
به مرور زمان بعضی از این سازها به دست فراموشی سپرده شده و چون دیگر نوازندهای نداشتهاند حالا نامشان تنها در دائرهالمعارفهای موسیقی به چشم میخورد یا از نوازندگان آنها فایل صوتی یا تصویری وجود دارد که ما را با شیوه نوازندگی آنها آشنا میکند.
البته بسیاری از سازها هم هنوز زنده هستند و نوازندگانی دارند، اما در این میان برخی سازها با استقبال بیشتری روبهرو میشود و حتی هنرجویانی که قصد دارند نواختن یک ساز را آموزش ببینند به سراغ این سازها میروند.
حتما شما هم با من همعقیده هستید که اغلب این هنرجویان وقتی قصد دارند سراغ سازهای موسیقی سنتی بروند تار و سه تار را برای نواختن انتخاب میکنند و گویی این سازها برایشان شناختهشدهتر هستند. این روند اما در سالهای گذشته کمی تغییر کرده و نسل جوان موسیقی کشورمان سراغ سازهایی دیگری هم رفتهاند.
گواه این موضوع هم آلبومهای تکنوازی است که یکی پس از دیگری منتشر میشود؛ آلبومهای تکنوازی که میتوان میان آنها تکنوازیهای کمانچه، عود و دیگر سازها را هم مشاهده کرد.
پس این روند هر چند هنوز هم ادامه دارد، اما حالا شاهد حضور خوب نوازندگان جوانی هستیم که سازهای دیگری را هم برای نواختن انتخاب کرده و آن را به شکل تخصصی ادامه میدهند. با چند نوازنده جوان که سازهایی غیر از تار و سهتار را به شکل تخصصی و حرفهای مینوازند این موضوع را مطرح کردیم تا نظر آنها را جویا شویم.
آرش کامور، نوازنده کمانچه یکی از جوانان موفق این عرصه است. او کمتر از دو هفته پیش آلبوم موسیقی «راوی» را که تکنوازی کمانچه است، منتشر کرده و با استقبال خوبی هم مواجه شده است.
وقتی موضوع را با او مطرح میکنم اقبال عمومی جامعه به تار و سهتار را میپذیرد و میگوید: در گذشته ساز کمانچه چندان شناخته شده نبود. اگر به 50 ،60 سال قبل هم برگردیم، میبینیم با نامهای محدودی روبهرو میشویم که کمانچه مینواخته و در این عرصه استاد بودهاند. مثلا بین آنها شخصی چون استاد علیاصغر بهاری معروف است.
او ادامه میدهد: اما چند سال بعد میبینیم تعداد این نامها گسترش پیدا میکند و شاهد حضور نامهای موفق و برجستهای چون اردشیر کامکار، کیهان کلهر، سعید فرجپوری و علیاکبر شکارچی هستیم.
کمانچه به قلههای خود نزدیک میشود
کامور ادامه میدهد: پس کمانچه امروز دارد به قلههای خودش نزدیک میشود و میتوان امیدوار بود به اینکه این ساز در آینده شناخته شده و با اقبال عمومی از سوی نوازندگان جوان روبهرو شود.
آهنگساز آلبوم «سراسر مه» اظهار میکند: طبیعی است کمانچه در مقایسه با دیگر سازها مهجور مانده باشد. ما هنوز ردیفی برای کمانچهنوازی ننوشتهایم، اما برای تار نوازی ردیف نوشته شده است و این یعنی موزیسین کمانچه نواز باید ردیف تار را بزند و نوازنده باید بتواند اشل نوازندگیاش را از دل تار نوازی بیرون بکشد.
او ادامــــه میدهد: کمانچه هنوز این قدرت را دارد که بتواند با بیانی ایرانیتر به قلههای بالاتری برسد.
کــــامور میافزاید: بسیار دیدهام یک نوازنده کمانچه این ساز را با اشل غربی بزند. مگر نوازنده غربی میآید آهنگهای محلی ایران را بزند که ما برویم نتهای آنها را بزنیم؟ متاسفانه ما به دلیل کمبود اتود به اتودهای غربی پناه میبریم. ممکن است با این کار دستمان تند شود و قطعه موتسارت بزنیم، ولی دردی از ما دوا نمیشود، چون برای انسان ایرانی باید ساز ایرانی زد.
او در پایان سخنانش تاکید میکند: موسیقی امروز ما مانند شمعی است که رو به خاموشی میرود. بهتر است هر چه زودتر دست به دست هم بدهیم و راهی برای جلوگیری از خاموشی این چراغ فراهم کنیم.
تار، آزادی عمل بیشتری دارد
حمید خوانساری، یکی از نوازندگان موفق ساز عود است. او هم مانند خیلیهای دیگر ابتدا سراغ نواختن تار رفته بوده و سپس مسیرش را تغییر داده و به سمت عودنوازی رفته است؛ تا جایی که امروز یکی از نوازندگان موفق این ساز در ایران است.
او میگوید: من هم ابتدا تار میزدم و از یازده سالگی این ساز را انتخاب کرده بودم، اما از بیست سالگی در کنار تار، عود هم میزدم تا اینکه کمکم عود تا حدی مرا به خود جذب کرد که حالا سالهاست ساز تخصصی من است.
این نوازنده میافزاید: به نظر من خیلی خوب است نوازندهها نواختن سازهای مختلف را تجربه کرده و به این نتیجه برسند که میخواهند روی چه سازی به شکل تخصصی کار کنند. چون نواختن هر ساز یک تجربه تازه است و هر ساز درک جدیدی از موسیقی را به نوازنده ارائه میکند.
خوانساری در پاسخ به این پرسش که چرا اغلب جوانان به نواختن تار جذب میشوند، میگوید: فواصل تار پرده دارد و به همین دلیل نوازنده در مواجهه با آن آزادی عمل بیشتری دارد، اما به نظر من بهتر است نوازندهها در قید و بند این موارد نباشند و سازی را که با روحیاتشان سازگار است انتخاب کنند.
او تاکید میکند: ما به نوازندههای خوب برای همه سازها نیاز داریم. یک گروه یا یک ارکستر به سازهای متعددی نیاز دارد و نمیتوان فقط برای یک ساز نوازنده داشت و دیگر سازها را نادیده گرفت.
عود را با عربها میشناسند
این هنرمند در ادامه درباره شرایط ساز عود در ایران میگوید: عودنوازی در ایران با ضعف و کندی پیش میرود. این در حالی است که در ترکیه و کشورهای عربی در این عرصه خیلی عالی پیش میروند. متاسفانه شرایط به گونهای شده برخی از این کشورها گمان میکنند ایران نوازنده عود ندارد و وقتی ما را در جشنوارهها میبینند، میگویند مگر در ایران هم کسی عود مینوازد؟ این خیلی بد است که در دنیا عود را با کشورهای عربی بشناسند، نه ایران.
او معتقد است: اگر نوازندگان جامعه عود کشورمان برخی تعصبها را کنار بگذارند این توان را دارند که خیلی راحت از نوازندگان کشورهای عربی و ترک پیشی بگیرند. وقتی یکصد هزار نفر در خاورمیانه عود مینوازند و از ما موفقتر هستند، بهتر است نگاهی به روشهای آنها بیندازیم و در ادامه مسیرمان از آنها استفاده کنیم.
خوانساری در آلبومهای تازه شهرام ناظری و همایون شجریان هم که امسال منتشر میشود، عود نواخته است و بزودی یک آلبوم سه نوازی عود، نی و ساز کوبهای را هم به همراهی سیامک جهانگیری و بهزاد میرزایی منتشر خواهد کرد.
موسیقی ما کلاممحور نبوده است
یاشار اطاعتی هم از نوازندههای موفق کمانچه است. او که طی سالهای اخیر حضور پررنگی در جشنوارههای خارجی داشته است، میگوید: مردم باید یک ساز را بشناسند تا نسلهای جدید به سمت آن ساز بیایند و بخواهند با آن ارتباط برقرار کنند و بعد هم به سراغ نواختن آن ساز بروند.
او ادامه میدهد: مثلا وقتی طی این سالها کیهان کلهر با نوازندگی خوب و نگاه تازهاش به موسیقی، کمانچه را به مردم جامعه شناساند افراد زیادی به سمت آن جلب شدند. آلبوم «نخستین دیدار بامدادی» این هنرمند، خیلی را با کمانچه آشنا کرد و استمرار این آشنایی باعث شد امروزه نوازندگان خوب و موفقی در نوازندگی کمانچه داشته باشیم.
اطاعتی اظهار میکند: من از سنین کودکی به کمانچه علاقه داشتم. هر چند آن زمان ساز مهجوری بود و شاید در هنرستان هم از هر ده نفر یک نفر آن را انتخاب میکرد، اما من این ساز را دوست داشتم و آن را بهعنوان ساز تخصصیام انتخاب کردم.
این هنرمند جوان که در آلبوم موسیقی «ویرانه آباد» کمانچه نوازی زیبایی را ارائه کرده است، بیان میکند: اهالی موسیقی جا انداختهاند موسیقی ما کلاممحور است. در حالی که اینطور نیست و ماجرا برمیگردد به سالهای دور که نوازندهها به دلیل ممنوعیتهای آن عصر از نواختن ساز محروم شده بودند. این بوده که کلام مجبور شده یکتنه موسیقی را زنده نگه دارد وگرنه رپرتوارهای عظیم موسیقی ما بر پایه ساز است، نه کلام.
او میگوید: این روزها هم متاسفانه به دلیل نگاههای مادی که به موسیقی وجود دارد، این روند بیشتر رشد کرده و کلام راه را برای موسیقی تنگ کرده است.
او در پایان سخنانش بیان میکند: به نظر من ما نوازندهها با تقویت خودمان در نوازندگی میتوانیم این روند را تغییر دهیم.
او این روزها مشغول نگارش کتابی با نام «گریز پا همچو باد» است که در آن ده قطعه از کمانچه منتشر خواهد شد.
زینب مرتضاییفرد / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم