اگر از کنار عزیز اصلی، دروازهبان تیم پرسپولیس که سال 44 به پیشنهاد ساموئل خاچیکیان در فیلم «بیعشق هرگز» بازی کرد یا مهراب شاهرخی دیگر بازیکن تیم ملی و پرسپولیس که سال 55 در فیلم «علفهای هرز» مقابل دوربین رفت بگذریم، میتوانیم بگوییم تب بازی فوتبالیستها در سریالها و فیلمها از اواخر دهه 70 و پس از سریال «بهسوی افتخار» در تلویزیون بالا گرفت. آن زمان مجید سبزی و غلام فتحآبادی دو بازیکنی بودند که در نقش فوتبالیستهای قدیمی در این سریال جلوی دوربین رفتند و راه را برای فوتبالیستهای امروزی هموار کردند.
پس از این سریال، پای فوتبالیستها به سریالهای تلویزیونی و حتی فیلمهای سینمایی باز شد و نکته جالب آن که آنها دوست داشتند در نقشهای خود و بدون تغییرنام حضور یابند که نمونه اخیر آن را در سریال «پژمان» سروش صحت که این شبها از شبکه سه سیما پخش میشود، شاهدیم.
اگر همین علاقهمندی فوتبالیستها در ایفای نقش خود در سریالهای تلویزیون را مبنای قضاوت قرار دهیم، میبینیم فوتبالیستها دوست دارند دیده شوند و استفاده از اهرم سینما و تلویزیون و حتی انتشار آلبوم موسیقی یکی از راههایی است که آنها را در دیده شدن بهتر یاری میکند و اگر چنین نباشد، حضور آنها در برنامههای ورزشی و غیرورزشی تلویزیون، بویژه جُنگهای مخصوص اعیاد مذهبی و ملی بیمعنی است.
اینچنین که به نظر میرسد، ورزشکاران و بویژه فوتبالیستها سعی میکنند دیده شوند تا ضربالمثل «از دل برود هر آن که از دیده رود» برای آنها ترجمه نشود؛ پژمان درست روی همین نقطه ضعف فوتبالیستها دست گذاشته که اتفاقا به مذاق دیگر فوتبالیستها خوش نیامده است.
اما با همه این اوصاف، نمیتوان مدعی بود رسانه فراگیری چون تلویزیون برای ارتباط مستمر با مخاطبانش نیازی به استفاده از چهرهها و دستمایه قرار دادن موضوعات مورد علاقه آنان ندارد؛ زیرا اگر چنین ادعایی صحیح بود، تاکید کارشناسان علم ارتباطات بر جذب حداکثری مخاطب با رویکرد تولید برنامههای مخاطبپسند غیرضروری به نظر میرسید.
فراگیری تب فوتبال در بین مردم و این که هر بار موضوعی از پشت پرده فوتبال رسانهای میشود یا برخی از وجود مافیا در عرصه ورزش خبر میدهند، همگی فضا را برای دیده شدن آثاری که به زوایای پنهان فوتبال میپردازد، آماده میکند.
شاید به همین دلیل است که فهرست ورود بازیگران غیرحرفهای از عرصه فوتبال به تلویزیون همیشه باز است و تا وقتی این حواشی و ابهامات وجود داشته باشد، میتوان سریال فوتبالی ساخت و پخش کرد.
چه «به سوی افتخار» که بر روحیه فتوت و جوانمردی ورزشکاران تاکید داشت، چه «به سوی زایندهرود» که بحث غرور بیجای چهرههای ورزشی را دستمایه کار قرار داده بود و حتی «سه پنج دو» که به مافیای اقتصادی در فوتبال اشاره داشت و چه «پژمان» که دنیای خیالی موردنظر ورزشکاران را هدف انتقادات طنز خود قرار داده است.
حتی در آینده هم میتوان سوژههای فوتبالی ناب پیدا کرد؛ از تبانی و رشوه در فوتبال گرفته تا روی دیگر سکه یعنی موفقیتها و شکستهای این ورزش محبوب.
حالا گزینههای متنوعی برای بازیکنان فوتبال که کمکم به دوره بازنشستگی میرسند، وجود دارد: از انتشار آلبوم، مربیگری، حضور در آگهیهای تبلیغاتی، ورود به عرصه سیاست یا بازیگری در سینما و تلویزیون.
در شرایط اینچنینی، بازیکنان فوتبال حالا میتوانند به «نابازیگران» سینما و تلویزیون تبدیل شوند؛ به شرط آن که بارقهای از حس بازیگری را در وجود خود داشته باشند تا حضورشان فقط به قدم زدن در برابر دوربین تبدیل نشود.
لیلا جودی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم