
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
هرچند برخی مشرکین در برابر پیامبر محاجهها و تشکیکهایی درباره دعاویای چون معاد داشتند، ولی عمده مخالفتها با پیامبر از سر منفعتطلبی مشرکین و به خطر افتادن زمینههای قدرت، با پذیرش اسلام بود.
خصال، رفتار، سیرت و صورت نبی اکرم(ص)، برای هر انسانی دلیلی محکم برای پذیرش سخن او بود، چه این که او خود نور بود و بنابراین خود، بهترین «استدلال» در وجود نور: آفتاب آمد، دلیل آفتاب. پس از پیامبر اکرم نیز ائمه اطهار همین جایگاه را در زندگی مسلمین دارا بودند، اما بتدریج تا زمان میلاد امام عصر، از حضور ائمه اطهار از متن زندگی مردم کاسته میشود (عمدتا به واسطه زندانی بودن یا در حصر بودن ائمه قبل از امام عصر(عج) توسط حاکمان ستمگر) و جامعه اسلامی به این شیوه آماده عصر غیبت میشود.
این مطلب به دین اسلام و رهبران آن اختصاص ندارد، بلکه درباره دیگر ادیان هم تا حدی صادق است. معمولا بزرگترین دلیل در ایمانآوری پیروان یک پیامبر، خود آن پیامبر است.
از آنجا که پیامبران از جانب خداوند مبعوث میشوند، طبیعتا در وجود آنها شخصیتی قوی و تاثیرگذار مشهود است و کلام آنها شیوا، رفتار آنها انسانی و سیمای آنها زیبا و وجود آنها با جذبه و اقتدار است.
اما در غیبت انبیا و ائمه، بتدریج پرسشهایی درباره عقاید دینی ایجاد می شود که به دلیل نبود نبی و امام معصوم، پاسخهای مربوط به این پرسشها، همواره احتمالی و از روی ظن و گمان است.
بتدریج پاسخهای متفاوت به سوال این چنینی، موجب ایجاد شعبههای متفاوت عقیدتی در بین پیروان یک دین میشود.
این شعبهها و فرقههای مختلف، اشتراکاتی بر سر عقایدی که قطعا متعلق به این دین است، دارند که این اشتراکات به مثابه باورهای ایمانی محسوب میشود و اما اختلافات این فرقهها، به مثابه علوم دینی مطرح میشوند؛ بنابراین، علوم دینی، در برابر ایمان دینی قرار دارند. علوم دینی، باورهای ایمانی دین نیستند، بلکه باورهایی مربوط به فرقهها و مذاهب هستند.
بنابر آنچه بیان شد، علوم دینی، مولود مسائلی هستند که بعد از نبود نبی و غیاب ائمه ایجاد شده است. فلسفه و کلام اسلامی، از جمله همین علوم هستند.
فلسفه و کلام اسلامی در ابتدا، به واسطه مسائلی درباره اصول عقاید اسلامی ایجاد شدند. در باب این که خداوند یکی است و قرآن به عنوان پیام هدایت خداوند به سینه پیامبر وحی شده است و انسانها بعد از مرگ زنده میشوند و قیامت وجود دارد، تردیدی بین پیروان اسلام وجود ندارد، اما بعد از غیبت امام عصر مسائلی در باب این که خداوند چگونه جهان را خلق کرده است و ارتباط بین پیامبر و فرشته وحی خداوند، چگونه و با چه وسیلهای صورت میگیرد و انسانها چگونه دوباره بعد از مرگ جسمشان، احیا میشوند و در حیات اخروی، مجازات شده یا پاداش داده میشوند، اصلا مجازات و پاداش روح چگونه صورت میگیرد و... ایجاد شد که پاسخهای متفاوتی از سوی پیروان پیامبر خاتم(ص) به این پرسشها داده شد.
بسیاری از این پاسخها با بیان استدلال عقلی یونانی که مسلمانان به وسیله ترجمه آثار فلسفه یونان به زبان عربی با آن آشنا شده بودند، ارائه شد. فلسفه و کلام اسلامی به همین شکل ایجاد شد.
بنابراین، فلسفه و کلام اسلامی، مولود نگاهی شکاکانه و بدون هراس، به عقاید دینی و سوال کردن در باب آنهاست. عقاید دینی، در بین دینداران همه ادیان، عقایدی مقدس تلقی میشوند.
پرسش کردن درباره این عقاید تا حدی گستاخی و شجاعت میطلبد، چراکه در طول تاریخ ادیان، افراد زیادی بودند که به جرم تشکیک و تردید در باب عقاید دینی عامه مردم، مجازات شدهاند. هرچند ادیان اصیل و الهی، با چنین رهیافتهایی مخالفند و نهتنها تردید و تشکیک و پرسیدن را مستحق مجازات نمیدانند، بلکه حتی کسانی را که در برابر دعوت به دین جدید، چنین استدلال میکنند که ما بر دین پدران خود باقی میمانیم (و به این وسیله بدون تشکیک و تردید و پرسیدن حقیقتجویانه در عقاید پدران خود، آنها را میپذیرند)، ملامت میکنند، اما در طول تاریخ، گهگاه پیرایههایی حول محور این ادیان صورت گرفته و برخی پیروان را به این اشتباه سوق داده که هر گونه سوال و تشکیک در باب عقاید ناروا و نامشروع است.
اما فیلسوفان اسلامی، جزو آن دسته از پیروان دین اسلام بودند که از تردید و تشکیک و پرسش حقیقتجویانه در باب عقاید و جستجوی عقلی برای پاسخ گفتن به مسائل فلسفی درباره محوریترین اصول دین، هراس نداشتهاند.
به همین دلیل، این افراد معمولا افرادی آزاداندیش بودهاند و از آنجا که حتی درباره عقاید دینی، از پرسیدن هراسی نداشتند، هیچ باور شایع و عمومی دیگری را نیز (اعم از باورهای سیاسی، شبهعلمی و خرافی) بدون دلیل و استدلال نمیپذیرفتند.
با توجه به این مطلب، آشنایی با فلسفه اسلامی به شرطی که به شیوه تاریخی و با توجه به زمینه جامعهشناختی که فیلسوفان اسلامی درون آن، مسائل و پاسخهای خود را مطرح کردهاند، میتواند در ایجاد روحیه آزاداندیشی و رهایی از اخلاق «بندگی»، «بلهقربانگویی» و «پذیرش بیچون و چرا» بسیار تاثیرگذار باشد.
به واسطه دقت در زندگی فکری فیلسوفان اسلامی، میتوان با روحیه توهمزدایی، خرافهستیزی و استقلال فکری در برابر قدرت عوامانهاندیشی مقابله کرد.
فلسفه اسلامی میتواند به افراد و پیروان دین، روحیه آزادگی در عین دینداری را انتقال دهد و افراد را در مسیر تعقل و اعتبار دادن به خرد خود و میدان دادن به آن قرار دهد.
حسین برید - جامجم
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد