یادداشت

کاربرد نادرست یک اصطلاح

مفهوم ژانر برگرفته از کلمه‌ای فرانسوی به معنای «نوع»، «دسته» و مشتق از واژه لاتین genus است. در نظریه فیلم هم، ژانر مبحثی است برای دسته‌بندی فیلم‌ها براساس شباهت‌های روایتی که فیلم بر آنها بنا شده است. در واقع معیار‌ها و ملاک‌هایی که برای تقسیم‌بندی گونه‌های مختلف فیلم‌ها یا حتی فراتر از آن برای دسته‌بندی انواع هنر به کار می‌رود با عنوان ژانر یا گونه می‌شناسیم. در سینما گونه‌های مختلفی وجود دارد. هر گونه خود ممکن است به چند زیرگونه تقسیم شود. علمی ـ تخیلی، مستند، کمدی، پویانمایی، ترسناک، بیوگرافی، تاریخی، ماجراجویی، اکشن، عاشقانه، جنایی و وسترن مهم‌ترین گونه‌های سینمایی را تشکیل می‌دهند.
کد خبر: ۵۸۵۰۸۱

بیشتر نظریات در باب ژانر فیلم‌ها از مفاهیم نقد ژانر ادبی وام گرفته شده است. تا پیش از قرن بیستم نام‌های ژانری به عنوان رده‌هایی عام برای تنظیم و دسته‌بندی شمار زیادی از متون کاربرد گسترده‌ای داشتند. بویژه این مفهوم، نقش مهمی در طبقه‌بندی و ارزش‌گذاری ادبیات ایفا کرده بود. با توجه به موضوع ژانر در متن ادبی، روش‌های مختلفی برای برخورد با مساله ژانر و تعریف و دسته‌بندی آنها وجود دارد.

در این نوشتار به بررسی مفهوم گونه‌شناسی در مواجهه با فیلم‌های تلویزیونی ایرانی پرداخته‌ایم. به نظر می‌رسد در دسته‌بندی این آثار نمی‌توان به یک ژانر مشخص بسنده کرد و یک اثر را صرفا متعلق به آن دانست.

البته این مساله هم به عنوان یکی از نقاط ضعف فیلم به شمار نمی‌رود و چه‌بسا بتوان فیلم را اثری پرکشش و جذاب و دارای لایه‌های مختلف مضمونی دانست که این تلفیق ژانری را توجیه می‌کند. این گفته می‌تواند تائیدی بر این ادعا باشد که اساسا مفهوم ژانر در دسته‌بندی آثار سینمایی و تلویزیونی یک کاربرد ناموفق بوده است. بر همین اساس می‌توان گفت ژانربندی فیلم برای اماکن فروش فیلم، نقد فیلم و بازار مصرف مناسب است. در این حالت گونه یک فیلم می‌تواند معرف دغدغه اصلی آن و سهولت تشخیص این نکته برای مخاطبانش باشد که قرار است با دیدن اثر به کدام یک از حوزه‌های موجود سرک بکشند. در مواردی گونه‌شناسی آثار برای رده‌بندی سنی آنها هم اهمیت می‌یابد و می‌توان به واسطه آن آثار مناسب برای سنین مختلف را دسته‌بندی کرد.

گونه‌ها گرچه کاملا قابل تفکیک و مرزبندی نیستند، اما نمایه‌ای از محتوای داستانی را در اختیار مخاطبان فیلم‌ها قرار می‌دهند که می‌تواند زمینه‌ساز نحوه بازخورد آنها نسبت به اثر باشد. از طرفی مواجهه با اثر را به یک موقعیت قابل پیش‌بینی تبدیل و به مخاطب دانشی ضمنی از نوع روایت یک قصه عرضه می‌کند.

نکته دیگری که در مورد گونه‌شناسی در فیلم‌های تلویزیونی مطرح است، کثرت استفاده از ژانر اجتماعی در ساخت این آثار است. اگرچه موضوعات و مسائل جامعه اهمیت زیادی برای واکاری و عمیق شدن دارند و می‌توان آنها را در اولویت موضوعی قرار داد، اما به نظر می‌رسد این استفاده افراطی از گونه اجتماعی تا حدی به دلیل سهولت پرداخت قصه‌هایی از این جنس است.

قصه‌های اجتماعی عموما سکانس‌ها و پلان‌های پرتنش و پر زد و خورد کمتری دارند، نیازمندی‌شان به جلوه‌های ویژه صوتی و تصویری کمتر است، روندی خطی دارند و در نهایت شرایط تولیدشان در مقایسه با آثار پلیسی، تخیلی، پویانمایی، ترسناک، اکشن و... ساده‌تر است.

روجا ساسان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها