قبل از این که جایی برود ، با شما یا شخص دیگری که سرپرستی او را به عهده دارد ، موضوع را در میان گذارد. او باید توضیح دهد کجا ، چطور و با چه کسی می خواهد برود و چه موقع بازمی گردد.
اگر تصمیمش عوض شد ، حتما باید به شما بگوید. هرگز بدون اجازه شما سوار ماشین هیچ کس نشود ، حتی اگر آن شخص آشنا مثلا همسایه باشد.
به هیچ وجه بدون رضایت شما از کسی پول یا هدیه قبول نکند. اگر فردی قول داد که برای او کادو بگیرد و یا به او پول بدهد ، باید بدون هیچ کم و کاستی موضوع را با شما در میان گذارد.
مواظب باشند که هرگز گول خلافکارانی که با سر هم کردن داستان های متقاعدکننده قصد دزدیدن کودکان را دارند ، نخورند: آنها اکثرا می خواهند در پیداکردن آدرس کمکشان کنند.
به آنها بگویید در این مواقع ، آنها را بزنند. برای درخواست کمک فریاد بکشند ، بی شرمانه عمل کنند یا حتی اگر احتمال می دهند که خطر در کمین است ، فرار کنند.
فورا از یکی از والدین ، سرپرست و یا شخص دیگری که در کنارش احساس امنیت می کند، کمک بخواهد ، بخصوص اگر به او گفته باشد به کسی چیزی نگوید. افراد مطمئن می توانند معلمانی باشند که فرزندتان بخوبی آنها را می شناسد، یک پلیس یا یک خانم پیر و مسن (از لحاظ آماری حداقل کسی که کمترین آسیبی به یک کودک می تواند برساند.)
درست است که این موضوع خوشایندی نیست ، ولی نباید آن را نادیده گرفت ، زیرا صحبت درباره ایمنی در مقابل افراد غریبه می تواند از به وجود آمدن بسیاری از داستان های غم انگیز جلوگیری کند. استرنویس که 5 بچه دارد که 2 تا از آنها اوستن 9 ساله و هلن 7 ساله است هنگامی که پدر یکی از همکلاسی های اوستن را به جرم مزاحمت دستگیر کرده بودند ، از ترس بیهوش شد.نویس می گوید: «پس از این ماجرا ، کنار پسرم نشستم و مفصلا درباره امنیت صحبت کردم.» «حداقل حالا مطمئنم اگر فرزندانم متوجه خطر شوند، می دانند چه کار باید کنند.»