خارجی‌های والیبال؛ از سردار تا ولاسکو

زمزمه‌های حضور مربی خارجی والیبال در همان روزهای قبل از شروع بازی‌های آسیایی 1958 شنیده شد. در اواخر دهه 30 شمسی زمانی که والیبال قصد داشت به‌طور مستقل در سومین دوره بازی‌های آسیایی برای نخستین‌بار شرکت کند، تیمی از پاکستان به ایران آمد و در پنج دیدار تدارکاتی با تیم ملی والیبال وقت به میدان رفت. تا آن روزها حسین جبارزادگان به اتفاق دکتر شادمان در فدراسیون والیبال با ریاست امیر امین برنامه‌های تمرینی را برای والیبالیست‌ها در نظر می‌گرفتند، اما بازی‌های آسیایی 1958 توکیو نقطه عطف والیبال با رویکرد به مربیان خارجی برای توسعه ساختاری در این ورزش بود.
کد خبر: ۶۰۶۵۲۹

سردار نصرالله‌خان

زمانی که تیم پاکستان به ایران آمد یک داور را با خود آورد به نام سردار نصرالله‌خان. این داور در آن روزها مطالعات زیادی در والیبال داشت و با کمک به تیم ملی پاکستان مورد توجه مسئولان ایرانی قرار گرفت تا او را در ایران برای اهداف تعیین‌شده نگه دارند.

نصرالله خان کار با بازیکنان ایران را قبل از بازی‌های 1958 آغاز کرد و برنامه‌ای را برای تنظیم اسپک روی تور به بازیکنان داد. در آن سال‌ها والیبال هند از والیبال ایران جلوتر بود و پاکستان به عنوان بخشی از خاک این کشور، منطقه‌ای والیبال‌خیز به‌شمار می‌رفت.

تیم ملی والیبال که تازه از بسکتبال جدا شده بود و فدراسیون والیبال به‌طور مستقل اداره می‌شد با نصرالله‌خان در همان اواخر دهه‌30 تفکر استفاده از مربی خارجی را بنا گذاشت هر چند بین سال‌های حضور این مرد پاکستانی تا نفر دوم فاصله‌ای نزدیک به یک دهه دیده می‌شود.

میلوسلاو ایم

تیم ملی والیبال در دهه 70 میلادی نسل تازه‌ای از بازیکنان را به خود دید. فعالیت‌های این نسل بسیار جدی‌تر از سال‌های قبل‌تر بود. از طرفی ورزش ایران خود را برای بازی‌های آسیایی تهران آماده می‌کرد؛ بنابراین نیاز به مربی خارجی بیش از گذشته احساس می‌شد، به همین دلیل مسئولان وقت تصمیم گرفتند از مربی خارجی استفاده کنند. میلوسلاوایم که اهل چکسلواکی بود به ایران آمد و هدایت تیمی را با چهره‌هایی مانند حسن کرد و مسعود صالحیه به عهده گرفت. ایران در بازی‌های آسیایی 1970 بانکوک با این مربی به‌عنوان پنجم رسید، اما گام‌های رو به جلوی والیبال کاملا مشهود بود هر چند توسعه زیرساختی و امکانات آموزشی به حدی نبود که سراسر ایران را شامل شود با این حال چرخ‌های والیبال در بسیاری از شهرها به حرکت افتاده و بعدها که از ایران رفت با فروپاشی نظام شرق و جدایی چک از اسلواکی در کشور چک به زندگی‌اش ادامه داد.

تادایی کورادا

سرعت خیره‌کننده نژاد زرد در والیبال و موفقیت‌های بی نظیر آنها در دهه 70 میلادی چشم مسئولان والیبال ایران را گرد کرد تا جایی که آنها برای ادامه دادن مسیر به سمت مربیان شرق آسیا رفتند. تادایی کورادا ژاپنی در بازی‌های تهران به اتفاق فاروق فخرالدینی روی نیمکت ایران نشست، اما ایران در عین میزبانی، امتیازی ویژه از والیبال آسیا نگرفت و بین هشت تیم شرکت‌کننده چهارم شد. کورادا اما با خود نکاتی را برای والیبال ایران آورد که فراتر از نتیجه بود. او به اتفاق ابراهیم نعمتی با ضرورت انجام دادن بازی‌های بیشتر، نظام بازی‌هایی سراسری را تنظیم کرد که بعدها تحت نام جام پاسارگاد به حرکت افتاد. تغییرات فنی تاکورادا نیز برای مربیان ایرانی موثر واقع شد. او از مهدی صابرپور که تا آن زمان اسپوکر بود به‌عنوان پاسور استفاده کرد و سیستم 5 ـ 1 را در والیبال جا انداخت؛یعنی پنج اسپوکر و یک پاسور. فکر بازی‌های تدارکاتی بیشتر را نیز کورادا در ایران جا انداخت.

پارک سونگ

یکی دیگر از مربیان خارجی که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به ایران آمد، پارک سونگ بود. در ادامه دستاوردهای والیبال آسیا از سوی کشورهای شرق قاره کهن، فدراسیون والیبال تصمیم گرفت بار دیگر مربی خارجی خود را از این منطقه انتخاب کند با این تفاوت که این بار سرعت بازی کره‌ای‌ها خیره‌کننده بود؛ بنابراین والیبال ایران با نسل بازیکنانی مانند حسن کبیری، حیدرخان و دارابیان به سوی مربیان کره‌ای شتافت. عمر فعالیت این مربی به دلیل بحبوحه تظاهرات و اعتراضات شدید مردمی در ایران زیاد طول نکشید و بعد از چند ماه که انقلاب به بار نشست، سونگ به کشورش بازگشت، اما در همان مدت کم، تیم ملی در بازی‌هایی تحت عنوان «جام پهلوی» شرکت کرد. این جام قرار بود هر ساله در ایران با حضور تیم‌های خارجی برگزار شود. در زمان هدایت سونگ، دو تیم از ایران با حضور چین، عراق و کره جنوبی در بازی‌ها به میدان رفتند.

دوران پس از انقلاب

در دوران پس از انقلاب به دلیل تحولات جامعه به والیبال توجه زیادی نشد. انقلاب و بلافاصله جنگ تحمیلی عراق علیه ایران اوضاع داخلی را در سال‌های اول بعد از پیروزی انقلاب تا حدی بی‌ثبات کرد. در چنین اوضاعی طبیعی بود که به ورزش توجهی نشود، اما چندی بعد که کارها نظام و قوام خود را به دست آورد، ورزش نیز جایگاه خود را در جامعه بازیافت. در سال‌های دهه 60 کل برنامه‌هایی که از سوی مربیان خارجی برای والیبال انجام داده می‌شد، برگزاری کلاس‌های مربیگری بود. مربیانی از کره شمالی آمدند و حتی فدراسیون وقت با سفر چند مربی ایرانی به ژاپن موافقت کرد تا این‌که آمدن مدرسی از آلمان شرقی سال 1366 اوضاع والیبال ایران را به کلی تغییر داد. شومان در‌سال 1970 با تیم ملی آلمان شرقی قهرمان جهان شده بود و سابقه بازی در المپیک داشت به همین دلیل حضور او در ایران به عنوان مدرس، تحولات فکری مناسبی در والیبال ایران ایجاد کرد.

ایوان بوگاینکف

اسم درست این مربی چشم تیله‌ای روسی بوگاینکف است، اما سال‌ها مطبوعات ایران نام او را بوگانیکف نوشتند و این نام در میان رسانه‌ها متداول‌تر است. ایوان با سال‌ها افتخار در عرصه بازیکنی در تیم ملی شوروی به ایران آمد و محمدرضا یزدانی خرم، رئیس وقت فدراسیون والیبال با او سنگ کار پایه‌ای در والیبال را بنا گذاشت. ایوان به سراغ مدارس رفت. بازیکنان بلندقامت را و آنهایی که دست و پای بلندی داشتند، گلچین و به سیستم شوروی روش گلخانه‌ای را در ایران ابداع کرد. بوگاینکف سال‌ها در ایران روی تیم‌های پایه‌ای زحمت کشید و نسلی از بازیکنان و مربیان را برای والیبال ایران ساخت. نخستین‌بار او برنامه انجام تمرینات سخت‌ در دو نوبت صبح و عصر و کار با وزنه به شیوه قدرتی را در ایران تنظیم کرد. ایوان روی فاکتور قد در والیبال تاکید داشت و فرهنگ بازیکنان ایرانی را با بدنسازی سخت عجین کرد.

ماتسو موتو

آموزش‌های شومان آلمانی و ایوان بوگاینکف روس، سبک والیبال ایران را کاملا متفاوت با آنچه‌ در سال‌های پیش از انقلاب با مربیان کره‌ای و ژاپنی به آن رسیده بود، کرده بود با این حال چرخش یزدانی خرم به سوی مربی ژاپنی‌ یکباره فضای والیبال ایران را در آغاز دهه 90 میلادی متحیر کرد.

او برای نزدیک‌شدن به ماتسو دایرا، رئیس وقت کنفدراسیون والیبال آسیا، ایوان را که دوست داشت در تیم ملی بزرگسالان مربیگری کند در همان تیم‌های پایه نگه داشت و ماتسو موتوی ژاپنی را برای هدایت تیم ملی آورد. موتو نظم و انضباط خاصی در اردوها و تمرینات تیم ملی داشت، اما سبک سرعتی او در تیم بزرگسالان در شرایطی که تیم‌های پایه‌ای زیر نظر ایوان بوگاینکف با سبک روس‌ها تمرین می‌کردند، بسیاری از کارشناسان را به نقد آموزش و وحدت رویه تیم‌های پایه تا بزرگسال در والیبال آن روزهای ایران واداشت.

میگوئل لاموت

امضای پروتکل اقتصادی ـ ورزشی در اواخر دهه 90 میلادی بین ایران و کوبا پای برخی مربیان کوبایی را به ایران باز کرده بود از جمله میگوئل لاموت که برای هدایت تیم جوانان در نظر گرفته شد. لاموت در شرایطی به ایران آمد که تیم‌های پایه‌ای با کار آموزشی ایوان و استعداد مربیان ایرانی مانند مصطفی کارخانه در آسیا نتایج بزرگی برای اولین بار رقم زدند. قهرمانی‌های تیم‌های نوجوانان و جوانان و راهیابی آنها به رقابت‌های جهانی از کار پایه‌ای در والیبال ایران خبر می‌داد. در چنین شرایطی لاموت کوبایی نتوانست تاثیری در تیم‌های پایه‌ای داشته باشد، بنابراین با گرفتن نتایج ضعیف، والیبال ایران را ترک کرد. در دوره او کارخانه، مربی موفق پایه‌ای به عنوان کمک لاموت در کنارش قرار گرفت و ایوان با مهدی صابرپور تیم ملی ایران را در مسابقه‌های 1997 قطر ششم کردند تا تیم ملی همچنان در حسرت رسیدن به سکوهای سه گانه آسیا باقی بماند.

پارک کی وون

در اوایل سال‌های 2000 بار دیگر قرعه مربیگری تیم ملی والیبال به نام مربیان کره‌ای افتاد و این بار پارک کی‌وون با شناخت از ظرفیت‌های والیبال ایران در رده‌های سنی هدایت بزرگسالان را به عهده گرفت. او قدرت رهبری داشت و شایسته‌های والیبال آن زمان را دور هم برای بازی‌های 2002 پوسان کره جنوبی جمع کرد. والیبال در خاک این مربی دومین مدال نقره بازی‌های آسیایی را بعد از نقره سال 1958 به دست آورد و به این ترتیب پارک در ایران تاریخ‌ساز شد. پارک اسپک‌های تیز لب آنتن را به ایران آورد و اعتقاد داشت ایران پاسورهای فوق‌العاده‌ای دارد، اما مهم‌ترین نکته قبل از پاس دریافت خوب است. برای اولین‌بار او دو نفر لیبرو در تیم ملی انتخاب کرد. برنامه‌ریزی پارک برای مهاجمان روی تور علیه مدافعان بلندقامت نیز از درس‌های بزرگ او برای والیبالیست‌های وقت بود. والیبال ایران برای نخستین‌بار با پارک موفق به شکست‌ژاپن شد.

میلوراد کیاچ

پیشرفت والیبال ایران همچنان ادامه داشت تا این‌که مربیان صرب وارد شدند. میلوراد کیاچ یکی از آنها بود که سال 2006 و در بازی‌های آسیایی قطر هدایت تیم ملی را به‌ عهده گرفت، اما هرگز نتوانست مانند بازی‌های پوسان برای والیبال ایران کاری به بزرگی کاری که پارک کی وون کرده بود، انجام بدهد.

کیاچ از نیروهای پارک بدرستی استفاده نکرد در شرایطی که نسل خوبی از بازیکنان را در اختیار داشت. والیبال طی دوره این مربی صربستانی دوران‌گذار خود را سپری می‌کرد.

تعدادی از بازیکنان پا به سن گذاشته بودند و عده‌ای از جوانان به والیبال ایران معرفی شدند، اما کسی نبود که این دو گروه را با هماهنگی مناسب در تیم ملی جمع کند و حرکت خوب والیبال ایران را ادامه دهد.

مربیان ایرانی که تا آن زمان تشنه یادگیری بودند، کارهای مربیان خارجی را به آموخته‌های خود اضافه کردند، اما نگاهی جدی به فعالیت‌های آنها در تیم ملی نشد.

زوران‌گاییچ

این مربی صربستانی خیلی زود در والیبال ایران به مربی پروازی شهره شد. گاییچ در المپیک 2000 سیدنی تیم ملی یوگسلاوی را قهرمان کرد، اما تحولات در فدراسیون والیبال و آمدن محمدرضا داورزنی به عنوان رئیس جدید به بسیاری از کارها سرعت بی‌جهت داد از جمله قرارداد با گاییچ که همزمان یک تیم باشگاهی در روسیه را در اختیار داشت. بر اساس قرارداد مقرر شد گاییچ تیم روسی را هدایت کند و هر گاه تیم ملی به او نیاز داشت به ایران بیاید. گاییچ در ایران حسین معدنی را کمک خود کرد. بسیاری از منتقدان فدراسیون والیبال قرارداد با این مربی صرب را مانند قرارداد ترکمانچای دانستند و این در شرایطی بود که هر چه تیم ملی پیش می‌رفت با بحران‌های تازه تر روبه‌رو می‌شد. والیبال ایران با گاییچ در نتیجه‌گیری ناموفق بود، اما حسین معدنی در مربیگری والیبال در همین زمان رشد کرد و با خروج گاییچ، معدنی نتایج بسیار خوبی با تیم ملی گرفت.

یوتسا ست‌کوویچ

تنها مربی موفق صربستانی در والیبال ایران یوتسا ست‌کوویچ بود که در بد اخلاقی و رفتار خشک و عصبی نظیر نداشت. او برای تیم‌های رده‌های پایه آمده بود و در زمان پارک کی‌وون روی نوجوانان و جوانان کار می‌کرد. پس از ایوان، یوتسا بهترین نوع برنامه‌ریزی را برای والیبال پایه انجام داد؛ اگرچه منتقدان او از کار سخت بدنسازی توسط او روی رده‌های پایه انتقاد می‌کردند. منتقدان عقیده داشتند ست‌کوویچ در مجموعه والیبال آزادی پادگانی با حضور ورزشکاران جوان احداث کرده است. با این حال این مربی در کار پشتوانه‌سازی و گرفتن نتیجه برای والیبال ایران موفق بود و بازیکنانی مانند فرهاد قائمی و سال افزون با کارهای او در والیبال ایران مطرح شدند. ست‌کوویچ به سبک والیبال روز اروپا کار قدرتی را در والیبال ایران رواج داد و در مجموع کارنامه قابل قبولش منتقدان را به رعایت احترام در قبال نوشتن از کارهایش وامی دارد.

خولیو ولاسکو

در سال‌های دهه 90 میلادی که والیبال ایران به دنبال راهکاری برای توسعه والیبال در قاره آسیا بود، تیم ملی ایتالیا با خولیو ولاسکو، مربی آرژانتینی الاصل خود در والیبال جهان جولان می‌داد. خاطره اهالی توپ و تور از ولاسکو به همان دوران بازمی‌گشت تا این‌که شرایط خوب ایران با حسین معدنی در بازی‌های جهانی ایتالیا، ولاسکو را برای مربیگری در والیبال ایران به فکر انداخت. با ورود ولاسکو به ایران و هدایت تیمی جوان، موفقیت والیبال ایران با این مربی آغاز شد. در تیم او شایسته‌سالاری موج می‌زد و در همین زمان رویای قهرمانی ایران در والیبال آسیا با شکست چین در فینال رقابت‌های 2011 تحقق یافت. والیبال ایران برای اولین‌بار در تاریخ لیگ جهانی به این لیگ راه پیدا و همگان شاهد هنرنمایی تیم ولاسکو در رقابت با بزرگان جهان بودند. ولاسکو در ادامه موفقیت‌های تیم ملی، قهرمانی در جام‌ملت‌های 2013 آسیا را نیز نصیب والیبال ایران کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها