بیایید روراست باشیم. بیش از شش دهه از آغاز عصر فضا گذشته است و هنوز سفر به فضا یکی از رویاهای دور و دراز ما به شمار میرود. ما به عنوان نوع بشر شش دهه پیش از مرزهای فضا گذشتیم، به مدار زمین رفتیم، بر سطح ماه قدم گذاشتیم و اکنون اقامتگاهی بزرگ در مدار زمین داریم که ایستگاه بینالمللی فضایی نام دارد. اما تا انتهای پاییز گذشته فقط 530 نفر از مردم زمین توانسته بودند به فضا بروند. در بین آنها سه نفر به سفر زیر مداری رفتند و 527 نفر به مدار زمین رسیدهاند و از بین آنها فقط 24 نفر به جایی فراتر از مدارهای نزدیک زمین سفر کرده و 12 نفر قدم بر ماه گذاشتهاند و ماه و مدارهای اطراف آن، دورترین جایی بوده که بشر به آن سفر کرده است.
تقریبا همه آنها فضانوردانی بودهاند که پس از طی دورهای طولانی و پشت سر گذاشتن آزمونهایی سخت و دشوار و در رقابتی تنگاتنگ انتخاب شدند و توانستند قدم به فضا بگذارند. اما از بین همه این سختکوشان فقط هفت نفر بودهاند که با پرداخت هزینههای سرسامآوری، توانستند به عنوان گردشگر فضایی به مدار زمین سفر کنند.
اما آیا این آمار برای سیارهای با بیش از هفت میلیارد جمعیت زنده عدد خوبی به شمار میرود؟ برای این کار یک درصد ساده بگیرید تا ببینید بر مبنای آماری میتوان فرض کرد که ما اصلا از سیاره خود خارج نشدهایم.
این اعداد خوب نیستند. نه فقط برای من و شما که از علاقهمندان برنامههای فضایی هستیم و دلمان غش میرود برای اینکه شانسی برای سفر به فضا و نگاهکردن به قرص زیبای سیاره مادریمان از آن بالا داشته باشیم، که برای آینده بشر هم این آمار اندک فاجعهبار است، چراکه همه پیشبینیها نشان از آن دارد که بشر برای بقا چارهای جز مهاجرت به فضا ندارد.
یک دلیل گران و دشواربودن سفرهای فضایی به غیبت بخش خصوصی و نبود رقابت در این صنعت برمیگردد. در غیاب رقابت بخش خصوصی، آژانسهای ملی و دولتی با اطمینان نسبی از بودجههای خود، پروژههای خود را در جدول زمانی متناسب با بودجه و با خیال راحت پیش میبردند. اما وقتی بخش خصوصی فعال شود، برای سودآوری باید فناوریهای خود را به روز کند و در رقابت با کمپانیهای رقیب هزینههای خود را کاهش دهد و نتیجه آن همان چیزی خواهد بود که در مورد اینترنت اتفاق افتاد. زمانی که شرکتهای خصوصی وارد فناوری اطلاعات شدند انفجار و انقلاب ارتباطی رخ داد و امروز همه ما در دنیایی زندگی میکنیم که متاثر از آن رویداد است.
خوشبختانه داستان سفر به فضا هم مثل داستان اینترنت در حال عوض شدن است. امروز نهتنها شرکتهایی مانند اسپیسایکس و اوربیتال ساینس عملا به مرحله طراحی فضاپیما رسیدهاند که انتقال محموله و در آینده مسافر به ایستگاه فضایی را نیز به عهده گرفتهاند. این حضور اما با یک مکمل، تقویت خواهد شد و آن حضور توریستهای فضایی است.
اکنون بذری که پیتر دیامندیس، موسس جایزه ایکس و انوشه انصاری حامی جایزه فضایی این بنیاد در سالهای گذشته پاشیدند، بارور شده است. پاییز سال 1383 بنیاد جایزه ایکس، جایزه ده میلیون دلاری انصاری ایکسپرایز را که برای تشویق حضور بخشخصوصی در فضا بود به تیم برنده که سفینهای دو مرحلهای را طراحی کرده بود اهدا کرد. این سفینه که طراحی و ساخت و آزمایش آن به طور مستقل از نهادهای دولتی و تماما زیر نظر بخشخصوصی صورت گرفته بود، از دو بخش اصلی به نام سفینه فضایی شماره 1 و شوالیه سفید تشکیل میشد. شوالیه سفید هواپیمایی بود که سفینه فضایی شماره 1 را زیر شکم خود حمل و در میانه آسمان آن را رها میکرد. در میانه زمین و آسمان موتور سفینه فضایی شماره 1 روشن میشد و آن را تا ارتفاعی بالاتر از مرز فضا ـ ارتفاع 100کیلومتری از سطح زمین ـ پرتاب میکرد. این آزمایش در بازه زمانی مقرر دو بار تکرار شد و نشان داد میتوان به آن اطمینان داشت.
در آن زمان بسیاری آن جایزه را نشانهای از آغاز عصر جدید فضا دانستند. اما واقعیت این است که بسیاری از فناوریهای پیشرفته وجود دارد که چون کسی از آنها استفاده نمیکند، فراموش و در لابلای صفحات تاریخ گم میشود. این اتفاق میتوانست برای سفینه فضایی شماره 1 هم بیفتد، اما اینجا بود که کارآفرین جنجالی و معروف انگلیسی سر ریچارد برانسون قدم به میدان گذاشت. او کارآفرین ماجراجویی است که امپراتوری شگفتیها را تاسیس کرده است. از فروشگاههای زنجیرهای گرفته تا استودیوی ضبط و پخش موسیقی و خطوط هواپیمایی و بتازگی شرکتی برای کاوشهای زیر دریایی در زیرمجموعه شگفتیهای آقای برانسون قرار دارد.
او بعد از موفقیت فضاپیمای شماره یک، طراح و ایده او را به خدمت گرفت و شرکت ویرجین گالاکتیک را با هدف آغاز توریسم فضایی زیر مداری تاسیس کرد.
او و همکارانش طرح اولیه را توسعه دادند و نتیجه شوالیه سفید 2 (WK2) و فضاپیمای شماره 2 (SS2) بود. این طرح که بر اساس همان اصول اولیه کار میکرد میتوانست در نهایت شش مسافر را به سفری دو ساعت و نیمه به فراسوی مرز فضا ببرد. اگرچه این سفینه آن قدر اوج نمیگرفت و آنقدر انرژی نداشت که مسافرانش به مدار زمین وارد شوند و فقط میتوانستند برای مدت کوتاهی اثرات بیوزنی را تجربه و انحنای زمین و آسمان تاریک فراسوی بخش فشرده جو را ببینند. اما این گام بزرگی بود بخصوص که اگر این طرح عملی میشد مردم میتوانستند با خرید بلیتهای ارزانتری (نسبت به بلیتهای چند میلیون دلاری و محدود ایستگاه فضایی) به زیر مدار سفر کنند.
آقای برانسون به سرعت کار را شروع کرد و اگرچه روند نهایی بیشتر از آنچه تصور میشد، به طول انجامید، اما سرانجام او گامهای اولیه را برداشت. نمونههای اولیه را ساخت، آنها را مورد آزمایش اولیه قرار داد، بندرگاه فضایی خود را در ایالت کالیفرنیا تاسیس کرد، صد بلیت اولیه هریک به ارزش 200 هزار دلار را فروخت و همین چند روز پیش یکی از آزمونهای مهم را انجام داد. در این آزمایش، تمام مراحل پرواز و فرود فضاپیمای شماره دو که از جمله شامل رسیدن به سرعت مافوق صوت بود به طور کامل و با موفقیت انجام شد. تا راه را برای پروازهای سال آینده باز کند.
در این پرواز آزمایشی، شوالیه سفیر شماره 2 در حالی که سفینه فضایی شماره 2 را در زیر شکم خود حمل میکرد به ارتفاع 14 هزار متری پرواز کرد. در آنجا بود که سفینه فضایی شماره 2 رها شد و موتور قدرتمندش برای 20 ثانیه غریدند تا سفینه را به سرعتی معادل 1750 کیلومتر بر ساعت یا 1.4 ماخ برسانند. به این ترتیب رکورد فراصوت جدیدی برای این سفینه هم ثبت شد. سپس بالکهای سفینه با تغییر موضع، مسیر پرواز را اصلاح کردند و سفینه که تا ارتفاع 21 هزار متری اوج گرفته بود به آرامی به زمین برگشت و در بندرگاه فضایی آقای برانسون به زمین نشست.
این گام مهمی بود، اما هنوز داستان تمام نشده است. پیش از آنکه در سال آینده پروازها با مسافران واقعی شروع شود، مهندسان ویرجین گالاکتیک باید پروازی کامل را چند بار شبیهسازی و تمرین کنند که یکی از ویژگیهای آن رسیدن به ارتفاع 110 کیلومتری است.
گرچه طراحان این سفینه امیدوارند با کمک این فناوری بتوانند غیر از اعزام مسافر به سفری گران، ولی خاطره انگیز، ماهوارههای کوچک را نیز در مدارهای پایین قرار دهند، اما واقعیت این است که داستان اصلی حول توریسم فضایی میگردد. اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود، سال آینده توریسم فضایی به معنی جدی خود متولد خواهد شد. این خبر خوبی است. موفقیت این کمپانی شرکتهای دیگر را نیز وارد عرصه خواهد کرد، فناوری سفر به فضا با شتابی بیشتر رشد میکند و هزینهها کاهش مییابد. البته ورود توریسم و شرکتهای تجاری در فضا قطعا بحثهای حاشیهای نیز همراه خواهد داشت، اما این تنها مسیری است که واقعا میتواند بشر را از گهواره نوزادی خود خارج کند. وقتی مردم بیشتری شانس سفر به فضا را داشته باشند یا بتوانند از مواهب فعالیت در آن نظیر استخراج منابع از سیارکها و... منفعت ببرند، آن وقت میتوان فضا را به مساله اصلی مردم تبدیل کرد و در آن صورت امثال ما فرصت رشدی دوباره به دست خواهد آورد.
البته توریسم فضایی در آغاز راه است. اگر روندها ادامه یابد چند سالی تا به بار نشستن آن زمان داریم. ریچارد برانسون و همکاران او ما را به مرزهای فضا خواهند برد. دنبالکردن داستان او و شرکتهایی مانند اسپیسایکس و دیگران و روند رو به رشدی که در زمینه خصوصیسازی فضا به وجود آمده است، پیامی پنهانی و مهم نیز در دل خود نهفته دارد: اگر میخواهید در بازی فردا حضور داشته باشید، از هماکنون باید به آن بیندیشید.
پوریا ناظمی/ جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم