در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تو نظارهگر تمنای من به درگاه خود بودهای، حرفهایم بوی دعا و نیایش دارد، دل بیقرارم گریهها دارد، صدایم میشکند وقتی تو را میخوانم و نام تو ذکر و ورد من میشود، وقتی عاشقانه تو را میخوانم، وقتی گریهها و زمزمههایم در هم آمیخته میشوند و طلوع روشن نوری در همه وجودم میشود. هرچند همه عمر هرزه دویدهام و یاد تو را در دل و خاطر نداشتهام، اکنون تو را میخوانم در این روز و در این ماه، بهره و توفیق مرا در آینه نگاهت، در روی آوردنم به مستحبها و نافلهها دوچندان کن، من تو را تازه یافتهام و به سوی تو بار یافتهام و تو را با نام شفیق و رفیق خواندهام، ای مهرورزم! ای دوست و رفیقم، ای همسایه دیوار به دیوار دل و جان و روح من، تو به من تفضل و عنایتی کن تا بیشتر مقیم کوی تو باشم، با دعا و نیایش، با توبه و انابه، با نماز و استغاثه، با توان و رمقی که دارم. میخواهم به قدرت تو واقفتر از همیشه باشم، به تو باور راسخ داشته باشم، تو را بر همه کارها و همه امور قادر و توانا بدانم.
خداوندا! به هر آنچه تمسک میجویم، هر وسیلهای که به کار میگیرم، آن را ابزاری برای نزدیکتر شدنم به خود قرار بده تا به وسیله آن در رشد فضایل اخلاقی تلاش کنم، بندهای باشم برای رسیدن به قله رفیع انسانیت، برای محبوب شدن در نزد تو، برای تقرب در پیشگاه کبریایی تو، برای انس و الفت روح و جان من با ذات یکتایی تو که حصول آرامش و سکون نفس را به دنبال خواهد داشت. معبود من! میخواهم تو را بشناسم، به صفات جمال و جلال تو بیشتر آشنا شوم، و به نیازهای درونی با آشنایی به تو پاسخ دهم، تو مرا موفق بدار به آنچه که دوست داری و به آنچه میخواهی و به آنچه که خلقت من، زیبنده آن است، به همه آنچه که مرا نزد تو بنده تو میکند و بندگی مرا رنگ و رویی خدایی میدهد موفق بدار ای خدای بزرگ! به بزرگی و عظمت و به رحمانیت تو، سوگند که تنها به تو دل بسته و وابستهام، مرا در کوچههای بندگی، دلتنگ الفت خود کن.
محمد خامهیار / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: