در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
امروز میبینیم بیشتر مجموعههای در حال پخش را کارگردانهای شناخته شده سینما هدایت میکنند. در سالهای کمی دورتر، سریالهای خارجی سهم بیشتری در جدول پخش تلویزیون داشت، اما امروز حجم سریالهای ایرانی بیشتر شده است. در ضمن رسانههای تصویری از ویدئو و نمایش خانگی گرفته تا ماهواره و دانلود فیلم از اینترنت نیز به این موارد اضافه شده است. هدف از این مقدمه طولانی آن بود که به طرح این سوال برسیم که پخش مجدد سریالهای ایرانی در این شرایط، چه فوایدی میتواند داشته باشد و اساسا بازپخش آنها از سوی مخاطبان با استقبال مواجه خواهد شد یا خیر؟
درباره خوب یا بد بودن بازپخش سریالهای قدیمی، از منظر تکنیکی ـ رسانهای و فرهنگی ـ اجتماعی میتوان سخن گفت.
شاید از حیث فنی و تکنیکی، پخش این مجموعهها چندان جذابیتی نداشته باشد؛ زیرا پیشرفت فیلمسازی در ایران چه از لحاظ تصویربرداری و کیفیت فنی کار و چه از حیث بازیگری و شیوه کارگردانی به جایگاهی رسیده که تماشای سریالهای قدیمی در مقایسه با این آثار لذتبخش نباشد.
هرچند این اتفاق فرصت خوبی است تا میزان پیشرفت سریالسازی در ایران را به واسطه این قیاس دریابیم، اما از منظر فرهنگی و مخاطبشناسی ایرانی، پخش این سریالها میتواند جذاب و دیدنی باشد. اساسا ما ایرانیان به لحاظ فرهنگی به خاطرات گذشته و تاریخ علاقهمندیم و مرور این خاطرات تصویر با حسی که ایجاد میکند برای بسیاری از مخاطبان بویژه میانسالان، خاطرهانگیز است. در حقیقت پخش مجدد این سریالها با توجه به نوع مخاطب، با دو احساس متضاد همراه است؛ از یک سو ممکن است خاطرهانگیز و شیرین باشد و از سوی دیگر ملالانگیز و خستهکننده.
مخاطبان قدیمیتر اغلب به واسطه خاطراتی که از این سریالها دارند و در حاشیه آن، در زمان پخش آنها به یاد گذشته خود میافتند و بسیاری از خاطرات و تجربیات گذشتهشان را در یک فرآیند درونی تداعی میکنند. اما مخاطب نسل جدید ممکن است به علت فقدان خاطره از آنها دچار ملال و خستگی شود، بویژه که ریتم این آثار نسبت به سریالهای جدید کندتر است. در ضمن به حال و هوای زمانی تعلق دارد که برای نسل جدید قابل درک نیست. یکی از کارکردهای این ایده به تجدید خاطره هنرمندانی منجر میشود که یا از دنیا رفتهاند یا دیگر در عرصه بازیگری فعالیت نمیکنند.
مقایسه سن و قیافه آنان با زمان حاضر نیز ممکن است برای برخی مخاطبان جذاب باشد. درون این مجموعهها بخشی از تاریخ اجتماعی و فرهنگی مردم ما گنجانده شده است.
سبک زندگی، نوع لباس پوشیدن، دغدغهها، رفتارشناسی و ادبیات گفتاری آن زمان بویژه با سرعت تغییرات در عصر کنونی، برای بسیاری از مخاطبان مسن و جوان میتواند جالب باشد و خود فرصتی است با نگاهی جامعهشناختی و مردمشناسانه به سیر این تغییر و تحولات بنگریم. البته بسیاری از مجموعههایی که در حال پخش مجدد است خیلی هم متعلق به زمانهای دور نیست و شاید فاصله زمانی اندک بین زمان پخش و تکرار آنها به تکراری بودنشان بینجامد. مگر این که آن سریال نزد مخاطبان محبوبیت بالایی داشته باشد.
چهبسا بازپخش یک سریال قدیمی که طرفداران زیادی دارد از مجموعههای جدیدی که در جذب مخاطب موفق نیست، بیشتر مورد استقبال قرار بگیرد. سریالهایی هست که جزو آثار فاخر تلویزیونی محسوب میشود و نمایش دوباره یا چند باره آنها نیز با اقبال عمومی مواجه خواهد شد، ازجمله آنها میتوان به هزاردستان، سلطان و شبان و سربداران اشاره کرد که تماشای آنها در هر زمانی شیرین و لذتبخش است، اما صرف نمایش مجدد مجموعههای قدیمی برای پر کردن آنتن یا نساختن آثار جدید به معنای نبود خلاقیت و نوآوری است که اتفاقا گاهی موجب از بین رفتن تأثیر یا خاطرات مثبت مخاطب از یک مجموعه میشود.
در ضمن برخی معتقدند هر سریال به عنوان یک متن هنری در نسبت با زمان پخشش باید سنجیده شود و چهبسا بازپخش یک مجموعه موفق به تکرار موفقیت آن نینجامد و حتی خاطره شیرین قبلی را هم از بین ببرد.
سیدرضا صائمی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: