به گزارش جامجم، هفته گذشته زنی با حضور در پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران در شهرری از فرار دختر نوجوانش از خانه خبر داد.
در تحقیق از شاکی معلوم شد، دختر نوجوان مقداری وسایل شخصی و کارت اعتباری بانکیاش را با خود برداشته و از خانه فرار کرده است و جستجو برای یافتن وی تاکنون بینتیجه مانده است.
با تشکیل پروندهای، تحقیقات آغاز و در ادامه معلوم شد، دختر نوجوان از یک دستگاه خودپرداز در شهر شیراز پول برداشت کرده است.
ردپای دختر فراری در شیراز
در ادامه تحقیقات ماموران با دریافت گزارشی از پلیس شهرستان شیراز مطلع شدند دختر فراری همراه پسر نوزده سالهای در حال پرسه زدن در سطح شهر بوده که هر دو دستگیر و مدعی شدهاند خواهر و برادرند و برای یافتن مادرشان به این شهر آمدهاند و تصویر دختر فراری با فردی که دستگیر کردهاند، مطابقت دارد.
به این ترتیب، دختر و پسر بازداشت شده در اختیار کارآگاهان پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران در شهرری قرار گرفتند.
دختر نوجوان فریب خورده بود
دختر نوجوان در بازجویی گفت: پدرم معتاد بود و مادرم قصد جدایی از او را داشت و به همین دلیل در خانه آرامش نداشتم و به دنبال راهی برای خلاصی از این وضع بودم. دو هفته پیش از طریق یکی از دوستانم با متهم ـ پسر نوزده ساله ـ آشنا شدم و چند بار در یکی از بوستانهای شهر همدیگر را ملاقات کردیم.
وی اضافه کرد: او به من پیشنهاد کرد برای تفریح از خانه فرار کنم و همراه او به سفر برویم تا از این شرایط کمی دور شوم. با اصرارهایش وسوسه شدم و با برداشتن چند دست لباس و کارت اعتباری بانکیام و مقداری پول، به بهانه دیدن دوستم از خانه فرار کردم.
دختر نوجوان یادآور شد: او علاوه بر مقداری پول، شناسنامه خواهرش را که همسن من بود، با خود آورده بود تا اگر مشکلی برایمان پیش آمد، مرا به عنوان خواهرش معرفی کند.وی خاطرنشان کرد: فریب وسوسههای مرد جوان را خوردم. او با ابراز علاقه به من، مدعی بود میخواهد مرا بیشتر بشناسد تا به خواستگاریام بیاید و آینده بهتری را برایم بسازد.
رویاهای دختر نوجوان رنگ باخت
دختر نوجوان اضافه کرد: ما تصمیم گرفتیم برای جلوگیری از هزینه اضافی، چند شبی را در بوستانهای شهر به سر ببریم، اما نگهبان پارک اجازه نمیداد ما آنجا بمانیم اما وقتی گفتیم خواهر و برادر هستیم و سالهاست مادرمان را ندیدهایم و برای یافتن او به این شهر آمدهایم حرفهایمان را باور کرد و اجازه داد در کانکسی درون پارک شب را صبح کنیم.
روزهای بعد در شهر پرسه میزدیم و در پارک میخوابیدیم و سپس به یک مهمانپذیر رفتیم و همان دروغها را دوباره به صاحب آنجا گفتیم و توانستیم چند روزی هم آنجا بمانیم. فریبهای مرد جوان زندگیام را به تباهی کشید و دیگر روی بازگشت به خانه را ندارم.
در پی اظهارات دختر نوجوان، پسر جوان نیز مدعی شد او را فریب نداده و دختر نوجوان با میل و اراده خود با او همراه شده و فقط میخواسته چند روزی را با او به تفریح و خوشگذرانی بپردازد.
بنا بر این گزارش، برای این دو نفر قرار قانونی صادر شد. تحقیقات تکمیلی از آنها ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم