به گزارش جامجم، چندی پیش مردی با حضور در شعبه 14 بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 2، علیه فردی به اتهام کلاهبرداری شکایت کرد.
شاکی گفت: قصد خرید خودرویی را داشتم و با دیدن آگهی فروش یک خودروی مدلبالا در روزنامه با شماره آن تماس گرفتم. در گفتوگو با فروشنده با او قرار ملاقات گذاشته و برای دیدن خودرو و معامله با او همراه دوستم بهخانهاش در شمال غرب تهران رفتیم.
شاکی افزود: پس از دیدن خودرو و توافق بر سر قیمت و تنظیم قرارداد، او خواست پول را به صورت دلار پرداخت کنیم که من نیز 180 میلیون تومان را به دلار تبدیل کرده و به فروشنده دادم؛ اما روز بعد هر چه منتظر شدم تا خودرو را برایم بیاورد، خبری از او نشد و تلفن همراهش نیز خاموش بود.
در پی اظهارات این مرد، دوستش نیز که شاهد این معامله بود، با حضور در مرکز پلیس گفتههای شاکی را تائید کرد.
با طرح این شکایت، پرونده در دستور کار ماموران پلیس آگاهی تهران قرار گرفت و جستجو برای شناسایی و دستگیری متهم آغاز شد.با شروع تحقیقات و سرنخهایی که در این باره به دست آمد، ماموران متهم فراری را شناسایی و بازداشت کردند.
انکار فروشنده خودرو به کلاهبرداری از شاکی
مرد بازداشتشده به پلیس گفت: آگهی فروش خودرو را در یک سایت اینترنتی درج کردم تا این که مردی با من تماس گرفت و خود را مدیرعامل یک شرکت واردات کالاهای صنعتی معرفی و از من درخواست کرد خودرو را بهاو بفروشم و چون تازه به ایران بازگشته بودم، خواستم پول را اینترنتی به حسابم واریز کند.
مرد میانسال افزود: در این مدت به شهرستان رفته بودم که مرد خریدار دوباره با من تماس گرفت و خواست برای تنظیم قرارداد به تهران بیایم. چند روز بعد وقتی به تهران آمدم، خبری از مرد خریدار نشد. قصد داشتم خودرو را به فرد دیگری بفروشم که از دادسرا احضاریهای دریافت کردم مبنی بر این که خودرو را در قبال دریافت 180 میلیون تومان، به فردی فروخته، اما آن را به وی تحویل ندادهام. با این حال من شاکی را نمیشناسم و تاکنون با او وارد معامله نشدهام.
ردپای پستچی قلابی
در ادامه تحقیقات، ماموران مدارکی را که شاکی ارائه کرده بود، به متهم نشان دادند که وی ادعا کرد امضا و اثر انگشت متعلق به اوست، اما از متن نوشته شده مبنی بر فروش خودرو اطلاعی ندارد. چرا که تاریخ آن مربوط به روزی است، که پیکی به در خانهاش آمده و پس از تحویل نامههای پستی، از او خواسته چندین برگه را بابت تحویل آن امضا کرده و اثر انگشت بزند، اما به دلیل عجلهای که داشته متن برگهها را نخوانده است.
با اطلاعات به دست آمده، ماموران انتظامی به مرکزی که پیک موتوری از آنجا آمده بود، اعزام و متوجه شدند مردی که به خانه متهم آمده، کارمند آنجا نبوده است. در ادامه، دوربین مداربسته خانه متهم را بررسی کردند و معلوم شد گفتههای او صحت دارد. در حالی که تحقیقات برای دستگیری پیک موتوری و رازگشایی از این پرونده آغاز شده بود، ماموران به شاهد مرد شاکی ـ که سابقهدار بود ـ ظنین شده و او را دوباره بازجویی کردند.
این بار شاهد پرونده عنوان کرد گفتههایش دروغ بوده و شاکی، کلاهبردار و مرد متهم، بیگناه است.
شاهد دروغگو راز کلاهبرداری را فاش کرد
وی گفت: شاکی قلابی با اطلاع از نیاز مالی من، خواست با او همدست شوم تا با یک شکایت واهی از فروشنده خودرو 180 میلیون تومان کلاهبرداری کنیم و با شهادت دروغی که در دادسرا و مرکز پلیس میدهم، چند میلیون تومان به من پرداخت کند.
شاهد قلابی افزود: وقتی فروشنده حاضر به فروش خودرویش به همدستم نشد، با دادن پول به یک نفر از او خواستیم نامههای پستی مرد فروشنده را از صندوق مقابل خانهاش سرقت و خودش را به جای پیک پستچی معرفی کند و هنگام تحویل نامهها، برگههای سفید را میان برگههای رسید نامهها قرار دهد و از او امضا و اثر انگشت بگیرد.
وی یادآور شد: آن مرد نیز طبق خواسته ما عمل کرد و چند روز بعد روی برگههای امضا شده متن قولنامه خودرو را تنظیم و با حضور در دادسرا از او به اتهام کلاهبرداری شکایت کردیم.
با اظهارات این متهم، فروشنده خودرو بیگناه شناخته و آزاد شد و مرد متهم و شاهدهای قلابی او دستگیر و با صدور قرار قانونی روانه زندان شدند.