در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این میان تورها تنها وظیفه نشاندادن جاذبههای طبیعی و تاریخی را به عهده ندارند و کارکردی ویژهتر مییابند چرا که قرار است جامعهای کوچک و معمولا ناهمگن را به مقصدی معین ببرند. بنابراین تورها همچون دولتهای کوچک وظیفه مدیریت مهمی در سفر دارند. مدیریت سلایق مختلف در هدفی یکسان کار چندان راحتی نیست؛ نه در سطح کلانی چون کشور و نه در سطح کلونیهای کوچکتری همچون تورهای مسافرتی. تورهای مسافرتی همچون ویترینی برای سفر عمل میکنند، به این مفهوم که میتوانند مقصدی زیبا و دلپذیر را زشت و کریه جلوه دهند و بالعکس مقصدی تکراری و معمولی را شگفت و به یادماندنی کنند. ذهنیت مسافران از سفر معمولا به واسطه این تورها شکل میگیرد و این نکته اهمیت تورها را در توسعه گردشگری صدچندان میکند. بسیارند افرادی که سفر را به بهانه تورها کنار گذاشتهاند و هستند دیگرانی که سفر را در تقویم سالانه و ماهانه (و گاه هفتگی) خود قرار میدهند، تنها و تنها به واسطه تورهای گردشگری.
2- نگاهی گذرا به مقاصد تورهای گردشگری در ایران نشان میدهد، هنوز آنها خلاقیت لازم را برای جذب و ترغیب مسافران برای همراهیشان ندارند. این شاید یکی از آسیبهای مهمی است که تورها به گردشگری ایران وارد میکنند چرا که تمامی مقاصد تورها به چند نقطه خاص محدود میشود و هیچ مقصد تازهای در میان فهرست آنها دیده نمیشود. البته این نکته معلولهای فراوانی دارد؛ از جمله اینکه مقصدهای مشهور، مسافران ایرانی را بیشتر ترغیب میکند، شال و کلاه کنند و بار سفر ببندند. بنابراین این تورها صرفه اقتصادی بیشتری نسبت به مقاصد ناشناخته دارند. نکته دیگر اینکه بهانههای سفر این تورها صرفا محدود به مکانهای طبیعی و تاریخی است و کمتر آیین و رسومی میتواند بهانهای برای برگزاری تورهای گردشگری باشد. اگر آیین گلابگیری کاشان را استثنا کنیم (که میتوان نامش را میان فهرستهای تورهای گردشگری دید) کمتر آیینی است که به عنوان مقصد سفر برای تورها تعیین شود. تصور کنید آیینهایی همچون برف چال در استان مازندران، قالیشویی در کاشان، عزاداری در بوشهر و خرمآباد و کشتی لوچو در خراسان به عنوان مقاصد تورها معین شود. بدون شک ذهن افراد را نسبت به سفر میتواند تغییر دهد.
3- وظیفه مهم و تاثیرگذار دیگر تورها تغییر فرهنگ سفر است. درست مثل رسانههای مختلف که مخاطبانشان را در حدی از فرهنگ و سلیقه نگه میدارند یا بالاتر میبرند و مخاطبانش را تعلیم میدهند، تورها هم میتوانند نقش مهمی در فرهنگ سفر داشته باشند. اینکه ابزار سفر همانهایی نیست که همیشه و همه جا گفته میشود، سفر تنها محدود به دیدن جاذبههای تاریخی و طبیعی نمیشود.
سبک زندگی آدمها در مقصد سفر میتواند بهترین جاذبه برای سفر باشد. این نکته وقتی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم ایران از نظر تنوع قومیتی جایگاه بسیار بالایی دارد.
به این مفهوم که تنها در خطه شمال ایران میتوان با فرهنگها و اقوام بسیاری روبهرو شد. اینکه به عنوان مثال تورها مسافرانشان را به جای دیدن جاذبه تاریخی به بازار آن شهر ببرند تا نحوه پوشش، آداب و رسوم، خرید و حتی چانهزنی مردمان را ببینند.
این روزها دیگر ملاک فرهیختگی به کتاب خواندن بسیار نیست و اگر کسی بخواهد سنجهای برای فرهیختگی افراد داشته باشد، باید بپرسد چقدر سفر رفتهاید تا اینکه بخواهد بپرسد چقدر کتاب خواندهاید.
میثم اسماعیلی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: