شما چه کمبودی در نوشتههای قبلی درباره گل و مرغ یافتید که به سراغ این موضوع رفتید؟
نوشتههای موجود توضیحی درباره نحوه نقاشیشدن و کشیدهشدن گل و مرغ در ادوار مختلف است، ولی تاکنون کسی توضیح نداده بود چرا گل و مرغ کشیده میشود و علت تغییرات آن در طول زمان چیست و در هر زمان چه معانی خاصی را نشان میدهد.
چرا معمولا در کتابهای ما از چرایی آثار و حوادث سخن گفته نمیشود و معمولا به حواشی و جنبههای فرعی میپردازند؟
دلیلش این است که فرد مجبور میشود به سراغ حوزههایی غیر از حوزه تخصصی خودش برود. یک نقاش معمولا خودش را درگیر وسیله و مدیای کارش میکند. معمولا پژوهشگران نقاشی به این میپردازند که گذشتگان چطور نقاشی میکردند و چطور نقاشی خواهند کرد. در حالی که برای بررسی چراها باید کتابهایی در حوزه زیباییشناختی، فلسفه و تاریخ بخوانند تا به نتیجه برسند.
آیا امکان دارد بینش هنری، هنرمند غربی با هنرمند ایرانی یا شرقی یکسان باشد؟
هرگز ممکن نیست. بینش هنری با فرهنگ و سنت و هویت ملی در رابطه است و چیزی نیست که بعد از قوام گرفتن ذهن ما کسی آن را به ما یاد دهد. در تصمیمهای نهایی هنری ما نیز همین بینشهای از پیش شکلگرفته تاثیرگذارند. فقط مهارتهای فنی را میتوان آموزش داد و نه بینش هنری را.
پس چطور امروز دیدن گل و مرغ برای مخاطب عام جذابیت ندارد و مکاتب غربی هنر جذابتر به نظر میرسند؟
زیرا شرایط اجتماعی امروز ما به گونهای است که ارزشها و چیزهایی که قائل به ارزش بودن آن هستیم، از غرب آمدهاند و ما از ارزشهای اصیل خودمان بیاطلاع هستیم. وقتی هم از چیزی بیاطلاع هستیم به آن علاقه نداریم و برایمان جالب نیست. آن چیزی که امروز «مد» است، بینش و فرهنگ غربی است که در زمین و فضا و جو شناور است و بسیار طبیعی است که ذهن همه ما تحت تاثیر آنها قرار بگیرد.
سراغ کتاب برویم، گل و مرغ چطور شکل گرفت و چطور تغییر کرد؟
بین هنرشناسان در خاستگاه گل و مرغ اختلاف است. عدهای زمینههای آن را از زمان تیموریها در کشور چین میدانند. عدهای هم معتقدند در زمان صفویه از هند وارد ایران شده است، ولی در پژوهش من مشخص شد که گل و مرغ سمبلها یا نشانههایی هستند که از تمدن بینالنهرین در کل منطقه شناور بودهاند و در هر دورانی نشانه نماد خاصی بوده است. دورهای را که هنرشناسان ایرانی و غربی برای وارد شدن گل و مرغ به کشور مطرح میکنند، دورهای است که هنوز گل و مرغ پایگاه ذهنی نداشته و مانند مدهایی که در سالهای اخیر میآیند و میروند، زمانهایی رواج مییافته و بعد از آن به پایان میرسیده است. ولی در زمان قاجار به علت شرایط تاریخی خاصی که در کتاب شرح داده شده، گل و مرغ در ذهن نقاشان پایگاه پیدا میکند و ماندگار میشود. حال چون بحث پایگاه ذهنی مطرح میشود، سابقه گل و مرغ را با توجه به اسناد گوناگون میتوان در 3000 یا 4000 سال قبل پیدا کرد. در این سندها میبینیم گل و مرغ از مصر شروع شده و بعد به سمت بینالنهرین حرکت کرده و سپس به عنوان سمبل در تاریخ سیاسی ایران به کار رفته است. پس از اسلام هم خود را به دوران تیموری و صفوی میرساند. گل و مرغ در زمان صفویه تا اواخر قاجار یعنی حدود 300 سال به عنوان موضوعی واحد از سوی نقاشان ترسیم میشده است. بنابراین فقط یک گل و مرغ ساده نیست که مد شدنی باشد.
چطور یک موضوع با این سابقه طولانی دچار تکرار نمیشود؟
تکرار، زمانی ایجاد میشود که یک کار عینا هزاران بار چاپ شود. ولی وقتی یک شکلی را هزاران بار با دست بکشند و هر بار نظر شخصی و خصوصی نقاش در کار باشد، هیچ تکراری در کار نیست. همانطور که نقشههای فرش یا معماری یا کاشیها در نگاه اول یکی هستند، ولی در اصل کاملا متفاوتند. برای مثال اگر خیلی کلی بخواهیم نگاه کنیم معماری ایرانی چیزی جز قوس و گنبد نیست. ولی ماجرای معماری چیز دیگری است که در زمانهای مختلف طورها و تطورهای زیادی دارد.
آیا چنین پژوهشهایی به این معناست که از هنر رایج امروز باید دست برداشت و فقط به سراغ گل و مرغ رفت؟
منظور از بررسی گل و مرغ که یکی از شاخههای نقاشی ایرانی است، این نیست که نقاشان ما به هنر غرب توجه نکنند. بلکه منظور شناخت فرهنگ خودی است که هنرجو و هنرمند نباید فکر و دستورالعملهای خود را از جای دیگری بگیرد. در چنین تحقیقهایی مشخص میشود که حتی آن شاخههای نقاشی که به ظاهر سادهاند، پشتوانه فکری غنی و فرهنگ عظیم تصویری در پشت سر دارند. مهم است دانشجویان و استادان فرهنگ خودی را بشناسند تا بتوانند از دارایی دیگران به عنوان ابزاری برای غنی کردن فرهنگ خود استفاده کنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم