که در نهایت فقط چند نفر محدود را شامل میشود.
از نظر ما اصولگرایی یعنی همه مردم. رهبر هم همین را میگویند. دامنه اصولگرایی اصلا تنگ نیست؛ اما حساب تشکلهای سیاسی از مردم جداست. بزرگترین این تشکلها حداکثر 5000 عضو دارد. همین موتلفه، ایثارگران، رهپویان و... همهشان را با هم جمع بزنید چند نفر هستند مگر؟! البته من منکر نمیشوم که اینها اثرگذارند.
با این حال ممکن است از دایره اصولگرایی خارج شوند؟
حتما چنین است.
این روزها برخی خبرها از درون مجلس بیرون میآید که هر روز حکایت از احتمال شکل گیری یک فراکسیون یا حتی حزب جدید برخاسته از مجلس دارد. البته معمولا رسم بر این است که احزاب مجلس را بسازند نه آن که مجلس حزب ساز شود. با این حال میخواهم نظر شما را درباره این روند بدانیم؟
خودخواهی همه جا هست و این، ریشه تفرقه است. این منیتها اگر از بین نرود، تشدید میشود. یکباره میبینید در مجلس «صدای ملت» و «اعتدال» و اینطور اسمها شنیده میشود. مشاهدات من در عالم سیاست نشان میدهد که اینها منافع خاص را پی میگیرند. گاهی انگار پستها برای افراد کم میآید، یک فراکسیون راه میاندازند و فلانی را میکنند رئیس آن. هر فراکسیون نایب رئیس و منشی و اینها هم میخواهد حتما. پس چند نفری مشغول میشوند!
البته من سال قبل دنبال راه اندازی فراکسیونی برای مسکن مهر بودم. چون نسبت به آینده آن نگران بودم و الان میبینم نگاه غلط وزیر راه و شهرسازی همان نگرانیها را دارد تحقق میبخشد. خلاصه رفتم تحقیق کردم دیدم که در مجلس حتی برای چغندر هم فراکسیون داریم، اما برای مقوله مهم مسکن مهر و شهرهای جدید، فراکسیونی نیست! اینها در ظاهر به نام مفاهیم مورد قبولی چون تضارب آرا انجام میشود، اما نتیجهاش تفرقه است.
بنابراین من هم با شما موافقم که مجلس باید برآمده از احزاب باشد، نه اینکه خودش حزب درست کند. مثل احزاب کنونی که خیلی هایشان دولت ساختهاند.
البته زمانی که جبهه پایداری تشکیل شد، عدهای همین انتقاداتی را که شما از احزاب در حال تاسیس میکنید، به آن وارد میکردند.
تا موقعی که من در جبهه پایداری بودم دغدغه ما این بود که به سهمخواهی از قدرت سیاسی نیفتیم. البته در این باره که چقدر موفق شدیم، بحث نمیکنم و نمیتوانم بگویم که در آینده هم چه میشود.
ناموفق بودن در پیگیری همین دغدغه باعث شد که از جبهه پایداری بیرون بیایید؟
مایل نیستم در این باره صحبت کنم. چون احساس میکنم مصالح مردم در آن نیست.
اجازه بدهید گریزی هم بزنیم به سیاست خارجی. چندی قبل نصب بیلبوردهای «صداقت آمریکایی» که بهگفته دولت، غیرقانونی نصب شده بود و بعد جمع آوری شد، حواشی زیادی را به دنبال داشت. شما هم یکی از افرادی بودید که از جمعآوری آن انتقاد کردید. درباره دلیل مخالفتتان توضیح میدهید؟
بگذارید من یک چیز به شما بگویم. به نظر من اصلیترین نقطه اتکای نظام جمهوری اسلامی، مردم است. یعنی آنروزی که مردم به تعبیر درست کلمه ـ نه 30، 40 نفری که برخی به آنها مردم میگویند ـ این نظام را نخواهند، نظام مثل کوه یخی آب میشود. اما مردمی را که پشتوانه نظام هستند نباید چشم و گوش بسته و مشغول به مسائل فرعی کرد. مردم هرچه آگاه تر باشند، بهتر میتوانند حمایت کنند. بنابراین از نظر من بیلبوردهایی که اشاره کردید، ماهیت آمریکا را نشان میداد و یادآوری میکرد که اینها به عهد خود پایبند نمیمانند. در همین ماجرای هستهای ببینید، قرار بود اروپاییها نیروگاه بوشهر را تمام کنند، آیا کردند؟ قرار بود فرانسه در دارخوین یک نیروگاه دیگر بسازد، ساخت؟ ما سهام یک شرکت غربی را داریم اما اورانیوم غنی شده تحویل دادند؟ پس کو وفای به عهد؟!
حالا عدهای میگویند ماهیت اینها افشا نشود که چه؟ ما البته به رئیسجمهور و وزیر خارجه اعتماد داریم اما در نرمش قهرمانانه که کسی نباید نگران ماهیت این بیلبوردها شود. اینکه اینها جمع میشود، بعد همزمان با مذاکرات میگویند خزانه خالی است یا در بحث ایجاد شغل در گذشته آمار غلط میدهند، اینها ما را به شک میاندازد و چون موضوع مهمی است، نمیتوانیم از کنار این تردیدها براحتی بگذریم. ما نگران بر باد رفتن خون شهدا و استقلال کشور هستیم.
فکر نمیکنید برخی رفتارها ممکن است در جریان مذاکرات به زیان دیپلماتهای کشورمان باشد؟
سکوت بیجا و اینکه حالا دولت اراده کرده که درست نیست. دولت قبل هم اراده اش بر خیلی امور بود. به نظر من نه باید افراط داشت و نه تفریط. نه به دولت بتازید، نه چشم روی هم بگذارید. البته ساختار نظام ما به موجب وجود رهبری معظم در وضعی است که احتمال وقوع برخی مسائل محدود است، اما ما سرباز ولایتیم و نباید بگذاریم رهبری تنها بماند. البته ممکن است مواضع ما اشتباه باشد، رهبری به ما هم تذکر میدهند. ایشان که ملاحظه افراد و گروهها را ندارند.
اما ممکن است برخی اینگونه برداشت کنند که چوب لای چرخ دولت میگذارید؟
ما چه از این حرفها بترسیم و چه نترسیم، رفتار دولت این را نشان میدهد که میخواهد تا حدودی این بهانه را بگیرد و بگوید نمیگذارند. سخن آقای نوبخت در مجلس به همین معنا بود. ایشان میگفت نامهها و طرحهایی که خود شما میخواهید عملی کنید، اگر بودجه ندهید محقق نمیشود. یعنی در حقیقت میخواست مشکلات را به گردن مجلس بیندازد و بگوید مجلس پول بدهد تا ما کار کنیم. این بیعرضگی در مدیریت و تهدید مجلس است. اگر راست میگویید و برای مجلس احترام قائلید که انشاءالله همینطور هم هست، آنچه را مجلس میگوید، بپذیرید. اما این سخن که میگویند «اگر»، یعنی چه ما حرف بزنیم و چه نزنیم، دست آخر قرار است متهم بشویم. خب در این شرایط بهتر است ما هم حرفمان را بزنیم.
در دولت قبل هم چه حرف میزدیم، چه نمیزدیم میگفتند اینها وکیلالدولهاند. پس ما نباید از شماتت کسانی که برای کسب یا حفظ قدرت سیاسیشان حرف میزنند بترسیم.
شما پیشبینی میکنید با توجه به آنچه از آغاز به کار دولت گذشته است آینده رابطه دولت و مجلس به چه سمتی خواهد رفت؟ بهعنوان مثال درحالیکه حدود 70 روز از شروع به کار دولت گذشته است خبر احتمال استیضاح وزیر کشور مطرح میشود...
این رابطه به میزانی که صداقت در گفتار و عمل وجود داشته باشد تقویت میشود، برعکس آن هم صادق است. بنده خودم شاهد بودم که رئیسجمهور و بسیاری از اطرافیان آنها در زمان انتخابات وعدههایی دادند، اما بسیاری از آنها در رابطه با مجلس عمل نمیشود. بهطور خاص میتوانم به وعده وزیر کشور اشاره کنم مبنی بر توجه به نظر مجامع استانی در انتخاب استانداران. من به ضرس قاطع میگویم که به نظر مجمع نمایندگان استان تهران در انتخاب استاندار هیچ توجهی نشد؛ البته بنده شخصا مشکلی با استاندار انتخابشده ندارم، اما در جلسهای که مجمع نمایندگان تهران درباره استاندار داشتیم، حضور داشتم و از خروجی آن، این شخص بیرون نمیآمد. عین همین ماجرا را در بسیاری از استانها شاهدیم. حال اگر این روند ادامه پیدا کند، شما بگویید، موجب تقویت روابط میشود یا تضعیف؟ یا آقایان در جریان انتخابات هیچکدام جرأت نداشتند با هدفمندی یارانهها یا مسکن مهر مخالفت کنند، مدام حرفهای دوپهلو میزدند که این برداشت میشد که میخواهند روند را ادامه دهند، اما اکنون آقای آخوندی چه دارد بر سر مسکن مهر میآورد یا این حرفها چیست که آقای زنگنه درباره هدفمندی میزند؟ اینها گفتند که ما با کلید آمدیم و با داس نیامدیم، اما یکی از رسانهها در قالب طنز تعداد افراد جابهجا شده را با اتوبوس محاسبه کرده بود، مثلا اگر در وزارتخانهای 70نفر جابهجا شدهاند، گفته بود 40نفر یک اتوبوس و 30نفر با یک مینیبوس. خب این خلاف وعدههایی است که شما دادهاید.
من نماینده دولت قبلی در شورای عالی آب بودم. من نه ارزشی قائلم و نه انتظار داشتم اما اگر آنها میخواستند رسم احترام را بجا بیاورند، میآمدند میگفتند ما از زحمات شما متشکریم و آقای فلانی را بهجای شما منصوب کردیم؛ اما آیا رفتار آنها نشانه ادب و حرمت است؟ حتما ما افراطی هستیم و آنها معتدلند؟
با شما چه رفتاری داشتند؟
هیچی. با من نه کاری کردند و نه کاری میتوانند بکنند. هر چه کردهاند با خودشان بوده. شما اگر میخواهید مسئولی را عوض کنید ادب حکم میکند از مسئول قبلی تشکر کنید و مسئول بعدی را بیاورید، اما وقتی شما رئیس دو دانشگاه کشور را در کمال بیادبی شبانه عوض میکنید، اسم خودتان را معتدل میگذارید؟ به اقرار خودتان در این زمان در هیچکدام از این دانشگاهها بحرانی نبوده است. بله وقتی بحرانی پیش میآید، سرپرست که سهل است یک مسئول دست هشتم هم تصمیمی میگیرد، اما در دانشگاه صنعتی اصفهان چه بحرانی بود که یکشبه رئیس دانشگاه را بدون احترام به گذشته عوض کردید؟ حال چطور انتظار دارید با شما مثل یک انسان مبادی آداب معامله شود؟ این اقدامات را حمل بر این کنیم که از دستتان در رفته یا اینکه شما دروغ میگویید که معتدل هستید؟ به نظر من این کارها افراط است. من نمیگویم بلکه به قضاوت مردم وا میگذارم. آخر خود آقای سرپرست با مجله آسمان مصاحبه کرده و گفته بود در انتخاب مسئولان دانشگاه باید به نظر تشکلهای درون دانشگاه مثل هیاتامنای دانشگاه یا به شورای دانشگاه اهمیت داد و از آنها نظر خواست. آیا در جابهجاییهایی که صورت دادید به وعده خود عمل کردید؟ نگویید از بین 300 دانشگاه، رئیس دو تایش را عوض کردیم. من میپرسم بین 300 تا دانشگاه چرا همین دو تا را عوض کردید؟ چرا نرفتید رئیس دانشگاه فلانجا را عوض کنید؟
این صداقت نیست، بلکه در دام تندروهای افراطی اصلاحطلب آمریکایی گرفتار شدن است. این کنشها ناشی از اعتدال نیست. ما در صورتی حمایت میکنیم که دولت از کسانی بازی نخورد که از فتنه88 حمایت کرده و حالا جرأت عذرخواهی از مردم را ندارند و در عمل ثابت کردهاند اعتقادی به قانون اساسی ندارند.
اگر خودشان به منصبی برسند، همه چیز درست است اما برعکسِ آن را نفی میکنند. همانطور که انتخاباتی که 83 درصد مردم در آن شرکت کرده 24 میلیون نفر به یک رئیسجمهور رای دادند، این بیانصافها آنطور ضایع کردند اما انتخاباتی که 72 درصد مردم در آن شرکت کرده و فرد برنده 17میلیون رای داشت، میگویند دنیا را تحتتاثیر قرار داده است. دستکم میتوان با تردید گفت که اگر آن رای 83 درصدی میتوانست مستکبران را سرجایشان بنشاند، اما جنایتهای اینها در کف خیابان باعث شد که نتواند، خدا از آنها نگذرد که آمریکاییهای صهیونیستپرست و صهیونیستها را چنان پررو کرد که اینطور ملت را تحریم کند.
البته آنچه الان میگوییم به این قصد نیست که دولت را تضعیف کنیم، بلکه ما دوست داریم حسن روحانی، همان نماینده رهبری در شورای عالی دفاع و مورد اعتماد رهبری باشد، همانطور که یک روزی دوست داشتیم خاتمی همان فرزند فاضل و باتقوای امام باشد نه این که بازیچه حجاریان و بهزاد نبوی.
و به عنوان آخرین سوال، به نظر شما آینده سیاسی مهدی کوچکزاده چگونه است؟
اگر نبود برخی احتمالات، از همین مجلس هم استعفا میکردم.
چه احتمالاتی؟
اینکه آیا استعفایم به نفع مصالح ملی است یا نه. اگر ببینم هست، حتما استعفا میدهم اما اگر بدانم حضورم در مجلس چه در این دوره و چه دوره بعد خاری است در چشم دشمنان، میمانم حتی اگر شکست بخورم.
روابط دولت و مجلس در یک نگاه
روابط دولت و مجلس در دورههای مختلف، با توجه به خط مشی مسئولان دولتی و گرایش سیاسی جناح حاکم در مجلس اشکال مختلفی داشته است. در مقاطعی بوده که دولت و اکثریت نمایندگان مجلس، از یک آبشخور فکری و سیاسی برخوردار بودهاند و دولتیها از حمایت بیشتری در اجرای طرحها و برنامههای خود بهره میبردهاند. در مقاطعی هم بوده که با توجه به تغییر نگاه مردم به یک جریان، جناح حاکم رفتهرفته اقبال مردم را از دست داده و در نتیجه مردم در انتخابات دولت یا مجلس، به افرادی خارج از خط سیاسی حاکم رای دادهاند.
در چنین مقاطعی که نمونه آن را در اواخر دولت اصلاحات شاهد بودیم، مردم در انتخابات مجلس به جناح رقیب رای دادند و در مجلس هفتم که از اواخر سال 82 روی کار آمد اصولگرایان، اکثریت کرسیهای مجلس را در اختیار گرفتند و سید محمد خاتمی در اواخر دولت خود برای تصویب لوایح خود نیازمند رای نمایندگانی بود که اکثریت آنها به عقبه سیاسی او نگاه مثبتی نداشتند.
نمونه خفیف این ماجرا را در شرایط فعلی هم شاهدیم. در سالهای گذشته پس از آنکه مدتها اصولگرایان روی نوار پیروزی قرار داشتند وقوع برخی تندرویها از سوی دولت باعث شد بخشهایی از تبعات این تندرویها به نام اصولگرایان نوشته شود و رفته رفته اقبال مردم به این جناح کمرنگ شده و مردم در انتخابات به فردی که شعار اعتدال داشت رای دهند؛ فردی که با توجه به حلقه نزدیک به او و شعارهایی که در انتخابات میداد میتوان او را به اصلاحطلبان، نزدیک تر دانست تا اصولگرایان.
این همه در حالی است که هنوز اصولگرایان در مجلس اکثریت کرسیها را در اختیار دارند و اگرچه طیف حاکم، از ابتدای روی کار آمدن دولت جدید تاکید کرده، به دنبال حمایت از دولت است اما افراد و گروههایی هم هستند که افکار تندتری نسبت به قاطبه نمایندگان دارند. اختلاف مواضع آنها با دولت را میتوان براحتی در نطقها، اظهارنظرها و مخالفتها و موافقتهایشان دید.
نمایندگان مجلس در هر دورهای معمولا در همان ابتدای دوره، با توجه به خط مشی خود در فراکسیونهایی جمع میشوند که با توجه به تعداد اعضا، فراکسیون اکثریت و اقلیت خوانده میشوند. این فراکسیونها و تصمیمات جمعی که در آنها گرفته میشود در چگونگی رقم خوردن ارتباط دولت و مجلس بسیار تاثیرگذار است.
البته در سوی دیگر این ارتباط، دولت قرار دارد که نحوه تعامل مسئولان آن با نمایندگان نیز نقش بسزایی در این معادله دارد. اگر مسئولان قوه مجریه لازمههای یک تعامل مثبت را رعایت نکنند، روابط دو قوه رفتهرفته رو به سردی میگذارد که نمونه آن را در مقاطع مختلف دیدهایم.
در سالهای گذشته بخصوص در اواخر دولت قبل، روابط دولت و مجلس بشدت به تیرگی گرایید؛ اما از زمانی که دولت جدید روی کار آمده است امیدها به بهبود روابط دولت و مجلس بیشتر شده و باید دید در آینده با توجه به شرایط، این روابط چگونه رقم میخورد.
مصطفی انتظاری هروی / گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: