دیدگاه

جلب مشارکت مردم اولین رسالت فیلمساز

در کارنامه من تجربه ساخت سه فیلم انتخاباتی برای نامزدهای ریاست جمهوری ثبت شده است. در یکی از این فیلم‌ها فقط رفته بودم کاری را براساس سفارش انجام بدهم، اما سعی داشتم ماهیت فرد نامزد را تا جایی که امکان دارد به نمایش بگذارم. در یک اثر دیگر تا آنجا که دخالت برایم مقدور بود، نگرش و شخصیت سیاسی کاندیدای مورد نظر را نشان دادم و جالب است بدانید این فیلم میان مردم بسیار دیده شد. در مورد سوم، به دلیل آشنایی و دوستی دیرینه‌ای که با نامزد داشتم، سعی کردم فیلم برآوردی از افکار و عقاید آن نامزد بدون کمترین تحمیل از سوی من باشد. دوربین من حتی در خانه‌اش هم رفت، اما حوصله کردم تا او درگیر دوربین نشود، یعنی هر وقت حواسش پرت می‌شد از او فیلم می‌گرفتم تا خود واقعی‌اش تصویر شود.
کد خبر: ۵۶۷۷۶۸

به اعتقاد من سازندگان فیلم‌های انتخاباتی یا باید با اعتقاد و ایمان درونی ساخت چنین آثاری را بپذیرند یا اگر نیتشان به دست آوردن مزایاست، اثری حرفه‌ای را ثبت کنند.

ساخت فیلم انتخاباتی انجام کاری تبلیغاتی است که کارفرمای مشخصی دارد و آن کارفرما هم خواسته‌هایی دارد که مهم‌ترینش معرفی هر چه بهتر فرد نامزد به مردم است. بنابراین به طور مشخص کارگردان چنین اثری وظیفه دارد مبلّغ آن نامزد باشد. او در چنین جایگاه و مسئولیتی به معنای واقعی آزادی ندارد یعنی باید آن نامزد را معرفی و تبلیغ‌ کند و طبیعی است کارش با فیلم‌های مستند رایج تفاوت‌ داشته باشد.

در این روایت، میزان اعتقاد فیلمساز به نامزد انتخاباتی اهمیت دارد. این که سینماگر، کاندیدا را می‌شناسد، چقدر با فکر او آشناست؟ آیا فقط به شعارهایی که داده، کفایت کرده است؟ شناخت روح یک کاندیدا برای کارگردانان فیلم‌ انتخاباتی اهمیت دارد، چراکه مردم در نهایت یک شخص را انتخاب خواهند کرد، پس فیلمساز باید در زمان کمی که در اختیار دارد به روح شخصیت نزدیک شود. در این خصوص، معتقدم اگر فیلمساز باورها و داشته‌های این فرد را نشناسد، یک کار مکانیکی را تولید کرده است. رسالت یک فیلم انتخاباتی در وهله اول این است که مردم را پای صندق‌های رأی بکشاند. مرحله بعد به‌عنوان مرحله تبلیغ برای نامزدها، نیازمند فهمیدن آنهاست. اگر کاندیدا اشکال رفتاری و فیزیکی داشته باشد نباید روی آن مانور داد، چراکه ممکن است مخاطب را پس بزند. فیلمساز باید هوشمند باشد و در عین داشتن صداقت، هوشمندانه رفتار کند. یک مشکل کوچک در صفحه تلویزیون بزرگ‌تر به چشم می‌آید و ناخواسته بزرگنمایی صورت می‌گیرد. وقتی نامزد وجاهت لازم را پیدا کرد، مخاطب به حرف‌هایش توجه و مواضعش را بررسی خواهد کرد و دیگر سوژه‌ای برای دستاویز قراردادن وجود ندارد. از طرفی اگر بخواهند فرد را زیاد شیک نشان دهند، از آنچه هست دورش کنند و از او یک پدیده مصنوعی بسازند، کار تصنعی خواهد بود و باز هم توی ذوق مخاطب خواهد خورد.

بیشتر نامزدها شناخته شده‌اند و نمی‌توان در یک فیلم کوتاه، آنها را 180 درجه تغییر داد. به‌ همین دلیل گفتم باید به روح فرد نزدیک شد. مثلا اگر نامزد، آدم افتاده‌ای است باید بگذاریم در تصویر نیز چنین باشد. این کارگردان است که باید زیبایی نهفته در این افتادگی را عرضه کند نه این‌که بخواهد از او هنرمند و بازیگر بسازد. من اصولا معتقدم نباید از یک نامزد پلان‌های سینمایی گرفت. به نظرم این رفتار برای نامزدهای ریاست ‌جمهوری در کشور ما که با معیارهای اسلامی جلو می‌آیند، وزین است.

سیدضیاءالدین دری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها