
وی اندیشمندی دینمدار بود که نجوای اتحاد اسلامی را که ریشه در دستور موکد، انما المومنون اخوه، داشت با صدایی بلند و رسا نه تنها در دنیای اسلام، بلکه در سراسر جهان طنینانداز کرد و در این راه با پشتکاری سترگ و قریحهای سرشار چنان توانمند و پرتلاش ظاهر شد که بهدرستی و همانطور که بسیاری از تاریخپژوهان اقرار داشتهاند، بهعنوان مبدع راستین اندیشه اتحاد اسلام و بنیانگذار واقعی نهضتهای اسلامی شناخته شد.
آنچه روشن است، این فرهنگمرد ایرانی که برخی پژوهشگران پهنه تاریخ به نادرست او را نه ایرانی بلکه افغانی میپندارند، هوشمندانه به بیماری صعبالعلاج و مزمن ناتوانی فزاینده ملل اسلامی پی برده و راز و رمز چگونگی و چرایی دچار شدن سرزمینهای اسلامی به این مرض را دریافته بود و از این روی کوشید با به کاربستن روش درمانی خاص و در عین حال ابتکاری نه تنها دنیای اسلام را از چنگ این بیماری دهشتناک و بنیانکن وارهاند، بلکه آن را برای همیشه تاریخ در برابر امراض وحشتناک مشابه واکسینه و ایمن سازد.
گفتنی است نسخهای که اسدآبادی برای درمان دردهای تن و جان ممالک و جوامع اسلامی پیچیده بود، سه داروی درمانگر را تجویز میکرد:
1ـ از میان بردن آثار تفرقه مذهبی و احیای روح وحدت اسلامی در تمامی جوامع اسلامی
2ـ براندازی حکومتهای استبدادی و دیکتاتوری مسلط بر کشورهای اسلامی
3ـ مبارزه علنی و مستمر با نفوذ و سلطه استعمارگران فرنگی
گفتنی است تلاش سیدجمال برای به کار بستن درست شیوه درمان از چند رهگذر انجام میپذیرفت که از جمله آنها میتوان به تبلیغ عقاید و تربیت شاگردان از طریق مسافرت به سرزمینهای مختلف اسلامی، نامهنگاری و ملاقات با پادشاهان مسلمان، تدریس در مدارس اسلامی مصر و افغانستان، سخنرانی در دانشگاههای اروپا، نامهنگاری و گفتگو با پیشوایان برجسته مذهبی و روشنفکران و همچنین نگارش کتاب و رساله اشاره داشت؛ اما یکی از کارآمدترین شیوههای به کار گرفته شده توسط وی، حضور پررنگش در عرصه مطبوعات و نشریات است.
الف: نگارش مقاله در روزنامههایی که به زبانهای پارسی، عربی و حتی فرانسوی توسط روشنفکران سرزمینهای اسلامی منتشر میشد. روزنامه اختر که به مدیریت محمدطاهر تبریزی در استانبول منتشر میشد از جمله آن روزنامههاست.
وی پارهای از مقالات خود را در این روزنامه که روشنفکران سرشناسی از طیفهای متفاوت فکری چون میرزا یوسفخان مستشارالدوله و میرزاآقاخان کرمانی در آن قلم میزدند منتشر کرد. گفتنی است در این روزنامه، نوشتارها و مقالههایی که در مخالفت باسیدجمال و اندیشهاش بود نیز به چاپ میرسید. از مهمترین آنها میتوان به تکفیرنامه سیدجمال اشاره داشت که گویا همراهی دربار و گروهی از سنتگرایان قشرینگر موجبی بر صدورش شده بود.
روزنامه حبلالمتین که به مدیریت مویدالاسلام سیدجلالالدین کاشانی در کلکته منتشر میشد و در دوران مشروطیت نیز نقش مهمی در رشد افکار مردم ایرانزمین ایفا کرد، یکی دیگر از روزنامههایی است که سیدجمال در آن مقالات افزونی انتشار داد؛ اما مهمترین روزنامه پارسیزبانی که اسدآبادی در آن مینگاشت و با گردانندگان آن به همکاری میپرداخت، روزنامه قانون بود که توسط میرزا ملکمخان، در لندن منتشر میشد.
روزنامهای که حتی در دوران اوج اقتدار ناصرالدینشاه و به رغم ممنوعیت ورود آن به ایران، از جمله پرطرفدارترین روزنامهها میان قشر تحصیلکرده و هر دوطیف روشنفکران دینی و غیردینی ایران بود و از سوی برخی نواندیشان چونان هاتفی برای آزادی شمرده میشد.
ب: نگارش جستارها و مقالات در نشریات و روزنامههای اروپایی: سیدجمالالدین به فراخور زمان در روزنامههای اروپایی نیز مطلب مینگاشت. این مهم بویژه زمانی که مطالبی علیه اسلام منتشر میشد بیشتر رخ مینمود. بهعنوان نمونه، در پی انتشار سخنرانی فیلسوف مشهور فرانسوی، ارنست رنان، در دانشگاه سوربن، که طی آن اسلام را بزرگترین زنجیر بسته شده بر پای بشریت در درازنای تاریخ معرفی کرد و مدعی شد اسلام با تحقیق و تفکر علمی دشمن است، سیدجمالالدین اسدآبادی با نگارش مقالهای در روزنامه دبا (Journa de Debat) به رد این گفتار پرداخت و به صورت مستدل پاسخ ایرادهای رنان را مشروح داشت.
شگفت آنجاست که ارنست رنان، پس از مطالعه نوشتار سیدجمال در مقدمه پاسخ خود ضمن تمجید از او چنین نگاشت: «جمالالدین کاملا از خرافات آزاد و وارسته است، شیخ، بهترین دلیلی است به وجود آن حقیقت بزرگ که ما غالبا اعلام کردهایم و آن عبارت است از این که قیمت ادیان به قدر آن قیمتی است که پیروان آن ادیان دارند.»
ج: تشویق و ترغیب شاگردان و دوستان به انتشار روزنامه: برابر با تاریخ، بسیاری از دوستان و شاگردان سیدجمال در پی توصیهها و تشویقهای وی به انتشار روزنامه پرداختند. روزنامه حبلالمتین، که پیشتر نیز از آن یاد شد، از جمله روزنامههایی است که در پی توصیههای سیدجمالالدین به مویدالاسلام مجال انتشار یافت.
ادیب اسحاق، روزنامهنگار مصری، دو روزنامه مصر و التجاره را تنها با سفارشهای موکد اسدآبادی منتشر کرد. یعقوب صنوع، دیگر روزنامهنگار مصری، با وجود آن که بر آیین یهود بود، شیفتگی خاصی به اندیشه سیدجمال داشت و به ترغیب او روزنامه فکاهی ابونضاره را منتشر کرد، روزنامهای که روزنامهنگاران در آن با طنزی گزنده بر خدیو مصر و استعمارگران انگلیسی میتاختند.
د: انتشار روزنامه: سیدجمالالدین که همواره اذعان میداشت «دین اسلام درهای شرافت را بر روی نفوس گشوده و حق هر گفتنی را در هر فضیلت و کمال اثبات میکند و مزیت افراد انسانیه را فقط بر کمال عقلی و نفسی قرار میدهد»، برای نشر افکار خویش دستکم دو روزنامه انتشار داد.
نخستین آن که عروهالوثقی نام داشت، با همکاری دوست دیرین و شاگرد وفادارش، شیخ محمد عبده، در پاریس و به زبان عربی انتشار یافته و به سراسر جهان اسلام فرستاده میشد.
روزنامه ضیاءالخافقین دیگر روزنامهای است که سیدجمالالدین آن را انتشار داد. مقدمات انتشار این روزنامه که به دو زبان عربی و انگلیسی و مقالات اسدآبادی در آن با امضای السید الحسینی منتشر میشد، چند صباحی پس از تعطیلی عروهالوثقی در لندن فراهم آمد.
مرام سید در این روزنامه همان مشیای بود که در روزنامه عروهالوثقی در پیشگرفته بود. از جمله به یادماندنیترین و مهمترین مطالب این روزنامه، مجموعه نوشتارهایی است که در نقد قرارداد استعماری رژی (قرارداد واگذاری امتیاز انحصار خرید و فروش توتون و تنباکو برای مدت پنجاه سال از سوی ناصرالدینشاه قاجار به ماژور تالبوت انگلیسی) و علیه بانیان آن بویژه شاهنشاه به اصطلاح ظلالله، سلیمانجاه، خورشیدرایت، فلک رتبت، قدرقدرت و کیوانرفعت و همچنین استعمارگران انگلیسی نوشته شده است.
مقالههایی بشدت ضداستبدادی و ضداستعماری که در نهایت نیز سبب شد دولت انگلستان وجود روزنامه ضیاءالخافقین را برنتابد و در نتیجه اسباب تعطیلی همیشگی آن را تدارک بیند.
امیر نعمتی لیمائی - جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم