رضا مقصودی، متن این سریال را همچون فیلمها و مجموعههای دیگری مانند اجارهنشینها، همسایهها، زیر آسمان شهر، همسران و خانه سبز، روابط آپارتماننشینی را دستمایه قرار داده است و به موضوعاتی در باب رعایت شدن و نشدن برخی اصول و فرهنگ آپارتماننشینی توسط ساکنان آن میپردازد و کارها و رفتارهای رایج توسط ساکنان یک آپارتمان را با ایجاد فضا و ساختاری طنز مورد نقد قرار میدهد تا هم لحظاتی شیرین را برای مخاطب رقم بزند و هم پندآموز واقع شود.
دهههای 60 و 70، با توجه به نوظهور بودن پدیده آپارتماننشینی که میتوان آن را محصولی وارداتی به ایران فرض کرد، نیاز به تولید چنین مجموعههایی بیشتر از زمان حال حس میشد و از طرف مخاطب مورد استقبال قرار میگرفت، چراکه ورود پدیدهها و ابزار مدرن همچون آپارتمانها و پاساژها، ارزیابی مدرنیته و پذیرش فرهنگ و تبعات آن را در رسانه ایجاب میکرد.
اما اکنون پس از گذشت دو دهه بخش عمدهای از سریالهای تلویزیونی در گونه آپارتمانی ساخته میشود، در حالی که اکنون تقریبا همه آپارتمانها با همراهی و همفکری ساکنان و با وضع برخی قوانین، مدیریت میشود و صرفنظر از برخی مشکلات که گاه توسط بعضی افراد هنجارشکن یا به عبارتی مناسبتر هنجارناپذیر ایجاد میشود، دغدغه مهمی را برای یک کار نمایشی به وجود نمیآورد و به همین دلیل، تولید مجموعههایی از این قبیل با تکیه بر آموزش فرهنگ آپارتماننشینی نمیتواند مخاطب چندانی را با خود همراه کند و بیشتر از این که اصل اساسی طنز یعنی انتقاد سازنده و روشنگری در مسائل و دغدغههای روز جامعه مورد توجه عوامل سازنده قرار گیرد، طنز به هجوگویی و مزهپرانی بدل و غالبا سعی میشود با استفاده از بازیگران چهره و محبوب تلویزیونی، مخاطب را کنار قاب کوچک بنشاند.
اما سریال تهران پلاک یک برای گریز از دام تکرار، موضوع دیگری را ضمیمه سوژه داستانی خود کرده است که دغدغه همیشگی بشر در همه جای جهان است و تاریخ انقضاء ندارد و آن روابط انسانی و چگونگی یک همزیستی مسالمتآمیز است.
در هر قسمت از این سریال یک خانواده یا یکی از اهالی ساختمان دچار مشکل میشود و دیگران که ابتدا او را به نوعی مخل آرامش ساختمان میدانند برای کمک به او راهی اندیشیده و با رفع مشکل، آرامش را به ساکنان برمیگردانند. در واقع این رفتار و کمک به همنوع و خبر گرفتن از حال همسایه یکی از خصایص و ویژگیهای اصلی ایرانیان است که با ظهور آپارتمان و آپارتماننشینی به دلیل ویژگی معماری غربی و جداسازی فضاها، کمکم مهجور شده و در حال فراموشی است.
این سریال با دست گذاشتن روی عادتها و خصلتهای از دست رفته، سعی میکند مخاطبان را به فرهنگ گذشته خود ارجاع دهد تا با یک بازنگری درست، سنتهای گذشته را در مدرنیته و مظاهر آن به جریان بیندازد.
بنابراین میتوان گفت گروه سازنده این مجموعه، از آموزش صرف فرهنگ آپارتماننشینی به تلاش برای رواج دادن و حفظ سنتها در اینگونه معماری وارداتی رسیده است.
مریم رها
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم