«کولهپشتی» و «مثلث شیشهای» از نمونههای موفق جنگهای گفتوگومحور تلویزیون بودهاند که نمونه اخیر و شاید بتوان گفت سرآمدشان «ماه عسل» با اجرای احسان علیخانی است؛ برنامه موفق و پربینندهای که بخش مهمی از جذابیتش را از مهمانان خاص خود میگیرد. مهمانانی از طبقات مختلف جامعه بیآن که مخاطب شناخت چندانی از آنها داشته باشد. تقریبا مشابه کاری که اپرا وینفری سالها در برنامه پربیننده خود انجام میداد و بخش مهمی از موفقیتش را مدیون فرم محتوایی آن بود.
ماه عسل ـ که سال گذشته با اجرای متوسط علی ضیاء روی آنتن رفته بود ـ با وجود محتوای مشابه سالهای پیشترش به دلایل مختلف، موفق عمل نکرد که مهمترینش به شیوه اجرای ضیاء و امضای مخصوص علیخانی پای برنامه ماه عسل بازمیگشت.
ماه مبارک رمضان و ساعات نزدیک به افطار، زمانی طلایی برای پخش این برنامه است؛ چرا که از یک طرف اوقات فراغت مخاطب روزهدار را پر میکند و از طرف دیگر هم احساسگرایی حاکم بر برنامه با فضای معنوی این ماه کاملا جور درمیآید.
ماه عسل به عنوان یک جنگ موفق تلویزیونی، بسیار مدیون اتاق فکر خود و تیم نویسندگانش است که به آن جهت میدهند. خاص بودن بخش مهمی از مهمانها، برگ برنده آنان در مواجهه با مخاطبی است که در آستانه افطار قرار دارد.
رویکرد احساسی حاکم بر فضای ماه عسل، کاملا روی مخاطب اثر میگذارد و تا مدتی هم ذهن او را به خود مشغول نگه میدارد. برای مثال میتوان به برنامهای با حضور بلندقدترین مرد ایران که با بیماری خاصی دست و پنجه نرم میکرد، اشاره کرد. برنامهای که بسرعت موجی را به راه انداخت و به یک جریان تبدیل شد و چهرهای چون علی کریمی را به سوی پسر جوان کشاند و بار دیگر میزان اثرگذاری رسانهای همچون تلویزیون را به رخ کشید.
ماه عسل همچون یک موسسه عامالمنفعه نیز عمل کرده و در این خصوص گامهای بزرگی هم برداشته که فضای معنوی ماه مبارک رمضان نیز در برخورداری این برنامه از چنین نقشی، تأثیر جدی داشته است.
احسان علیخانی بدون شک نقشی کلیدی در موفقیت این برنامه داشته و دارد. اجرای صمیمی او که گاه البته رنگ اغراق به خود میگیرد، در بسیاری موارد فاصله میان مخاطب با مهمانان برنامه را برمیدارد و مشارکت غیرمستقیم آنان را هم طلب میکند. همراهی علیخانی با موج احساسات حاکم بر فضا نیز نقش مهمی در پربینندهتر شدن ماه عسل دارد و بخوبی مخاطب را تحت تاثیر قرار میدهد.
در سری برنامههای رمضان امسال با زیادتر شدن تعداد مهمانها در سه چهار بخش، کار او دشوارتر از گذشته شده و دغدغه نیفتادن برنامه از ریتم کاملا در فرم اجرایش مشهود است. این اتفاق از آن نظر که مخاطب با مهمانهای بیشتری مواجه شده و به قصههایشان گوش میدهد، اتفاقی مثبت است، اما ظرف زمانی محدود ماه عسل، گاه به نیمهتمام ماندن ماجراهای یاد شده منجر میشود. به عنوان مثال میتوان به حضور دو آزاده سرفراز کشورمان اشاره کرد که ماجرای فرارشان از اسارت، جذابیت فوقالعادهای داشت، اما محدودیت زمان به نیمهکاره ماندن و افسوس مخاطب منتهی شد.
طراحی صحنه و لباس در جنگهایی از جنس ماه عسل، در تاثیرگذاری آن نقش مهمی دارد که این اتفاق تا حدودی در برنامه رخ داده است. دکور شیک و چشمنواز ماه عسل که امسال هم کیفیت بهتری به خود گرفته، مکمل خوبی برای اجرای موفق علیخانی است که آرامشی دلپذیر را به مخاطب میبخشد.
برنامههایی مثل ماه عسل میتوانند مدتهای طولانی روی آنتن بروند، مشروط بر آنکه احترام به مخاطب را از یاد نبرند و اجراکنندگان آن نیز در اجرای خود، مرز مشخصی را برای صمیمی بودن با مهمانهای خود مشخص کنند و در این مسیر گام بردارند.
محمد جلیلوند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم