شکی نیست یکی از ارکان مهم محقق شدن اهداف برنامههای ترکیبی و گفتوگو محور، انتخاب درست مجری بهعنوان برند برنامه است. در این زمینه و همچنین آسیبشناسی برنامههای دینی در تلویزیون با مجید یراقبافان به گفتوگو نشستهایم. مجید یراقبافان، فارغالتحصیل رشته گرافیک از سال 1366 برنامههای قرآنی خود را با قرائت و تجوید قرآن کریم آغاز کرده است. او از سال 1372 با گزارشگری وارد سیمای جمهوری اسلامی شد و فعالیتهایش را در عرصه اجرا، تهیهکنندگی و کارگردانی برنامههای مذهبی و قرآنی تا امروز ادامه داده است. گزیده دیدگاههای او را از نظر میگذرانید.
ارزیابی شما از وضعیت برنامه های مذهبی سیما چیست؟
ما برای بررسی شرایط برنامههای مذهبی رسانه ملی باید داشتهها و نداشتههایمان را با هم مقایسه کنیم و ببینیم آیا این برنامهها به لحاظ کیفی نمره قبولی می گیرند یا خیر. به همین دلیل لازم است با توجه به جزئیات، کیفیت برنامههای گروه معارف را مورد توجه قرار داد. در این بررسی ابتدا باید بخش تکنیک و فرم را از محتوا یا مضمون جدا کنیم و بدانیم قرار است این برنامهها را با کدام یک از برنامهها و ژانرهای تلویزیون مقایسه کنیم.
در یک نگاه مقایسهای با گذشته، معتقدم برنامههای مذهبی تلویزیون سیر صعودی داشتهاند، اما شتاب مثبت و قابل قبول این سیر صعودی جای تامل دارد. به طورحتم رشد خوبی نسبت به گذشته داشتهایم، اما اینکه چرا محسوس نبوده علل مختلفی دارد. داشتههای ما شامل سرمایه نیروی انسانی و کارشناسان مسلط و از همه مهمتر اقبالی است که مدیریت رسانه نسبت به برنامههای مذهبی، قرآنی و معارفی در شبکههای مختلف دارند، اما آنچه جزو نداشتهها محسوب میشود نبود فضاسازی و امکان بیشتر برای پرداختن به این موضوع است که بخشی از این فضای محدود به دلیل کمبود بضاعت و امکان مدیران است و واقعا دست آنها نیست. بخش دیگر به همین مدیران مربوط میشود، چراکه نگاه ما به برنامههای دینی تعریف شده است و هیچگاه حاضر نیستیم بگوییم مثلا گروه معارف یکی از شبکهها سریال بسازد یا در تعریف بودجهها برای کارهای اپیزودی یا کلیپهای کوتاه بودجه اختصاص دهیم.
به همین دلیل وقتی چنین نگاهی وجود دارد که کارهای «الف» و «ب» فقط باید در بخشهای دیگری مانند فیلم و سریال، سیاسی و اجتماعی هزینه شود افراد هنرمند به سمت گروه معارف نمیآیند، چراکه گروه معارف تعهدی نسبت به این قالبهای هنری ندارد.
البته ما در شبکه قرآن طی یک سال گذشته با یک رشد شتابانی شاهد تغییر این نگرش هستیم، چراکه شبکه قرآن در حال تولید کارهای «الف» و ویژه است و معتقدم قابلیتهای بیش از این هم دارد. شاید بگوید یک سریال را میشود در گروه فیلم و سریال ساخت اما حرف معرفتی بزند. بله، درست است اما اگر میخواهیم گروههای معارفی رشد کنند مدیران باید به آنها وقعی گذارند پیش از آنچه تاکنون گذاشتهاند. در واقع یا گروه معارف را حذف کنیم و از تمام گروهها بخواهم به این امر بپردازند یا اینکه در کنار دیگر بخشها به معارف نیز برای پرداخت علمی و تخصصی به موضوعات فرصت دهیم.
برای ارتقای برنامه ها چه باید کرد؟
برای ارتقای برنامههای مذهبی، مدیران به گروههای معارفی بهعنوان یک عضو اصلی خانواده نگاه کنند؛ چراکه متاسفانه در تخصیص بودجهها، تعریف جایگاه تعداد برنامهها و در تعیین ساعت پخش برنامهها باری به هر جهت و مناسبتی به گروههای معارفی نگاه میشود. دین باید در تمام لحظات زندگی ما جاری باشد و فقط به برخی مناسبتهای خاص محدود نشود. ساعت مرده پخش و بودجههای نازل و باور نداشتن قابلیت خودنمایی هنری در گروه معارف توسط برنامهسازها، آسیبهایی است که تغییر نگاه مدیریت کلان را میطلبد.
بیش از 15 سال است در مصاحبههای مختلف گفتهام مدیریت رسانه ملی کار بسیار سخت و خطیری است و همه مشاغل کشور، یعنی از صنف پرنده فروشهای خیابان مولوی تا صنوف فوق تخصصی از رسانه ملی توقع دارند و کوچکترین مشکلشان را به کم کاری تلویزیون ربط میدهند.
این در حالی است که اگر رسانه ملی هر حوزهای را زیر ذرهبین خود قرار دهد مورد آماج حملهها و انتقادها قرار میگیرد. به همین دلیل کار مدیریت کلان رسانه ملی را بسیار مهم میدانم و معتقدم همینکه چراغ تلویزیون حتی با یک شبکه روشن باشد کار بسیار سخت و طاقتفرسایی به انجام رسیده است.
اما معتقدم در عینحال مدیریت رسانه باید به روز باشد و این رشد فقط در حوزه تکنولوژی یا پهنای باند و... خلاصه نشود، چراکه ما باید در همه حوزهها مانند برنامهسازی، کیفیت، فحوا و محتوا نیز رشد کنیم و این رشد محتوایی تمام گروهها را دربر میگیرد.
چه راهکارهایی برای روز آمدی در این حیطه وجود دارد؟
در دکور، نورپردازی، اجرا، رنگآمیزی، میزانسن، لباس و حتی نصب میکروفن، گویش، ادبیات و... باید بهروز شویم، اما متاسفانه برنامههایی داریم که طراحی دکورهایشان از سال 57 تغییر نکرده است، بنابراین از دکور گرفته تا نوع پوشش مجری، ساخت برنامهها و مطرح کردن مسائل دینی به یک بازنگری نیاز داریم. مباحث دین باید پاسخگوی نیازهای مردم باشد، مثلا عموما در برنامههای احکاممحور به نیازهای روز مردم توجهی نشده و به مسائلی میپردازیم که برای زندگی صدسال گذشته است، مواردی مانند بنده آزاد کردن دیگر در زندگی امروز ما معنا ندارد.
ما نباید برای مخاطب خود تعیینتکلیف کنیم. کس اجازه ندارد طبق سلیقه خودش برنامهسازی کند، چون مخاطب را نمیتوان مجبور به همراهی با برنامهای کرد که هیچ تعلق خاطری به آن ندارد. بهتر است مدیریت رسانه به اصطلاح دنبال مردم بدود و با قدرت بخشیدن به حوزه نظرسنجی، پژوهش و تحقیق نیازهای مردم را کشف کند، سپس این نیازها را براساس کارشناسی و تکنیک روز، در یک ظرف ریخته و بررسی کند و در ادامه، متناسب با سیاستهای نظام جمهوری اسلامی ارائه دهد، اما متاسفانه بالای 70 درصد برنامههای معارفی سیما براساس نیازسنجی مردم تهیه نمیشود.
در هر سازمانی اگر دو اتفاق بیفتد آن شغل و کار سقوط خواهد کرد؛ نخست اینکه اولویت کارگزاران پول باشد و بخواهند از انجام کاری فقط پولی درآورند، بدون علاقهمندی، عشق و تعصب نسبت به کاری که انجام میدهند. دوم اینکه بهجای کارمدار بودن، کارمندمدار شویم. متاسفانه این کارمندمداری در حوزههای مختلف کاری دیده میشود، چرا که افراد سرجای خودشان نیستند، بنابراین با کاری که به عهده گرفتهاند، زندگی نمیکنند.
اینکه چرا چنین اتفاقی میافتد دلایل مختلفی دارد، اما مهمترین دلیل آن نداشتن آشنایی کافی برنامهسازان با دین است و این مساله بزرگترین آفت گروه معارف محسوب میشود، البته تاکید میکنم برخی برنامهسازان تخصص کافی ندارند نه همه آنها.
تهیه کننده برنامه های معارفی سیما باید واجد چه شاخصه هایی باشد؟
معتقدم کسی که تهیهکننده یک برنامه مذهبی میشود باید سوادی برابر یا حتی بیشتر از کارشناس داشته باشد، زیرا آن کارشناس در یک حوزه تعریف شده حرف میزند، اما تهیهکننده دهها موضوع دارد که باید به آنها بپردازد؛ بنابراین باید در همه حوزهها توانمند باشد. معتقدم برنامهسازی در حوزه معارف یعنی تهیهکنندگی، کارگردانی و اجرا و تسلط بر این سه حوزه الزامی و در عین حال ضروری است.
این افراد سواد دینی قابل قبولی داشته باشند و قالب تلویزیونی را خوب بشناسند، اگر یکی از این دو نکته نباشد باز هم برنامه معارفی به سطوح بالای برنامهسازی نمیرسد. باید حوزه معارف را جدی گرفت و سرمایهگذاری بلندمدت کرد و افراد را برای فعالیت در این حوزه تربیت کنیم. مثلا دانشکده صدا و سیما تعریف مشخصی از تهیهکنندگی در ژانرهای مختلف ندارد، در حالی که بهتر است رشتهها و زیررشتههای مختلفی را مشخص کنیم. اگر اینگونه نباشد شخصی تهیهکننده شد، میتواند سریال، فیلم سینمایی، برنامه کودک، مسابقه تلویزیونی، طنز و برنامه گفتوگومحور معارفی بسازد، اما لازم است در حوزه آموزش ریزرشتههای دروس تخصصی را تعریف کنیم.
با تکیه بر تجربیات دو دهه فعالیتم در حوزه معارف میگویم که ما باید فضای صحنه و فضای تلویزیون را تفکیک کنیم، چرا که دیدهام برخی مجریان در تلویزیون بسیار خوب هستند، اما مجری استیج نیستند و برعکس، زیرا این دو نوع اجرا با هم متفاوت است، البته افرادی هم قدرت هر دو را دارند.
در حوزه سخنرانی یا مداحی نیز این چنین است. یعنی بهتر است باور کنیم فضای منبر، مسجد و حسینیه با تلویزیون متفاوت است.
در عین حال که بسیاری از سخنرانیها قابلیت پخش در رسانه را دارند، اما هر فردی که میتواند روی منبر به صورت آتشین و درجه یک سخنرانی کند بیتردید کارشناس خوبی هم در تلویزیون و جلوی دوربین نیست.
درست است که فصل مشترکی میان فضای مسجد، حسینیه و... با تلویزیون وجود دارد، اما بهطور حتم تفاوتهای فراوانی هم در اجرا دارند و ما گاهی با بیتوجهی کردن به این نکته، هر آنچه را بیرون از فضای صحنه خوب اجرا شده است، جلوی دوربین میآوریم و این آفت برنامهسازی تلویزیون است.
از ویژگی های برنامه معارفی خودتان در رمضان امسال بگویید.
اما «دَم افطار» برنامهای است که این شبها به مناسبت ماه رمضان از شبکه تهران روی آنتن میرود. طراحی، برنامهریزی و انتخاب نام این برنامه را بنده بهعهده داشتم. ویژگی مهم دمافطار برنامه از نگاه مخاطبان و افرادی که با من دربارهاش صحبت کردهاند ابتدا اسم آن است، چرا که بسیار صمیمی است و با زمان تناسب دارد و ما یک تحدید را به فرصت تبدیل کردهایم.
همیشه برنامههای معارفی تلویزیون را طولانیمدت تعریف میکنیم تا حق مطلب ادا شود، اما این برنامه در قالب 12 تا 16 دقیقه ثابت کرد میتوان یک برنامه جذاب دینی در کمترین زمان ممکن ساخت. این قالب ابتدا برای من سخت است و حتی گاهی خواستم انصراف دهم، اما به نظرم تمرین خوبی است تا یاد بگیرم که میتوان در ظرف کوچک حرفهای بزرگ زد و رسانه هر ثانیهاش قابلیت ساعتها حرف دارد به شرط آنکه بدانیم چگونه حرف بزنیم. دَم افطار از شبکه تهران پخش میشود، بنابراین سعی داریم حال و هوای پایتخت را در روزهای ماه مبارک به تصویر کشیم، هر چند این شبکه مانند دیگر شبکهها جهانی شده است، اما ما حال و هوای مردم تهران را در راس بخشها قرار دادهایم و به موضوعاتی مانند رسم و رسومات مردم تهران قدیم و مشاغل مربوط در ماه مبارک رمضان میپردازیم.
مریم احمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم