در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در واقع قصههای اینگونه آثار گاهی قابلیت پرداخت 90 دقیقهای را هم ندارند و به قدری ساده و پیش پا افتادهاند که نمیتوان آنها را بهعنوان ایدهای برای تولید یک اثر مناسب دانست و صرفا در حد و اندازههای یک ایده خام باید به آنها نگریست. در واقع آنها را باید جزو همان داستانهای فرعیای دانست که میتوانند در دل یک داستان اصلی روایت شوند و حتی روایت نکردن آنها هم گاهی آسیبی به کلیت قصه نخواهد رساند.
کشدار بودن برخی صحنههای فیلم، تعقیب و گریزهای مدتدار در اثر، افزایش مدت زمان سکانسهای حرکتی با اتومبیل، دیالوگهای بدون هدف، شوخیهای کلامی، موقعیتهای کلیشهای، تاکید بر جنبههای کلامی طنز و... همگی از مصادیق این نوع قصههاست.
داستانگویی و قصهپردازی در همه آثار نمایشی اهمیت بسزایی دارد و عامل اصلی برای جذابیت یک اثر است. حتی اگر آن اثر از ساختارهای فرمیک چندان مناسبی بهره نبرده باشد، کیفیت تصاویر و میزانسنها رضایتبخش نبوده و بازی بازیگران و انتخاب گروه و عوامل ترکیب مناسبی برای پیشبرد کار به نظر نرسد.
قصه میتواند تمام این نقاط ضعف را پوشش دهد یا دستکم حواس مخاطب را از دقت به ضعفها در طول روایت داستان پرت کند. بنابراین ارزیابی مخاطب پس از تماشای اثر برحسب عناصری تفکیک شده خواهد بود و احتمالا به تعریف به جای قصه، در مقاطع زمانی مختلف کار اشاره خواهد کرد. حال آن که ضعف محتوایی، عدم جذابیت قصه و کشدار بودن آن به منزله خط کشیدن و چشمپوشی از همه نقاط قوت اثر است. چراکه در این شرایط سایر ویژگیها و مشخصههای یک اثر حتی اگر در کمال مطلوب خود هم تعریف شده باشد، دیگر در خدمت قصه اصلی نیست و درواقع بهعنوان ابزاری برای کتمان آنها دانسته میشود.
بسیاری از ما شاید شنیده باشیم که اگر بتوان در میانه پخش یک اثر نمایشی از جلوی تلویزیون برخاست یا همزمان با تماشای آن مشغول انجام فعالیتهای دیگر شد، باید به برآیند نهایی کار خرده گرفت. این اتفاق مصداق بارز ادعایی است که در این نوشتار به آن اشاره شده است. در این شرایط سازندگان تلاش کردهاند با تعریف موقعیتهای اضافی یا حتی ایجاد کاراکترهای جدید، موقعیتهای تعلیقی فیلمنامه را زماندار کنند. تعلیق هم عاملی است که زماندار شدن آن و افراط در پنهان کردن سوژه اصلی میتواند به دلزدگی مخاطب از دنبال کردن فیلم منجر شود.
بنابراین ضرورت دارد فیلمسازان تلویزیونی علاوه بر در نظر داشتن کیفیت قصه و این که آیا در مرحله طرح هم میتواند برد گستردهای میان مخاطبان داشته باشد یا نه، به نقش داستانهای فرعی، کارکرد آنها در فیلمنامه و کمکشان به پروراندن قصه هدف توجه داشته باشند.
رکسانا قهقرایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: