در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سودا 51 را میتوان در زمره خیرهسرترین بازیسازان به حساب آورد. اگر اهل هنر باشید، میدانید خیرهسری یک هنرمند در مقابله با عقاید سنتی چقدر میتواند برای اعتلای هنرش مفید باشد.
کسی نمیتواند منکر اثر عمیق سودا در عرصه بازیهای ویدئویی شود، اما برخلاف هیدئو کوجیما که یکی از بزرگترین فرنچایزهای تاریخ را به مخاطبان عرضه داشت، یا استاد شینجی میکامی که با هر عنوان جدید خود (مانند Resident Evil 1 و 4 ،Devil May Cry و Vanquish) این صنعت را چند سال به جلو برد، کارهای سودا مرتب در فراز و نشیب قرار دارند. شاید این مساله ناشی از گذران ذهنی ایشان باشد که سرنخهایی از سبک زندگی تومونوبو ایتاگاکی (خالق نینجا گایدن) را تداعی میکند! در هر صورت، سودا 51 کسی است که شاهکارهایی مانند Killer 7 و No More Heroes را به بازار عرضه کرده و در عین حال آثار مضحکی مانند Lollipop Chainsaw را هم در کارنامه خود دارد. بازی جدید او از خصایص هر دو گروه بینصیب نمانده و شاهد اثری عجیب و غریب، گیجکننده و در عین حال در خور توجه هستیم. همین ابتدای مطلب به شما میگویم که اگر اهل بازیهای غریب و رمزآلود، مخصوصا اگر خوره انیمه هستید، این بازی را از دست ندهید. در غیر این صورت، عناوین خوب دیگری در بازار هست که بتوانید با آنها وقتتان را مفید بگذرانید. قهرمان داستان یک شمشیرزن آدمکش به نام موندو است که روح و روانش به دلایلی دچار آسیب شده و علاقه خاصی به سرقت خون دشمنانش، برای تقویت بازوی بیونیکیاش دارد. شخصیتهای متفرقه بازی براحتی فراموش میشوند و از این حیث به عنصر قابل توجهی برنمیخوریم.
داستان بازی سرشار از کلیشههای «فراتر از حیات» انیمهگون هستند و برای هر علاقهمند به صحنههای خارقالعاده جالب است. میانپردهها اگر به گیجی بازیکن نیفزایند، تلاشی هم برای زدودن ابهامات بازی نمیکنند. در این بین شوخیهای موندو است که مقداری متریال خوشایند به بازی تزریق میکند. طراحی هنری بازی واقعا ستودنی است و تجربهای نو برای بازیکن خلق میکند. درعین حال، صداپیشگان نتوانستهاند پا به پا پیش آمده و اثری در خور خلق کنند. گیمپلی بازی به سادگی بازیکن را خسته میکند. بازی در ارائه ارتقاها خساست وحشتناکی به خرج میدهد و تا چند ساعت بعد از آغاز، قابلیت تازهای به شما نمیدهد. مبارزات یکنواخت و اصابت نکردن بسیاری از ضربات هم کمکی نکرده و خیلی زود لذت ناشی از اکشن بازی از بین میرود.
به مرور (خیلی به مرور!) ارتقاهایی مانند ضربات سریعتر به دست میآورید، اما تا انتهای بازی، فرمول مبارزات ثابت است؛ چند ضربه به دشمن وارد میآورید، سریعا جاخالی میدهید و سپس چند ضربه دیگر. تفنگی که روی بازوی موندو نصب شده، فقط با رفتن به حالت هدفگیری قابل شلیک است و عملا در صحنههای پر زد و خورد بدون استفاده باقی میماند.
ماموریتهای جانبی خاص هم وجود دارند که با شرکت در آنها قابلیتهای جدید مانند منجمد کردن دشمنان کسب میکنید که در مراحل بالاتر واقعا بهکار میآیند. مراحل جانبی سبکی مانند مراحل مخفی DMC دارند و مثلا با موضوع نابود کردن تعدادی دشمن در یک آسانسور یا کشتن یک هیولا بدون صدمه دیدن ظاهر میشوند. به رسم بازیهای دیگر سودا، با اتمام این عنوان درجه سختی دیگری باز میشود که با پیشرفت در آن میتوانید لباسها و تواناییهای جدیدی برای موندو باز کنید. لطفا در هنگام تهیه بازی به درجه سنی آن توجه داشته باشید.
سیاوش شهبازی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: