او در کنار فیلمسازی با مطبوعات نیز همکاری کرده و میتوان نوشتهها و مقالات مختلفی را میان آثارش دید. علاوه بر این، کرمپور به تدریس سینما هم پرداخته و در جشنوارههای مختلف، وظیفه انتخاب و داوری آثار شرکتکننده را به عهده داشته است. او در کنار عضویت در آکادمی سینمای ایران، عضو شورای مرکزی کانون کارگردانان سینمای ایران و عضو هیات موسس انجمن فیلم کوتاه ایران نیز است. این کارگردان با نگاهی حرفهای به بررسی فیلمهای انتخاباتی پرداخته است.
شاخصههای کلیدی برای ساخت یک فیلم انتخاباتی چیست؟
به نظرم یک فیلم تبلیغاتی انتخاباتی باید دو مولفه مشخص داشته باشد. اول اینکه یک مستند پرتره باشد و سوژه مورد نظر را بدرستی معرفی کند و دوم باید ویژگیهای یک فیلم تبلیغاتی را داشته باشد تا بتواند برای سوژه مورد نظر آرا جذب کند؛ بنابراین یک فیلم انتخاباتی باید دارنده هر دو فاکتور باشد. این مساله به تخصص فیلمسازی و تبلیغاتی توامان نیاز دارد.
فیلمساز چنین اثری مانند دیگر آثار باید بداند در چه گونهای فیلم میسازد. اگر این را بدرستی بداند، رفتار مناسبی با سوژه خواهد داشت. طبیعی است باید سوژه را بدرستی بشناسد و ویژگیهای شخصی و اجتماعی نامزد انتخاباتی را به بهترین شکل نشان دهد و از هر امکانی برای تصویر مناسب سوژه بهره ببرد.
تعهد مستند انتخاباتی به واقعیت چقدر است؟
اصولا یک فیلم انتخاباتی، مستند محسوب میشود و با یک اثر سینمایی تفاوتهای بسیار دارد. همان محدودیتهایی که یک فیلم مستند دارد در یک فیلم تبلیغاتی انتخاباتی نیز وجود دارد به طوری که کارگردان مانند یک فیلم مستند باید بداند تا چه میزان حق دخالت در واقعیت را دارد و در اینجا باید صداقت خودش را به چالش بکشد و نمیتوان اسم آن را بستن دست و پای کارگردان گذاشت بلکه یک نوع فیلمسازی است که به واقعیت تعهد دارد.
چگونگی ارتباط برقرار کردن با مخاطب فرمول خاصی ندارد؟
یک فیلم تبلیغاتی انتخاباتی برای آنکه بتواند با اقبال مخاطب روبهرو شود، باید مانند بقیه فیلمها در هرگونه جذاب باشد و بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. به یقین اگر چگونگی ارتباط برقرار کردن با مخاطب فرمول داشت همه کارگردانها از آن بهره میبردند؛ اما امروزه تنها برخی فیلمها نهتنها در ایران بلکه در جهان مورد اقبال قرار میگیرند و جذابیت دارند. پس این یک فرمول نیست، بلکه یک گوهر است که گاهی فیلمساز به آن میرسد و گاهی خیر.
میزان صداقت در فیلم انتخاباتی چقدر است؟
اینکه صداقت تا چه میزان در یک اثر انتخاباتی جای دارد، بیشتر به سوژه بستگی دارد. اینکه چقدر میتواند جذاب باشد، باز هم به سوژه مربوط میشود. گاهی سوژه بسیار آدم جذابی است و میتواند فیلم را با جذابیت خودش به جلو برد، اما گاهی هم ما سوژه جذابی نداریم و باید با دخل و تصرف و استفاده از تکنیکهای تبلیغاتی به دنبال جذاب کردن سوژه باشیم. در این صورت، کار فیلمساز سخت و البته صداقتش هم کمتر خواهد بود.
معتقدم همگام بودن عقیدههای کارگردان با نامزد انتخاباتی برای دستیابی به هدف که آن هم جمع کردن رای است، نمیتواند حائز اهمیت باشد؛ چراکه این یک کار حرفهای است، همانطور که شما سفارش تبلیغ یک کالا را دریافت میکنید مانند ساخت فیلم تبلیغاتی برای یک کارخانه تولید آدامس یا مثلا تولید روغن نباتی. فیلمساز یک مستند صنعتی یا تیزر تبلیغاتی الزاما نباید تمام رویکرد آن کارخانه را قبول داشته باشد.
بزرگترین فیلمسازان دنیا مانند استیون اسپیلبرگ کارگردان، تهیهکننده و فیلمنامهنویس آمریکایی یا عباس کیارستمی و داریوش مهرجویی بهعنوان کارگردانان ایرانی، فیلمهای تبلیغاتی بسیاری ساختهاند که اصلا بحث ایدئولوژی در آنها مطرح نبوده و کاملا حرفهای رفتار کردهاند و این کارگردانان اگر نگاه حرفهای داشته باشند تا صرفا حزبی و سیاسی حتما در کار خود موفقتر هستند.
نگاه شما نسبت به حضور هنرمندان در عرصه سیاست چیست؟
نمیتوانم بگویم حضور یک هنرمند در عرصه سیاست کار درستی است یا خیر، چراکه معتقدم یک تصمیم کاملا شخصی است، اما ساخت یک فیلم انتخاباتی به معنای حضور هنرمندان در عرصه سیاست نیست، بلکه گرفتن یک سفارش و انجام کاری حرفهای است. یک کار میتواند سیاسی تلقی شود در صورتی که فیلمساز بخواهد تفکر نامزد مورد علاقهاش را شیوع دهد، اما اگر فقط بخواهد آن فرد را تصویر کند، یک مستند تبلیغاتی ساخته است.
مریم احمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم