مردم بیش از 50 کشور جهان طی دهه 80 و 90 سریال خانواده کمپل را تماشا کردند

کوچ اجباری خانوادگی

«خانواده کمپل» ـ که در سطح جهانی با نام «کمپل‌ها» شناخته شده است ـ یک مجموعه درام خانوادگی تلویزیونی است که از شبکه دو در حال پخش است.
کد خبر: ۵۶۳۷۶۷

اولین اپیزود مجموعه اوایل آوریل 1986 پخش شد و خیلی زود تبدیل به یکی از موفق‌ترین مجموعه‌های تلویزیونی دوران خود شد. موفقیت مجموعه در دو کشور سازنده (اسکاتلند و کانادا)، باعث جلب توجه شبکه‌های مختلف بین‌المللی به آن شد و طی دهه 80 و 90، بیش از 50 کشور جهان آن را برای پخش از شبکه‌های مختلف خود خریداری کردند. استقبال تماشاگران بومی از ماجراجویی‌های کمدی و درام خانواده کمپل‌ها باعث شد تولید فصل‌های بعدی آن هم دردستور کار تهیه‌کنندگانش قرار بگیرد و پنج فصل دیگر آن هم جلوی دوربین رفت.

در کل تا اوایل دهه 90 میلادی، صد اپیزود خانواده کمپل‌ها پخش شد. آلن پریور، خالق و نویسنده اصلی فیلمنامه این مجموعه است. حدود شش فیلمنامه‌نویس دیگر از فصل دوم مجموعه به یاری او آمدند و در کار نوشتن فیلمنامه به وی کمک کردند. جورج بلامفیلد و تیموتی بوند، کارگردانان خانواده کمپل‌ها هستند. موفقیت مجموعه، این دو را هم تبدیل به کارگردانان موفق رسانه تلویزیون کرد و آنها پس از پایان پخش خانواده کمپل‌ها با چند مجموعه موفق دیگر تلویزیونی همکاری کردند.

درام خانوادگی خانواده کمپل‌ها حال و هوایی تاریخی هم دارد. مالکوم استادارت در این مجموعه در نقش اصلی یعنی جیمز کمپل بازی کرد. جیمز کمپل یک دکتر موفق اسکاتلندی است که سال 1830 در منطقه‌ای از کشور کانادا زندگی و کار می‌کرد. او سه فرزند به نام‌های نیل (با بازی جان وایلدمن)، اما (آمبرلیا وستون) و جان (اریک ریچاردز) داشت که هر یک از آنها ماجراها و قصه‌های خودشان را داشتند و با این قصه‌ها به کمک قصه اصلی مجموعه می‌آمدند. مالکوم استادارت درباره مجموعه و نقش خود در آن می‌گوید: «دکتر جیمز کمپل تمام تلاش خود را می‌کند تا به مداوای بیماران خود بپردازد. این در حالی است که اتفاقات و وقایع مختلف سیاسی و اجتماعی در محل زندگی او رخ می‌دهد. دکتر کمپل سعی دارد دور از این جار و جنجال‌، کار خودش را انجام دهد.

در عین حال،‌ این دکتر دغدغه‌ها و مشکلات خاص خودش را دارد. او بسیار مایل است همه چیز را از اول شروع کند. این در حالی است که سه فرزند او از موقعیت و وضعی که در آن قرار دارند، راضی نیستند. به نظر آنها، زندگی در این محل سرد و غم‌انگیز است. ظاهرا تمام جمع خانواده فکر می‌کنند مهاجرت از اسکاتلند به کانادا یک اتفاق خوب است و مشکلات‌شان به پایان خواهد رسید. آنها بر این تصورند در کانادا زمین شخصی خودشان را در اختیار خواهند داشت، پس جمع خانواده به کانادا کوچ می‌کند. اما این تازه اول ماجراهاست.

بخش اعظم صحنه‌های خانواده کمپل‌ها در لوکیشن‌های سرسبز کانادا در شمال این کشور فیلمبرداری شده. طراحی صحنه و لباس نقش مهمی دراین مجموعه ایفا می‌کند و سازندگانش تلاش زیادی کردند صحنه‌های آن به کمک طراحان صحنه و لباس، حال و هوایی طبیعی و قابل‌قبول به خود بگیرد. برای این منظور، سازندگان مجموعه به سراغ چند کتاب تاریخی مصور مربوط به اوایل قرن هجدهم رفتند. آنها لباس‌ها و صحنه‌ فیلمبرداری را شبیه آن چیزهایی خلق کردند که در این نقاشی‌ها دیده می‌شد. حتی سلاح مورداستفاده در خانواده کمپل‌ها هم با دقت تمام و براساس سلاحی ساخته شد که در آن دوران وجود داشت. جنگ بزرگ سال 1812 هم نقش مهمی در قصه مجموعه دارد و سکانس‌های نبرد با توجه به امکانات محدود تلویزیونی خیلی خوب کار شده است.

منتقدان تلویزیونی می‌گویند خانواده کمپل‌ها از دو بخش مجزا تشکیل شده که بخوبی در یکدیگر ادغام می‌شوند و یک قصه و موضوع واحد را تعریف می‌کنند. در یک سوی ماجرا، تماشاچی با خانواده کمپل ماجراجویی‌ها و ارتباطات آنها با همسایگان‌شان روبه‌رو هستند. این قصه، تلاش خانواده برای ادامه بقا در مزرعه را به تصویر می‌کشد. در سوی دیگر ماجرا، اتفاقات مختلف اجتماعی است که در زمان زندگی این خانواده رخ می‌دهد و نقشی تعیین‌کننده در زندگی آنها و بقیه مردم منطقه دارد. سازندگان خانواده کمپل این دو را به شکلی ظریف و جذاب در یکدیگر ادغام می‌کنند و بدون آن که فاصله‌ای بین‌ آنها ایجاد شود قصه در دو وجه خود به جلو می‌رود و تماشاچی را هم به دنبال خود می‌کشاند.

جورج بلامفیلد، کارگردان مجموعه در یک گفت‌وگو درباره آن می‌گوید: «تماشاگران تلویزیونی شخصیت‌هایی را دوست دارند که در معرض درهم شکستن عصبی هستند و حال و روز خوشی ندارند. آنها با این‌جور آدم‌ها ارتباط بهتری برقرار می‌کنند و می‌خواهند بدانند آنها برای رهایی از وضعی که در آن دچار هستند، دست به چه کارها و چاره‌جویی‌هایی می‌زنند. ما هم برای دکتر جیمز کمپل، چنین پیشینه‌ای فراهم کردیم. او کسی است که حیثیت حرفه‌ای‌اش لطمه خورده است و قصد بازسازی روحی و روانی خود را دارد. این دکتر می‌خواهد دوباره بلند شده و سر پا بایستد. شاید تنها راه‌حل برای او، مهاجرت و شروع یک زندگی تازه در یک مکان جدید باشد. در آن دوران، کانادا لقب دنیای جدید را گرفته بود و بسیاری برای آزمودن بخت خود و تولد دوباره، راهی این کشور می‌شدند، اما فیلمنامه مجموعه، سختی‌ها و موانع زیادی را پیش‌روی شخصیت اصلی خود قرار می‌دهد تا فکر نکند همه کارها به‌راحتی پیش خواهد رفت. تماشاگران خانواده کمپل هم در کنار دکتر جیمز، این مشکلات را تجربه و با او همراهی می‌کنند.

بیننده مجموعه هم برای رسیدن به دنیای جدید، تجربیات تازه‌ای را همراه دکتر و خانواده‌اش تجربه می‌کند. به باور من، رمز جذابیت مجموعه هم در همین نکته است.»

بلامفیلد که در سال 2011 و در هشتاد سالگی درگذشت، در فاصله سال‌های 1958 تا 2007، حدود 59 مجموعه و فیلم تلویزیونی را برای رسانه کوچک کارگردانی کرد، اما در تمام سال‌های فعالیت هنری، خانواده کمپل را یکی از بهترین کارهای خود معرفی و در زمان کارگردانی تعدادی از مجموعه‌ها از لحن روایتی این مجموعه پربیننده خود استفاده می‌کرد.

tvguide / مترجم: کیکاوس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها