گاهی حتی والدین حمایتگر نیز ممکن است پیامهایی به کودکان خود بدهند که باعث تضعیف عزت نفس آنها شود این اتفاق آسیبزا در مدارس نیز روی میدهد. یک معلم صرفا به منظور تحریک انگیزش کودک او را با همکلاسیاش مقایسه میکند یا اشکالات و پرسشهای کودک را با جملاتی نظیر این که «یعنی تو این را هم نمیدانی!؟» پاسخ میدهد.
سرزنشهایی که بار منفی بیشتری دارند مانند «بازهم اشتباه کردی» میتواند پتکی بر عزت نفس کودک باشد و این پیام را بدهد که تو همیشه اشتباه میکنی، ناتوانی و شایستگی کافی نداری. باور کردن این پیامهای خیرخواهانه اما مضر، از طرف کودک او را به درماندگی و باور نداشتن به تواناییهایش سوق میدهد که میتواند زمینهساز جرم باشد، اما چه باید کرد که چنین اتفاقی رخندهد؟ بازآموزی انتساب، روشی برای مداخله مثبت در درمان و کمک به این کودکان است و بهآنها کمک میکند تا باور کنند میتوانند با تلاش بیشتر بر شکست چیره شوند. غالبا به کودکان تکالیفی داده میشود که تا اندازهای دشوار است و آنها در مراحل اول شکست را تجربه میکنند، بعد بارها و بارها بدون اینکه توانایی کودک زیرسوال برود جملاتی نظیر این که «اگر جدیتر کار کنی موفق میشوی»، «اگر دقت کنی بیشک مساله حل میکنی» را به کار میبریم و با حوصله، کودک را در حل مسله تشویق میکنیم.
بعد از انجام هر مرحله از جملات تشویقی استفاده میکنیم و کودک از این طریق میآموزد موفقیتهای خود را به توانایی و تلاش خودش نسبت بدهد نه شانس و تصادف. روش دیگر برای ترغیب کودکان کم تلاش این است که کمتر روی نمره تاکید و بیشتر بر تسلط یافتن بر تکلیف تمرکز کنیم. برای اینکه بازآموزی انتسابی موثر واقع شود، بهتر است از همان ابتدا آغاز شود یعنی قبل از اینکه کودک به یک نگرش منفی در مورد خود رسیده باشد، زیرا اصلاح نگرش دشوارتر از ایجاد آن است.
رابعه موحد
روانشناس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم