درواقع، این گستردگی مخاطب تلویزیون است که تعیین میکند کارهای تلویزیونی (اعم از خبر، سریال داستانی، مستند تلویزیونی، انیمیشن و فیلم، برنامه آموزشی و...) چگونه ترجمه شود که بتواند با طیفهای مختلف جامعه ارتباط برقرار کند. همین گستردگی است که کار تلویزیون را با رسانههای مکتوب، کتاب، رسانههای مجازی یا حتی سینما متفاوت میکند، چراکه هیچ رسانهای مثل تلویزیون، با این مخاطب گسترده روبهرو نیست.
ترجمه در یک کار نمایشی باید بهگونهای باشد که ضمن حفظ روح قصه و کاراکترهای آن، آنچه با فرهنگ اینجایی سازگاری ندارد، در کار منتقل نشود. این انتقال هم میتواند از طریق جزئیات روابط آدمها در قصه سریالها و فیلمهای خارجی باشد، هم در اعمالشان و هم در گفتار آنها. به همین دلیل است که هر دیالوگی قابلیت ترجمه برای پخش از رسانه تلویزیون را ندارد و منطقی هم نیست که دیالوگی که با فرهنگ ایرانی تطابق ندارد، عینا به دیالوگ فارسی بدل نشود و هر رابطهای که نمایش آن، باورهای دینی بخش عمدهای از این جامعه را هدف قرار میدهد، بهتصویر کشیده نشود.
شاید گفته شود چه دلیلی دارد که وقتی همین مخاطب، میتواند با رجوع به اصل یک فیلم یا سریال، در جریان ماجرا قرار بگیرد، ساعتها وقت گذاشته میشود تا کار خارجی با فرهنگ ایرانی هماهنگ شود؟ در تحلیل این قضیه، باز باید بحث مخاطب عام و خاص را بهمیان کشید. شاید بسیاری از مخاطبان تلویزیون با باورها و اعتقادات خود تمایلی به دیدن نسخه اصلی کارهای خارجی نداشته باشند و نمیتوان با این فرضیه که «پخش نشدن اثر بهتر از هماهنگ کردن در ترجمه آن اثر است»، مخاطب را از پخش یک اثر نمایشی خارجی که پخش آن از رسانه ملی، به دلیل برخورداری از ویژگیهای سرگرمسازی میتواند مخاطب را همراه خود کند، محروم کرد.
البته پرداختن به این بحث منطقی است که هماهنگکردن سریال خارجی با فرهنگ ایرانی، چقدر باید هوشمندانه و دقیق باشد که نه کار را با آنچه هست، متفاوت کند و نه بر مخاطب تاثیر نامطلوب بگذارد. اینجاست که به کار گماردن مترجمانی که ضمن اشراف به رشته تخصصی خود، رسانه را بشناسند و تاکید بر ایجاد تعامل حرفهای بین مترجم و مدیر دوبلاژ میتواند بهترین بازدهی را داشته باشد، چرا که بخش عمدهای از قوت یک ترجمه تلویزیونی، به ویژه در کارهای نمایشی، به قوت دوبله آن کار برمیگردد، چرا که یک ترجمه خوب با یک دوبله بد و غیرخلاقانه، میتواند سبب قطع ارتباط کار نمایشی با مخاطب شود.
در ترجمه سایر کارهای تلویزیونی نیز دوبله خوب چنین شرایطی را برای پربیننده شدن یک کار وارداتی رقم میزند. کافی است به مستندهای مشهور حیاتوحش که بارها و تحت عناوین مختلف از شبکههای تلویزیونی پخش شده دقت کنید تا به قدرت دوبله در جذب مخاطب، پی ببرید. یا انیمیشنها که به دلیل رودررویی اثر با قشر سنی کودک و نوجوان، حساسیتی مضاعف را در بخش دوبله میطلبد، چرا که به کاربردن هر اصطلاحی مناسب این قشر نیست و بسیاری از جزئیات روابط در یک انیمیشن غربی، با فرهنگ تربیتی و رفتاری کودک و نوجوان ایرانی همخوانی ندارد.
ترجمه، یکی از بخشهای استراتژیک در پخش کارهای وارداتی از تلویزیون است که باید بیش از اینها به آن پرداخت و زوایای پنهان آن را برای مخاطب پیگیر روشن کرد.
احمدرضا علیزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم