
رابطه فرهنگی ایران و هند رابطه هزارههاست و نه رابطهای چند صد یا هزار ساله. وی افزود: رابطه ایران و هند به سه دوره قابل تقسیم است: یک: دوران پیش از آمدن آریاییها، دو: دوران پس از آمدن آریاییها و سه: دوران اسلامی.
از دورهای که مردم بومی هند اقوام دراویدی بودند، دو کشور ایران و هند باهم ارتباط داشتند، به نحوی که هنوز در ناحیه سیستان و بلوچستان ایران و قسمتی از افغانستان، حدود سه چهار میلیون جمعیت وجود دارد که زبانشان دراویدی است. این رشته تاریخی از هزارههای پیش از میلاد تا به امروز ادامه داشته است که به پیش از آمدن آریاییها به این منطقه بازمیگردد.
تحقیقات جدید نشاندهنده یک کمربند فرهنگی و نژادی و قومی از سواحل اقیانوس اطلس تا جنوب اروپای امروزی است که اثبات میکند بین زبانهای دراویدی جنوب هند و زبان باسک در اسپانیا که هنوز موجود است یکسانی و اصلیت دراویدی وجود دارد که البته زبانهای ایرانی هم جزو همین خانواده است.
اروپای پیش از آمدن آریاییها با جنوب آسیای امروزی دارای هویت و فرهنگ مشترک بود. هنوز در زبان فارسی تعداد زیادی واژههای دراویدی هست، مثل بادنجان؛ یعنی در 3000 سال پیش از میلاد بادنجان میکاشتند و میخوردند. دیگر کنف، گونی، کپی یا کوپی به معنای میمون که در فارسی به کار میرفته. طوطی، فیل و فلفل، همگی اینها واژههای دراویدی است که هنوز در زبان فارسی مورد استفاده قرار میگیرد. ما از دورههای نخستین اسلامی بیشتر به اندیشهها و آثار غرب توجه نشان دادیم و نه شرق. مسلمانها رغبتشان به فرهنگ یونانی ـ مسیحی بیشتر بوده و به فرهنگ بتپرستی هندی توجه نشان نمیدادند. اما در دوره هخامنشیها بهدلیل اختلافات سیاسی با یونان به هند بیشتر توجه میشده است.
در مجموع ما با هند همیشه روابط دوستانه داشتیم. در لشکرکشیهای ایران به یونان و روم سربازان هندی، پنجابی و سندی در سپاه ایران بودند و با ایرانیها در مقابل یونان و روم میجنگیدند.
در دوره ساسانی که دوره آغازین شکلگیری ادبیات مکتوب به شمار میرود، میبینیم به دستور شاپور چند کتاب از سانسکریت به پهلوی ترجمه میشود و این رابطه در اوایل ساسانی بسیار قوی بوده است. البته در دوره انوشیروان رابطه ترجمهها افزایش مییابد و کلیلهودمنه و سندبادنامه و کتابهایی در نجوم و پزشکی نیز به پهلوی ترجمه میشود.
کم هستند دو ملت همسایه که تا این حد ارتباط فرهنگی داشته باشند. مایلم در پایان به شخصیت اعجوبه تاریخ اشاره کنم که در طول 87 سالی که از عمرم میگذرد و تاریخ جهان را مطالعه کردهام شخصیت فرهنگیای به عظمت ابوریحان بیرونی، نویسنده کتاب «تحقیق ماللهند» که برای نگارش آن سالها در هند زندگی کرد، ندیدهام که بسیاری از کتابها را از سانسکریت ترجمه کرد مانند پاتنجلی و آثار ماندگار و بینظیری در این زمینه باقی گذارد.
من در حدود 50 سال پیش در بنارس و شبهقاره سالها زندگی طلبگی داشتم و در شرایط بسیار دشوار زندگی کردم و وقتی به زمانی که ابوریحان در هند زندگی کرده و این آثار را پدید آورده فکر میکنم به عظمت او در تحمل شرایط دشوار زندگی در هند آن زمان پی میبرم. بنده کتابی اخیرا منتشر کردهام به نام بنگاله در قند پارسی که شامل بحثهای مفصلی درباره رابطه ایران و هند در دورههای ساسانی و اسلامی است و علاقهمندان میتوانند به آن مراجعه کنند.
آمنه شیرازینژاد / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم